ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

الآن انکسر ظهری و قلّت حیلتی.

سه شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۲۳ ب.ظ

بر حسین بتاختند و بر سپاه او غالب گشتند و تشنگی بر او مستولی شد.

بر بند آب بالا رفت و آهنگ فرات کرد و برادرش عباس پیشاپیش او می رفت.

ابن سعد عمرو ابن حجاج را با پانصد سوار فرستاد و راه را بر او بست.

زرعه ابن ابان تیری افکند که بر زیر چانه ی حسین نشست. حسین تیر برکند و دست را بر زیر آن گرفت هر دو دست از خون پر شد.

خون را ریخت و گفت خدایا سوی تو شکایت میکنم از آنچه با پسر دختر پیغمبرت می کنند.

سپس به جای خود بازگشت و تشنگی بر او سخت شده بود.

مردم گرد عباس را گرفتند و او را از حسین جدا کردند.

عباس به طلب آب رفت.

بر او حمله کردند. او نیز بر آنها تاخت و رجز میخواند.

زید بن رقاد پشت خرمابُنی کمین کرد. حکیم ابن طفیل سنبسی یاور او گشت و شمشیر به دست راست عباس زد.

عباس تیغ به دست چپ گرفت و حمله کرد و کارزار کرد تا ضعف بر او مستولی گشت و زخمهای سنگین وی را رسید و از حرکت فروماند.

زید ابن رقاد از پشت درخت خرما بر دست چپ او زد.

سپس مردی بر او حمله کرد و به گرز آهنین بر فرق سر او کوفت که سر او بشکافت و از اسب بگردید و فریاد زد: "یا اباعبدالله! علیک منّی السلام"

چون حسین او را بر کنار فرات بر زمین افتاده دید بگریست.

او را از زمین جدا کرد و گفت اکنون کمرم شکست و چاره ام کم شد..

هرگاه دشمن بر حسین و سپاه میتاخت عباس حمله می کرد و نزدیک حسین جهاد میکرد و حسین هر سو میگردید با او بود و خویشتن را سپر برادر میکرد و از حسین جدا نمیشد.

وقتی عباس رفت و کشته شد، دیگر هیچکس باقی نمانده بود.



+صلی الله علیک یا اباعبدالله.

+از کتاب آه.

۹۷/۰۶/۲۷
لوسی می

نظرات  (۳)

وقتی می خوندم همه چیز رو تو ذهنم تصور می کردم، خیلی سخته، مصیبت بزرگی بود.
سلام بر حسین
سلام بر زینب
سلام بر عباس
)))))))))))))))))))))))))))):
یا کاشف الکرب الحسین علیه السلام

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">