ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

زندگی مسالمت آمیز در جوامع اجتماعی.

شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۱ ق.ظ

دیروز با دوستی در مورد یک سری مسائل در این مملکت صحبت می کردیم.

در نهایت هردومون به اینجا رسیدیم که عقیده، یک موضوعِ کاملا شخصی است و تفتیش عقاید نه تنها صحیح نیست که قانونی هم نیست.

و هرکسی حق داره طبق هر آیینی که دوست داره زندگی کنه تا اون وقتی که رفتارهای ناشی از اون عقیده به دیگران آسیبی نرسونه.

خب هر دو در این مورد متفق بودیم. 

اما سوالی که پیش میاد اینه که حد آسیب رسانی به سایرین رو کی باید تعیین کنه؟ هوم؟

چه کسی صلاحیت داره که بگه این رفتار برای سلامت جامعه آسیب زننده هست یا نیست. من و زندگیِ من تعیین کننده است؟ یا جامعه و زندگی اجتماعی؟ یا مثلا نهادهای اطلاعاتی و امنیتی؟ چه کسی باید آسیبِ یک رفتار بر اجتماع رو مشخص کنه؟

می تونید بی طرفانه جواب بدید؟


+به وضع موجود کاری نداشته باشید. مدینه فاضله‌تون رو بگید. بعدتر مدائن فاضله رو با وضع موجود می سنجیم.

۹۷/۰۷/۰۷
لوسی می

نظرات  (۲۱)

۰۷ مهر ۹۷ ، ۰۹:۲۴ پلڪــــ شیشـہ اے
:)
یاد کلاس های کانت استاد کرباسی افتادم 
کانت میگه این ها رو اخلاق تعیین می کنه و واسه اخلاقی بودن یه گزاره پارامترهایی قرار میده که خب خیلی مفصله و جالب هم هست. :)) اما نهایتا تهش تهش اینه که باز این اخلاقه رو من انسانم که دارم حدود و صغورش رو تعیین می کنم. اما افراد معتقد به اخلاق کانتی و یا دین اخلاقی، این گزینه رو خیلی کارآمدتر و خوب تر میدونن. چون معتقدند از درون فرد جوشیده و فرد بهش معتقدتره از این بابت. اما بکن نکن های دینی چون اوامر بیرونی هستند، اون طوری عمل بهشون سخته. (درونی انسان نیستند) در صورتی که اگر کسی کمی تامل بکنه متوجه میشه که قانون الهی براساس فطرت انسانی نوشته شده یا به عبارت بهتر، فطرت انسان با قوانین الهی همخوانی داره.

حالا مسئله ای که طرح میشه اینه:
1.دین اخلاقی?
یا 
2.اخلاق دینی?
پاسخ:
خب ببین بحث رو عوض نکن! :دی
به عقیده من اخلاق دینی و دین اخلاقی یکی هستند.
ولی در مورد توضیحاتت بسیار ممنونم.
پس به نظر شما اخلاق چیزیه که میتونه تعیین کننده ی یک آسیب باشه؟ معیار تشخیص اخلاق انسانی چی میتونه باشه؟
به نظرم خود اشخاص که اصلا مععیار نیستن!چه بسا کسی از سیگار کشیدن بغل دستیش شکایتی نداشته باشه اما تکوینا آسیب میبینه
در جزیی ترین مسایلم متخصص میخواد،از اینجا به بعدم لابد اگر بگم خدایی که مارو خلق کرده متخصص ترین موجوده نظرم بی طرفانه نیست!:)

پاسخ:
استدلالت میتونه خیلی منطقی باشه. اما سوال بی طرفانه ی منم اینه که کدوم خدا؟
چیزی رو به عنوان مرجع انتخاب کردی که سخت بشه سرِش به توافق رسید.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۰۴ کرگدنِ بنفش
صادقانه ، نه نمیتونم بی طرف جواب بدم :)
پاسخ:
خب پس نظرِ جانب‌دارانه‌ت رو بگو :دی
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۲۴ کرگدنِ بنفش
منم میگم هر کس میتونه طبق عقاید خودش آزادانه زندگی کنه ...
یه سری مباحث و مسائل هستن ، فارغ از عقیده و دین و سنت و ... به راحتی آسیب زا یا نبودنشون با وجدان هر انسانی حتی بدترین انسان قابل فهمه :) 
یعنی از یه دزد بری بپرسی آقا دزدی کار خوبیه یا بد ؛ قطعا میگه بده ! 
یا قتل کار خوبیه یا بد ؟ 
یا کلاه برداری ! 
و هزار چیز دیگه که وجدان انسان ها درکش میکنه ... 
اما بعضی مسائل هست که قابل درک نیست ... مثلا من حجاب رو در وجودم به گونه ای درک میکنم و تو به گونه ای دیگه ! من حجاب نمیکنم میگم اسیب نمیزنه به هزار دلیل ، تو میگی آسیب میزنه به هزار دلیل خودت و هر دو به نظرمون دلایلمون منطقی و دلایل طرف مقابل ابلهانه اس  ... (مثال حجاب رو زدم به خاطر بحث داغ این روزهاش) 
اما در رابطه با قتل هم همینه ؟ نیست قطعا ! 
نمیدونم منظورم رو متوجه میشی یا نه ؟ :) 
نمیدونم چجور بیانش کنم.... 
ولییی ته ته ته تهش 
هر قانونگذاری ، که قانونی رو وضع میکنه ، باید انسانی باشه بی طرف ! 
که ما در دنیا چنین چیزی نداریم عملا :)  
اگر در ایران ما افرادی میان قوانینی رو میذارن ، تهش میرسی به منفعت شخصیشون....
منفعت شخصی یک گروه و فرقه و ...
نه فقط در ایران در همه جای دنیا ...
اگر صادق باشیم هیچ کدوم از ما آدم ها ؛ بی طرف نیستیم :) 
پاسخ:
حرفت کاملا مورد قبول و پذیرشه.
و البته منظور من از پست حجاب نیست چون محل اختلاف هم فقط حجاب نیست و در قبال برخی چیزها حجاب یک مورد کوچک محسوب میشه.
خواستم با عقاید مختلف یه گفتگویی بکنیم ببینیم کی منطقیتر میگه و چه کاری باید کرد.
مثلا شما میگی انسانِ بی طرف. خب انسانِ بی طرف کیه؟ متخصصه؟ متخصص چیه؟
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۲۹ کرگدنِ بنفش
و جواب سوالت 
چه کسی باید قوانین رو تعریف کنه ؟ انسان بی طرف 
چه کسی عملا قوانین رو تعریف میکنه؟ 
قدرت :) 
و حالا تو هزاری بیا بگو کسی با فلان خصوصیت و ال و بل بیاد قانون رو بذاره ، تا وقتی قدرت دستش نباشه ، نمیشه ؛)
پس همیشه قدرت هان که تصمیم میگیرن...
پاسخ:
بی طرفی رو تعریف کن اصلا. این بی طرفی ای که میگی چیه که باعث میشه طرف رو در حدِّ تعیین آسیبهای ناشی از یک رفتار خبره کنه؟
به وضع موجود کاری نداشته باش. مدینه فاضله‌ت رو بگو.
سلام
اونقدر این بحث خوب بود که نتونستم شرکت نکنم
هر عقیده ی غیر واقع بینانه ای به تناقض میرسه... این یه اصله... عقیده باطل یا نادرست خودش خودش رو رد میکنه... باید کسی باشه که بطلانش رو به شکل درست تجلی بده برای شخص
در قران سخن از جدال احسن شده در این مورد...
جدال احسن برای آشکار کردن تناقض عقاید غیر حقه هست نه سرکوب کردن طرف مقابل...
هیچ عقیده ی غیر حقی نیست مگر اینکه اگر با ادبیات خود همون شخص موشکافی اش بکنی به تناقض میرسه... یعنی خودش خودش رو رد میکنه...

باید فضای فراهم بشه تا تناقض عقاید غیر حق بزنه بیرون...
یعنی جدال احسن کار هر کسی نیست... واقع تخصص و سعه وجودی میخواد...
حتی به صرف تسلط نظری هم نمیشه جدال احسن درستی داشت...

یعنی تا مومنین عمق گیری نکنن راه برون رفتی وجود نداره...
جدا میگم...
پاسخ:
بله. ممنون از نکات خوبتون.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۱ پیـــچـ ـک
سلام
یه روایتی از امام صادق علیه السلام هست که اگر از دین دوستت سوال کنی هرآینه تنها خواهی ماند.
اگر رابطه دوستییه جور تشکیل اجتماع باشه رفتارها مهمه و نه عقاید.حتی در دوستی.
به نظرم جمع عقلای هر جامعه ای به هرچیزی نظر بدن میشه اونو قانون قرار داد. اگر این طور بریم جلو عقل به هرحال ما رو به سمت خدایی که قوانین رو میشناسه میبره. شاید افت و خیز داشته باشه ولی به هرحال روند رو به جلو خواهد بود.
پاسخ:
سلام. واقعا؟ نشنیده بودم.
خب در مورد اون رفتارها، رفتار آسیب زا رو چطور از رفتار غیر آسیب زا تمییز بدیم و ملت رو ملزم به رعایتش کنیم؟
بله میشه به قابلیت عقل در کنترل اجتماع اهمیت ویژه داد. ولی به نظر میرسه گاهی افتها خیلی آسیبزا باشند و برای نیل به هدف نهایی زمان خیلی زیادی نیاز باشه. نه؟
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۸ کرگدنِ بنفش
اخه عملا وجود نداره که بخوایم تعریفش کنیم 
یه جور فلسفه اس :))) 
گفتم آدم بی طرف یعنی آدمی فارغ از قدرت و منسب و عقاید اکتسابی ! 
که عملا وجود نداره ... 
+ من حجاب رو مثال زدم به خاطر بحث داغش و عقیده ی دینی بودنش :) 
پاسخ:
مگه میخوای خدا رو توصیف کنی که شدنی نیست؟ بالاخره یه سری ویژگی هایی از اون آدمِ رویایی تو ذهنت هست دیگه. همون ویژگی‌هاشو بگو.
خب آدم فارغ از قدرت و منفعت که لزوماً کاربلد نمیشه. میشه؟
بعد اینکه عقیده ی اکتسابی بده؟ و ایراده از نظرت؟ پس چه عقیده ای درسته؟

+متوجه شدم. گفتی.
من اینو گفتم که ذهنهای بقیه به سمتِ فقط حجاب نره.
واقعا بصیرت لازمه برای این جدالها...
واقعا این جدال احسن فرق داره با جدلهای متعارف که هدفشون مغلوب کردن طرفه...
یقین داشته باشید جایی که هدف مغلوب کردن طرف باشه حق آشکار نمیشه... جدال احسن اگر جدل متعارف بود یقینا حقی آشکار نمیشد...
ممکنه کسانی از قاعده ساختاری جدال احسن استفاده بکنن اما باز هم هدفشون به چالش کشیدن طرف مقابل باشه... این هم منتج به آشکار شدن حق نمیشه...
برای همین میگم هم تخصص میخواد و هم سعه وجودی...

کسی که پا در جدال احسن میذاره باید ریشه عقیده نادرست طرفش رو تشخیص بده... والا نمی تونه جهت جدالش رو درست تعیین کنه...
مثل پزشکی میشه که کسی از شدت کمبود آهن هی عصبی میشه میبرنش پیش پزشک بعد اون پزشک ارجاعش میده به روانکاو... این شخص مشکل روانی نداره فقر آهن موجب شده تعادل روانی اش رو زود از دست بده...
خب اول باید تشخیص ریشه ها درست اتفاق بیفته...
برای همین عرض کردم مومنین تا عمق گیری نکنن در این زمینه علاجی در اجتماع نخواهد بود...
پاسخ:
اوهوم. بسیار ممنون بابت توضیحات خوبتون از جدال احسن.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۲:۱۵ ایران جوجه
جالب انگیز بود بسی
پاسخ:
:)
اخلاق دینی با دین اخلاقی یکیه آیا؟
پاسخ:
همه جا یکی نیستند اما تو عقیده ی من بر هم منطبقند.
نیستند؟
منم عقیده ی خودمو گفتم و شاید کلمه ی یکی بودن غلط بود باید میگفتم بر هم منطبقند.
پاسخم به کامنت دوم پلک رو بخونید اگه غلط گفتم گوشزد کنید. ممنون.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۳:۰۱ پلڪــــ شیشـہ اے
ولی اون دوتا یکی نیستند. ;))
وقتی میگی بی طرف. یعنی من بیام دوتا چیزی که ممکن مطرح بشه رو بگم. برای همین دوشاخه اش کردم :)))
اگر حوصله ام کشید میام مینویسم. یه کم هم برم جزوه کانتم و بخونم یادآوری بشه.

و این که ممنون.
اون کامنتی که نوشتم برام موجب نشاط شد. چون باعث شد کمی فکر کنم. 
:*
عاقبت بخیر باشی عزیزم
پاسخ:
خب از نظر اسلام بر هم منطبق هستند. نیستند بازم؟
اونی که من متوجه میشم اینه که اخلاق دینی یعنی چیزی که دین به عنوان اخلاق معرفی میکنه و دین اخلاقی یعنی اون چیزی که اخلاقه دین باشه.
این نیست؟
اگر اینه که در نگاه اسلامی یکی ان دیگه. شاید کلمه ی یکی بودن غلط بود باید میگفتم در عقیده ی من بر هم منطبقند.
ولی در سایر نگاه ها و مکاتب یکی نیستند.
بازم غلطه؟ :دی

ممنون از کامنتت برو بخون باز بیا بگو :)
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۳:۰۶ ملکه بانو
به نظرت جز خدا و فرستادش کس دیگه ای میتونه درست و کامل معیار بده؟
پاسخ:
خب در یک اجتماع در مورد کدوم خدا و کدوم فرستاده میشه به اجماع رسید؟
چند فرض می ریم برای فهم حرف شما و تفاوت این دو:

اگر دین اخلاقی باشه دو معنی داره این حرف: یا اینکه دین فقط اخلاقه یا اخلاق بخشی از دینه/
معنی سوم هم شاید بشه بیان کرد : که دین برای اخلاق است.


اگر اخلاق دینی باشه/ بعد میگیم که [خوب و بد در] دین یا عقلی است یا نه/ اگر عقلی باشه که نیازی به دین نیست/ اگر عقلی نباشه هم که چرا باید این دستورات رو بپذیریم؟



اخلاق کانتی فطری است. و مبنای آن اصل طلایی «آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند است» که این توی مسائل فردی فقط جواب میده.

حالا دین اخلاقی همون اخلاق دینی هست؟
پاسخ:
هومممم ممنون. ما را آموختید. :)
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۴:۳۲ پلڪــــ شیشـہ اے
بر هم منطبق نیستند.
دو چیز متفاوتند اگر در اون ها عمیق بشی متوجهش میشی
پاسخ:
تو اسلام هم یکی نشدن. :))
آقای مرتضاد توضیح دادن. :)
ممنون. آموختیم. برم مطالعه کنم. :)
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۴:۳۷ پلڪــــ شیشـہ اے
راستی یه چیز دیگه رو یادم رفت بگم
اساسا نظر بی طرفی وجود نداره
چون ما با پیش زمینه هامون فکر می کنیم، حرف می زنیم و می نویسیم. والا همه یک جور بود نظراتشون
پاسخ:
بله وجود نداره واقعا. انسانها با عقایدشون زنده اند.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۱ پیـــچـ ـک
توی قراردادهای دو طرفه(مثل روابط دوستی دو نفر) توافقات دوطرف قانونه در درجه اول. 

پاسخ:
بله دقیقا. ولی لزوما همه قراردادها برد_برد نیست.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۵:۴۶ جناب منزوی
تفتیش عقاید درست نیست و طبق قرار معلوم انسان ها آزاد هستند که تفکرات خود را بدون هیچ گونه ترسی بیان کنن، اگر شخص حق طلب باشه و متوجه بشه مسیر یافکر و عقیده اش اشتباهه مسلماً اون رو عوض خواهد کرد.
اونطور که تاریخ گواه میده، زمانی که در صفین یک عده از یاران (خوارج) حضرت امیر بر علیه ایشون شمشیر کشیدن، حضرت با اونها کاری نداشت، حتی بعدها بر علیه حضرت سخنرانی می کردن (عملاً آزادی بیان)، اما وقتی سپاه جمع کردن و خواستن به شهر حمله کنن (اقدام به جنگ بر علیه حضرت) ایشون در برابر اونها ایستاد.
آزادی بیان و یا همان تفکر ایرادی نداره، زمانی ایراد داره که شخص از عمد یا غیر عمد بخواد رفتار غلط رو ترویج بده. اگر آگاهانه باشه خُب میشه دشم و اگر جهل باشه با تبادل نظر و مباحثه میشه اونها را متقاعد کرد و اگر متقاعد نشدن دیگه بر میگرده به حاکم شرع (شاید من اشتباه بکنم نمی دونم)
در رابطه با اینکه چه کسی برخورد میکنه، بنظرم این بر میگرده به جامعه، در جایی خود مردم باید با رفتار بد مقابله بکنن و اگر توانایی ندارن گزارش بدن.

ممنون بحث جالبی بود :)
پاسخ:
بله درسته. صبوری ایشون در حد بی نهایت بود.
دقیقا اینه که تبلیغ و ترویج عقیده ی باطل مذمومه.
ممنون خوب نوشتید‌.
نگفتید اون چیز، چی بود؟
پلک شیشه ای@

به عنوان یه دانشجوی فلسفه خوبه ابتدای جمله تون بگید کانت میگه ما پیش فرض تا آخر. ببخشید :)


پاسخ:
@پلک شیشه ای.
۰۸ مهر ۹۷ ، ۰۰:۲۴ جناب منزوی
کدوم چیز؟
پاسخ:
:دی
ببخشید واقعا. شما رو با آقای مردد اشتباه گرفتم. ایشون گفته بودند یه چیزی مانع از کامنت گذاری میشه و ازم خواستند حذفش کنم.پرسیدم چی؟ جواب ندادن یا دیگه نتونستن کامنت بذارن. دیدم کامنت گذاشتن(با عرض پوزش فکر کردم ایشون هستید!) پرسیدم اون چیز چی بود!
ببخشید دیگه.
۰۸ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۲ جناب منزوی
خواهش می کنم :)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">