شخصیت ذاتی و اکتسابی.

واقعا دوره زمونه‌ی عجیبی شده و من به وضوح می‌فهمم و درک می‌کنم که اگر بخوام واقعاً اون‌طور که مطلوب حقیقی است زندگی کنم چونان است که باید گلوله‌ی آتشی در کف دستم نگه دارم.

خب متاسفانه فعلا این کار رو نمی‌کنم و هربار گلوله‌ی آتش رو رها می‌کنم به امید روزی که دستم به خودیِ خود عایق شده باشه!

بگذریم.

چندی است به نقش والدین در سعادت نهایی فرزندان فکر می‌کنم.

به نقش والدین خودم.

به احساسات درونی خودم از خانواده‌م، از کودکی‌هام، از خودم و شخصیتی که شکل گرفته و یا به صورت ذاتی در من وجود داشته و مغلوبش هستم...

راستش خیلی خیلی موارد بیشماری یافتم از چیزهایی که انگشت اتهام رو در درجه‌ی اول به سمت خانواده و اطرافیانم می‌بره!

باور کردنی نبود ولی تاثیراتی که شخصاً از از حرفی، از واکنشی، از تهاجمی و از دفاعی که بر من وارد شده پذیرفتم بسیار زیاده و من به صورت ناخودآگاه شخصیتم رو در زیر لایه‌های ترس و سست‌عنصری و رویاپردازی و عدم اعتماد به نفس مدفون کرده‌م بدون اینکه بدونم. 

و الآن هم نمی‌دونم چطور باید به دیفالت حقیقی خلقتم برگردم.

و این موضوع تا حد زیادی برام نگران‌کننده است. 

تا حد خیلی خیلی زیادی...

:(

کرگدنِ بنفش ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۴:۵۲
کتاب جزء از کل رو خوندی ؟ 
تهش به طرز عجیبی شگفت زده ات میکنه که ما چقدر میتونیم شبیه والدینمون باشیم ، حتی اگر با اونها زندگی نکنین ! 
دیفالت همه ی ما مجموعه ی وسیعی از ژن هاس ... 
اون لوح سفیدی که تو ته ذهنته عملا امکان پذیر نیست ! 
و البته تاثیر شگرف محیط بر این ژن ها غیر قابل انکاره حقیقتا :) 

نه نخوندم. و البته ابایی ندارم از شبیه شدن به والدینم چون اونا رو موفق می‌بینم! :)

ولی حقیقته :(
لوح سفید که نمی‌خوام شخصیت آسیب‌ندیده میخوام.
بله دقیقا.

خب این که کاری نداره، یه ست از فکتوری کن، برمیگرده :))
یه ذره مصداقی میگفتی به جای اینکه کلی خانواده بی چاره رو محکوم کنی
تا بشه حرفی راجع بهش زد

گزینه‌شو پیدا نمیکنم :)

حالا میگم کم کم.

جناب منزوی ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۵:۰۹
چون خودم هم توش موندم راهکاری ندارم.

شما هم؟

البته آدم اگه ریشه‌ی یه رفتارش رو پیدا کنه برای اصلاح، کارش ساده‌تر میشه‌ها.

من نمی دونم چه پیشنهادی باید بدم بهتون
و راهکارش چیه


ولی بگذریم رو خوب اومدین :)

پیشنهاد نمیخواستم. میخوام قدری جوانب وجودم رو رو کنم.

:)

پیـــچـ ـک ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۵:۲۹
سلاااممم..چه عجب! چند وقته چیزی ننوشتی!

خیلی عالیه! میتونی درستش کنی! همش قابل ترمیمه! باور کن!

سلام. آره قدری مشغول بودم. :)

آره میدونم. ولی خب کار ساده‌ای هم نیست و بیش‌تر نگران تاثیراتِ ناگزیر خودم و اطرافیان بروی بچه‌ها هستم.

سلام علیکم
سعی در مسیر رشد است که موضوعیت دارد. ضعف‌ها و شرایطمان را می‌دانند و ان شاء الله امید ما هم به علم و رحمت و جبران‌کنندگی خالق است.
خداوند یاورتان!

سلام. ممنون از کامنت خوبتون.

پیـــچـ ـک ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۵:۴۱
این چیزایی که گفتی تا پنج سالگی شکل میگیره. تا اون سن هم معمولا بچه با مادرشه. یا مراقب اصلی. رفتار اون مهمه.
تا قبل از پنج سال میشه شخصیت بچه رو تغییر اساسی و کلی داد ولی بعد از پنج سال به مروز شاکله اصلی سخت میشه. بعد از اون هر صدمه یا پارادایم ناکارامدی رو میشه ترمیم کرد. مثل استخون شکسته که ترمیم میشه.


بچه هایی که این ور و اون ور همش سپرده میشن هم کلا داغون میشن. روی اونا اصلا بحث نکنیم.

دقیقا. رفتار مادر خیلی مهمه. اما تاثیرات اطرافیان تا روزگار جوانی هست. یعنی به یه نوجوان اگر چیزی بگی حتما روش اثر میذاره.


کرگدنِ بنفش ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۶:۰۷
یه چیز جالب بگم بهت ...
یه تحقیق علمی ای یک روانپزشک داشت میکرد ، در رابطه با یک بیماری روانی و قتل ...
به طور روتین از قاتل ها و پرسنل سالم بیمارستان ، آزمایش ژنتیک گرفت ، 
بعد از اومدن نتایج ؛ دید یکی از پرسنل بیمارستان ژن اون بیماری خطرناک روانی رو داره ، سریع رفت بایگانی که در بیاره این موجود خطرناک کیه ! 
فهمید خودشه :)) 
و بعد تحقیق رفت به سمت تاثیر محیط بر بروز ژن :))
اون پزشک اگر در خانواده ای غیر از خانواده خودش و در یک خونواده ی مشکل دار بزرگ شده بود احتمالا الان یک بیمار روانی بالقوه ی خطرناک بود :) 

جالب بود :)

سلام
برای همه ما این ارثهای ژنتیکی وجود داره اما چیزی که انسان رو صاحب عزم میکنه در برون رفت از این ارث ها این هست که خدا به تلاش هر شخص نمره میده نه به نداشته ها و یا حتی داشته های موروثی اش...
یعنی اگر کسی به صورت ژنتیکی انسان صبوری هست و تلاشی برای افزایش این صبر نمی کنه اونقدر سعه پیدا نمی کنه که منی که ژنتیکی عجول و کم صبرم و در راه رفع این ضعف تلاش میکنم...

حتی ممکنه در نهایت تلاش من تاثیر مثبتی داشته باشه و صبور تر هم بشم اما از اون که ژنتیکی صبوره در صبر ضعیف تر باشم... اینجا سعه ای که من از اون صبر کمی که بدست میارم خیلی بیشتر از سعه اون شخصی هست که از من صبورتره اما تلاشی برای افزایشش نمی کنه...

مهم ارزش افزوده ای هست که انسانها تولید میکنن برای همین حتی انبیا هم نسبت به هم دارای مراتب هستن...
صاحبان عصمت از نطفه و رحم پاک متولد میشن اما اون همتشون و تلاششون بوده که فرق بین امامت حضرت براهیم و حضرت مهدی علیه سلام از زمین تا آسمان هست...
در حالی که امام زمان از نسل حضرت ابراهیم هستن...

اون ارزش افزوده هست که به انسان سعه میده...
وانگهی مهمه اینه که راه برای رسیدن به آنچه مطلوب شما هست باز باشه... که شک نکنید راه برای وصول هر شخصی به مطلوب ذاتی خودش بازه..
مثلا شما میدونید جایگاه رهبریه صالح برای یک کشور چقدر والا هست اما ممکنه هیچ وقت در دلتون نخواسته باشید رهبر یک کشور بشید... رهبر صالح رو دوست دارید اما آرزوتون نیست... مثلا دوست دارید یه استاد دانشگاه صالح و موثر بشید...
انسانها به دوست داشتنی های صادق خودشون یقینا میرسن... اگه تلاش کنن و توکل...
و راضی خواهند بود اگر تلاش کنن و توکل

حرفهای خوبی بود. ممنون.

محسن خطیبی فر ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۷:۵۷
سلام
هر گناهی ی بخشی از روح رو می‌زنه خراب می‌کنه. ممکنه ی وقتی این گناه تو چند تا نسل قبل اتفاق افتاده و ما میراث‌دار عقوبت اون می‌شیم. در قدم بعد، اون بخش داغون روح؛ خودش شروع می‌کنه آدم رو کشوندن ب سمت گناه‌های جدید.  از ی جایی ب بعد، آدم خودآگاه؛ تا می‌تونه باید فرمون نفس‌ش رو بگیره دست‌ش و بعد اگه هنر داشت، شروع کنه ب بازسازی قسمت‌های خراب. خلاصه‌ش این‌که ما وقتی ب دنیا می‌آییم، ب هیچ وجه پاک و معصوم و بکر و تر و تازه نیستیم و کلی نقص تو روح‌مون داریم. سن تکلیف نقطه‌ی خوبیه برا شروع عملیات جلوگیری از تخریب روح. بعدتر و با یادگیری مهارت‌های انسانی، می‌شه شرایطی رو فراهم کرد ک آدم بتونه خودش رو هرس کنه و رشد کنه و بره بالا تا آسمون.

سلام. شما اینطور فکر می کنین؟

که آدم بکر و پاک و معصوم نیست؟

ملکه بانو ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۹:۲۴
راستش من چنین احساسی ندارم. این که خیلی از ویژگی هام رو از پدر و مادرم گرفتم قبول دارم، ولی انگشت اتهامم بیشتر سمت خودمه. احساس می کنم با چنین پدر و مادر و شرایطی باید خیلی خیلی خیلی بهتر میشدم ولی خودم گند زدم به همه چی

البته من ویژگیهای شخصیتی منظورم بود، نه ویژگیهای ناشی از رشد و تعالی. و البته انگشت اتهامم هم رو به والدینم نیست رو به خانواده و اطرافیانمه. شخصیت حساسی در پذیرش حرفهای دیگران داشتم و این باعث شده که حرفها و واکنشها روم اثر بذاره و شاید غفلت والدینم در پاک نکردن اون اثرات بوده! شاید! حالا تو چندتا پست می نویسم نمونه هاش از خودم و اطرافیانم رو.

پیـــچـ ـک ۲۲ مهر ۹۷ , ۲۳:۳۹
ببین واقعیت اینه که ما اول باید خودمونو تربیت کنیم. تربیت فرزند فرع بر تربیت نفسه!
منظورم اینه که در مسیر خودسازی یکی از مراحلی که باهاش روبرو میشیم تربیت بچه هامونه. مطمئن باش همون طور که تو صاحب اراده و اختیار هستی، همون طور که تو پاک نهاد هستی، همون طور که تو خدای مهربون و رحمن و رحیمی داری که مراقبته، اونها هم دارن. ما تا یه حدی نسبت به بچه هامون وظیفه داریم. 
خودتو درست تر کنی تاثیر مثبتت روی بچه هات بیشتر و قویتر میشه تا جایی که تاثیر محیطای همسال یا اطرافیان رو کمرنگ میکنه. 
در ضمن به بچه ت اعتماد کن!

حرفهاتو کامل قبول دارم. چند تا پست شاید در بیان مصادیق بذارم.


پیـــچـ ـک ۲۲ مهر ۹۷ , ۲۳:۴۳
بذار . حتما میخونم و خوشحالم که اعتماد داری بهمون.

قربون شما😊

من وقتی به این چیزا فکر میکنم احساس بدی دارم،احساس قدر ناشناسی!چون خیلی از ویژگی های خوبم رو هم از والدینم دارم... تازه غیر از حال و عاقبت خودم از اینکه با رفتارهای خیلی کوچیکم دارم باورهای بزرگ پسرمو راجب خودش و جهان می‌سازم ترس سرتاپامو میگیره!...خیلی پیچیده ست سرم داغ می‌کنه!...

نه من چنین احساسی ندارم چون واقعا قدر شناسم. :)

و البته والدینم رو مقصر نمیدونم. خانواده و اطرافیان رو دخیل در ماجرا می‌دونم. که اونم بعضاً سهوی بوده. کلا دنبال مقصر و متهم نمیگردم. دارم از همون اثر تربیتی صحبت می‌کنم.
دقیقاً خیلی پیچیده است...

محسن خطیبی فر ۲۳ مهر ۹۷ , ۰۰:۳۸
من نظرم رو ک گفتم: -منظور سوال‌تون رو متوجه نمی‌شم؛ کمی توضیح لطفاً.

خواستم ببینم برداشتم از حرفتون درست بود یا نه.

اینکه به نظر شما روح انسان در بدو تولد پاک نیست و ممکنه دچار آلودگیهای ناشی از وراثت باشه. درست فهمیدم؟

محسن خطیبی فر ۲۳ مهر ۹۷ , ۰۱:۴۲
واضح‌تر اگه بخوام بگم این‌طوریه ک ما کلاً ناقص زاده می‌شیم. حالا نگیم «ناپاک» به‌تره. این‌طوری ک ارزش‌گذاری می‌کنیم، خرابکاری می‌شه. اما ب برداشت من؛ بالاخره ما کامل نیستیم در بود تولد. بعد این‌که، بخشی از این نقص ب خاطر عمل‌کرد بد گذشتگان و اجداد است. بخشی هم مربوط ب خلقت بشر است و همه‌ی این نواقص؛ مقدمه‌ای است برای رشد و تکامل و رسیدن ب خدا.

جالب بود. ممنون از توضیحتون.

صبورا کرمی ۲۳ مهر ۹۷ , ۱۱:۴۰
احساس میکنم مامان بابام در حد خودشون تلاش کردن و هر آنچه در تفکر اونا بهترین بود برای من و خواهر برادرم انجام دادن و این وسط خودم کوتاهی کردم...

قطعا همینطوره. تقریبا برای نود و نه درصد والدین همینطوره.

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
دی ۱۳۹۷ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان