ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

بی‌اعتمادیِ مثبت.

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۴۰ ق.ظ

این بحث اونقدر برام مهمه که مدتهاست هی بالاپایین میکنم ببینم چطوری بنویسم که واااقعا اثرگذار باشه و حتی اگر شده یک نفر به این جرگه‌ی بی‌اعتمادیِ مثبت بپیونده. و البته قبلا هم ازش نوشتم.

نمیدونم میتونم از پسش بربیام یا نه ولی بسم الله و بالله و علی برکت الله می‌نویسم.

این رو بدونید دوستان که وقتی کسی عقیده و فکرش رو خودش شخصاً با تحقیق خودش و علاقه‌ی خودش انتخاب کرده باشه برای اون عقیده ارزش قائله و اجازه نمی‌ده هر حرفی به عقیده‌ش حمله کنه. این تعصب نیست. این حصاربندی نیست. این ارزش قائل شدنه. درست مثل فاصله‌ی غرور و اعتماد به نفس. شما باید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید و از طرفی نباید مغرور باشید. اینجا هم همینه. شما باید برای عقایدتون و ارزشهاتون و فکرتون ارزش قائل باشید و در عین حال نباید تعصب نابجا داشته باشید و چشم و گوش و قلبتون رو مهر و موم کنید. اگر کسی می‌خواد عقاید شما رو به چالش بکشه باید برای حرفش دلیل بیاره و بنیان عقیده رو نشانه بره. نه اینکه از این طرف و اون طرف مصداق جمع کنه و به خورد شما بده و منتظر باشه بنیان فکریتون به همین سادگی به هم بریزه (که متاسفانه گاهی خیلی راحت به‌ هم میریزه!)

باری به هرجهت نباشید و برای خودتون و شخصیتتون و افکارتون(که حتما محققانه به دست اومده) ارزش قائل باشید. اجازه ندین هرکس هرچیزی رو به اسم عقیده و حرف درست به خورد شما بده.

و البته اجازه بدین آدم‌ها عقایدتون رو به چالش بکشند. این خیلی براتون مفیده. خیلی خیلی.

قصد این پست اینه که بیایم و یه قراری با خودمون بذاریم و در زندگیمون حرف هیچ بنی‌بشری رو باور نکنیم!

من خودم هیچ ادعایی، هیچ حرف و هیچ جمله‌ی خبری رو "باور" نمی‌کنم و تا وقتی از صحتش "مطمئن" نشدم برای هیچ احدی هم نقل نمیکنم. من اسم اینو گذاشته‌م "بی‌اعتمادیِ مثبت". که یکی از ضروری‌ترین نیازهای جوامع و علی‌الخصوص جامعه‌ی شایعه‌خیز ماست.

خب این بی‌اعتمادیِ مثبت یه سطوحی داره که باید کاملا هوشیارانه توسط خودتون تعریف بشه. مثلا چی؟ مثلا لیست معتمدینتون. که البته باید بدونید اینها تو چه زمینه‌هایی معتمد حساب میشن. نمیشه کسی تو همه‌ی زمینه‌ها حرفش حجت باشه. چون هیچ‌کس تو همه‌ی زمینه‌ها متخصص نیست. احساسی آدم انتخاب نکنین. مثلا اینکه حرفهای والدینتون رو در زمینه‌ی سیاست باور بکنین یا نه. در نقل قولهای فامیلی چطور؟ ادعای همسایه‌تون رو باور بکنین یا نه. ادعای همسرتون در مورد پژوهش‌های علمی رو باور بکنین یا نه. در موضوع دین و سیاست و جناح‌ها چطور؟ حرف کی رو باور کنیم؟ این هوشیاری خییییلی مهمه. یه وقتی هست شما به پدرتون صد درصد اعتماد دارین. هرچی ایشون بگه دربست قبول میکنین. خب باشه قبوله. حالا همین پدرِ شما با ادعای صحت، ماجرایی برای شما نقل می‌کنه و شما هم قبول می‌کنید و باور می‌کنید. خب اینم قبوله.

فردا روز دوستتون میاد خلاف اون ادعا رو به شما میگه. طبیعتاً شما قبول نمی‌کنید. میگید دلیل بیار. سند و مدرک رو می‌کنه. و شما اصالتِ سند رو بررسی میکنید می‌بینید سندش صحیحه. خب دیگه شما ناچار هستید در مقابل سند و مدرکش تسلیم بشید. حالا چی میشه؟ اولین کاری که باید و باید انجام بدید اینه که پدرتون رو از لیست معتمدین در اون حوزه خارج کنید. اعتماد شما به پدرتون در اون حوزه‌ی خاص باید از صد درصد برسه به صفر درصد. باید و باید از حالا هرچی که میگه رو بررسی کنید و بعد قبول کنید.

من شخصاً هیچ حرفی رو از هیچ‌کسی باور نمی‌کنم مگر اینکه خودم شخصاً به صحتش پی ببرم یا اینکه گروهی از خبرگان مورد اعتمادم در اون زمینه (نه یک نفر! یک گروووووه!) اون حرف و ادعا رو تصدیق کنند.

برای من اونهایی مورد اعتمادم هستند که مثل خودمن. مثلا مستر کللللی زحمت کشیده که به لیست من وارد شده اما باز هم نه در همه حوزه‌ها. در حوزه‌های خاص حرفش برام حجته ولی همین مستر اگر چیزی بگه و ادعا کنه که حرفش درسته و بعد برام رو بشه که اشتباه گفته بلافاصله از لیست معتمدینم در اون حوزه خارج میشه.

برای خانواده‌ی ما(من و مستر) خییییلی مهمه که خودمون رو بازیچه‌ی دست جریانات نکنیم. حالا این جریان یه وقتی در سطح کلان و دین و مذهب و جناح های سیاسیه که به راحتی آدم‌ها رو بازی می‌دن و یه وقتی هم در سطح ماجراهای میان خانوادگیه.

این‌که کسی بهمون بگه فلانی این کار رو کرد و این حرف رو زد و این غیبت رو از تو کرد و این تهمت رو بهت زد برای من و مستر ذره‌ای اهمیت نداره چون اونقدر برای خودمون ارزش قائل هستیم که هرچیزی و هر حرفی رو باور نکنیم و نسبت بهش موضع نگیریم. و این باعث شده که خیلی از خبرهای خاله‌زنکی فامیل اصلاً برای ما گفته نشه. خودشون میدونن ما اهلش نیستیم.

یه زمانی خودمو خفه می‌کردم که تا وقتی یک حرفی منبع نداره باورش نکنید. حالا باید بگم تا وقتی اعتبار یک منبع رو نسنجیدین اون حرف رو باور نکنین.

من وقتی می‌بینم کسی در مورد یک ادعایی پستی نوشته و برای اون پست منبع هم ارائه کرده تا وقتی ته و توی منبع و نویسنده‌ش و عقایدش و مسیرش رو درنیارم هیچ ادعایی از اون منبع رو باور نمی‌کنم. چرا به صرفِ منبع دیدن زیرِ پست‌ها حرف‌ها و ادعاها رو باور می‌کنیم و نشر هم میدیم؟ چرا واقعا؟!

اونم تو این دوره‌ی وانفساه که هرکسی برای رواج یک ادعا و یک شایعه در سطح جامعه ممکنه حتی اجیر شده باشه و دستمزد بگیره و اصولا شبکه‌های خبری و اجتماعی کاملا براساس همین رویکردهای زودباورانه‌ی مردم بنا شدن و از سادگیِ آدم‌ها به راحتی استفاده می‌کنن و هرچی می‌خوان رو به خورد مغزهای من و شما میدن. خب اینجور آدم‌ها در شبکه مجازی وبلاگ هم هستند.

لازم نیست با آدم‌ها درگیر بشید یا برچسبِ غیرقابل اعتماد بودن بهشون بزنید. نه! شاید در یک نقل قول خطا کرده باشند. اما شما خودتون باید همیشه هوشیار بمونید. بابا شما دینی دارید، مسلکی دارید، عقیده‌ای دارید. چرا اجازه میدین هرکسی هرچیزی علیه تفکرات شما بگه و شما نه‌تنها قدرت حمایت از عقیده‌تون رو نداشته باشید بلکه حرف او رو هم باور کنید. اگر دین و عقیده‌ای ندارید که هیچی. اگر عقیده‌هایی دارید که محققانه نیست و براساس حرف اطرافیانتونه ک برید و به عقیده‌ی محققانه تبدیلش کنید. ولی اگر با تحقیق به عقیده‌ای دست پیدا کردین براش ارزش قائل باشین، محققانه به عقیده‌تون پایبند باشین و در برابر حملات و شایعات هوشیار باشین. این خیلی خیلی مهمه و البته تو این زمونه بسیار هم کمیابه...

هرچیزی رو هم باور نکنین! باورتون رو از سر راه آوردین؟

فلانی برد، فلانی دزدید، فلانی اختلاس کرد، فلان دزد از فلانی دستور گرفت، فلانی بی‌گناه بازداشت شد، فلانیِ بی‌گناه توسط فلانی با دستورِ مستقیمِ فلانی کشته شد، فلانی با اون همه جرم آزاد شد! خب بابا شما از همه‌ی جریانات همه‌ی فلانی‌ها واقعاً آگاه هستید؟ یا به صرفِ شنیدن تو اخبار و پست ها و بلاگها و ادعای یه سری از آدم‌هایی که هرگز منابع رسمی و معتبری نیستند، وارد بازی شدین و دارین به این شایعه‌پراکنی‌ها دامن می‌زنید؟ اصل اینه که مطلع باشیم، پیگیر باشیم، آگاه بشیم و مطالبه‌گر باشیم و به نظر من اولویت اول مطالبات از بدنه‌ی حکومت در این زمانه باید شفافیت باشه. اما تا وقتی شفافیتی وجود نداره قبل از رسیدن به آگاهیِ صد درصد هیچ حرفی رو باور نکنید و خودتون رو وارد بازی‌های سیاسی و اجتماعی نکنید. 

همه‌مون در قبال چیزی که انتشار می‌دیم مسئولیم. همه‌مون.


+آه که چقدر دوست داشتم تعدادی مثال واقعی از پست‌ها و بلاگرها و جریانات سیاسی و اجتماعی که سادگی آدم‌ها رو نشانه رفته رو ضمیمه پست کنم! 

۹۷/۰۷/۲۵
لوسی می

نظرات  (۱۱)

۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۱ کرگدنِ بنفش
اقا کجا پول میدن من برم مزدور شم :))))
شهریه ها کمر شکن شده 
+جدای از شوخی پستت رو دوست داشتم 
پاسخ:
بستگی داره بخوای کدوم طرفی فعالیت کنی. موضعت رو مشخص کن بهت معرفی کنم. :)))
میدونی که من خودمم منافعم از یه جاهایی تامین میشه! :/

+قربون تو 😙
سلام خیر ببینین
بعد از یه بحث چالشی کردن تو یکی از پست ها با کسی که نمیخواست حرف حق رو قبول کنه اومدن و خوندن این مطالب کاملا درست مخصوصا پاراگراف اول موضوع آرامشی داد که خیلی خوب بود
همیه دقیق و جامع موارد رو میسنجید
به هر حال بهره هوشی بالا همین چیزا رو داره
پاسخ:
سلام. الحمدلله.
این چیزها معمولا خونده میشن اما نمیدونم چقدر بهشون عمل میشه.
بحث چالشی خوبه اما وقتی بحث باشه. عملا ندیدم بحث درست درمونی تو وب شکل بگیره غالباً یا به توهین میرسه یا به اصراااار و پافشاریِ بی‌ثمر بر عقیده.
البته خودم هم بهش مبتلا شده‌م ها! مبرا نیستم. اما سعی می‌کنم بیاموزم و اصلاح بشم.

شما لطف دارین و ازتون ممنونم.
ولی لطفا قضیه‌ی هوش و این چیزا رو فراموش کنین. این‌طوری راحت تریم.  :)
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۴:۰۹ جناب منزوی
عقیده ای که بر مبنای عقل باشه عقیده ی درستی هستش.
هیچ وقت حرفی رو بدون تعقل و تحقیق قبول نکنیم.
ممنون بابت مطلب
پاسخ:
درسته همونطور که گفتید تعقل و تحقیق.
گاهی عقل به تنهایی جواب میده، گاهی فقط تحقیق نتیجه می‌ده، گاهی نظر خبرگان و گاهی هرسه با هم.
مهمه که هرچیزی سنجیده بشه.

ممنون از لطف شما.
برای خط آخر جوابتون که اشاره دردناکی به دو پست قبلیتون داره توصیه دوستانه دارم، تاحالا اینطوری راحتتر بودیم، تو یه فضایی سعی کنین برعکسش براتون راحتی داشته باشه، اصلا فخر بفروشید بذارید همه بدونن چه افتخاراتی دارید خودتون رو محدود نکنین اینطوری به نظرم برای همون چیزی که خودتون گفتین درمان شدنه، راه خوبی باشه
البته جسارته ها ولی امتحانش ممکنه ضرری نداشته باشه
پاسخ:
:))
بله اشاره‌ی دردناکِ غیرآگاهانه‌ای داشت. حواسم نبود.
خب چیزی که براش زحمتی نکشیده‌م نباید مایه‌ی فخرم بشه باید مایه‌ی شکرگزاری باشه.
ممنون از لطف و دقت نظرتون. من خودمو به خوبی درمان خواهم کرد به لطف خدا.:)
اتفاقا امروز صبح توی توییتر داشتم به همین فکر میکردم که واسه یکی مثل من حتی فیو زدن |همون لایک خودمون| که بقیه براحتی انجام میدن توی تایم لاین برای من چقددددر سخته!!

یعنی پشت سر هم داره توییت میاد و هی خبرها و ادعاهای مختلف که تو میخای لایک کنی و بازنشر کنی بعد میگی صبر کن! عجله نکن! سرچ کن حداقل ...
پاسخ:
احسنت به شما :)
واقعا امثال شما آدم رو به جامعه امیدوار می‌کنند.
یه پاراگراف در بسط همین حرف شما به مطلب اضافه کردم. ممنون از اینکه با نگاه همه‌جانبه بحث رو تکمیل کردین.
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۲۵ ... به دنبال حقیقت ...
بدون هیچ گونه شوخی و مزاحی، تکبیر!

حرف حساب که جواب نداره...این خیلی خوبه...خیلی...و این خیلی خوب تره که ما نیز در حال پیمودن این مسیر هستیم...و لله الحمد...الحمدلله علی ما هدانا

ممنون بابت پست خوب
پاسخ:
ممنون لطف دارین و الحمدلله.
۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۸:۱۶ آقای مُرَّدَد
سلام! از اونجایی که قبلا تو یکی دوتا از پُست های من در این مورد و دیدگاهتون گفتگو داشتیم به شما اجازه میدم لینک وبلاگ و مطلب منو تو مثالهاتون بیارید. نگاه دیگران و انتقاددیگران هم حلال شما!

شما یا نَفَست از جای گرم در میاد یا علاقه داری چشمتو ببندی رو یه سری مسائل و یا، خدایی نکرده ......
شک ندارم که از حرفام دلخور نمیشی که اگر اینطور بود برای دلخور نشدنتون این کامنتو نمیذاشتم. 
پس:
دیدگاه شما به زبان ساده شبیه دیدگاه اون دست از آدماییه که وقتی میگفتن یک خدایی در آسمان وجود داره که خدای واحده و آفریدگار جهانیانِ، میگفتند: کو؟ کجا؟ پس چرا ما نمیبینیم؟ این آدمها چیزی که نمیدیدندُ با جدیت و با جرأت فراوان"نفی" میکردند. 

نباید انقدر قاطعانه این مطلب رو مینوشتید. 

میتونید این لینک رو بعنوان مثالتون قید کنید. عرض کردم که حلالتون.... :)
پاسخ:
سلام. خوبین؟ هنوز نرفتین؟ پیشاپیش زیارت قبول.
خب ناراحت که اصلا نشدم و ممنون با صراحت نظرتون رو گفتین چون خودم هم باشم چنین می‌کنم.. ولی انصاف به خرج بدید که این پست اصلا و ابدا نفی خدای دیده‌نشدنی و هرچیزی از این دست رو تایید نمیکنه.
میخواین دوباره بخونیدش؟
اگر نه بگم که من تو پست گفتم که عقیده باید محققانه باشه تا ارزشمند بشه و قابل دفاع باشه. عرض کردم که نظر خبرگان رو مد نظر قرار بدید چون در همه چیز متخصص نخواهید شد. عرض کردم که برای عقیده‌ی محققانه‌تون تعصب داشته باشید ولی به گوش و چشم و قلبتون مهر نزنید و اجازه بدید عقایدتون رو به چالش بکشند و این براتون مفیده.
بازم نظرتون در مورد این پست همینه؟

متاسفانه لینک باز نشد و من یادم نیست چی بود ولی خب همینجا می‌ماند. هرکس خواست بره ببینه. فقط امیدوارم کژتابی ایجاد نکنه! :)
من چشمم رو رو چیزی نمی‌بندم اما به صرف اینکه کسی بگه فلانی رو بدون جرم بردن و بازداشت کردن و شکنجه کردن حرفش رو قبول نمی‌کنم. شاید واقعا این کار رو کرده باشن ولی دلیلی نداره منی که از ماجرا بی خبر هستم و ناقل خبر هم جزو معتمدینم نیست یهو کاسه‌ی داغ‌تر از آش بشم و این خبر رو به صورت حداکثری نشر بدم که فلانی رو آزاد کنند. نه آقا من تا ندونم و مطمئن نباشم از موضوع صحیحی دارم حمایت میکنم، از چیزی حمایت نمیکنم.
اگر همه این کار رو کرده بودیم هرکسی به خودش اجازه نمی‌داد شایعه‌سازی کنه.
من یه پاراگراف به انتهای صحبتم اضافه کردم شاید متناسب با صحبت‌های قبلی من و شما باشه.
ولی خدایی موقع نوشتن خط آخر به یاد شما نبودم :دی
سلام علیکم
احسنت! هم موضوع بسیار مهمی را بیان کردید و هم روش جالبی ارائه فرمودید.
پاسخ:
الحمدلله.
ممنون از لطف شما.
و سلام بر شما.
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۱۲ پیـــچـ ـک
سلام
این پست ربط به همونی داره که فکر کردم؟ همون وبلاگه؟

حرفاتو قبول دارم ولی این توی سطح عقلانیته. واقعیتش اینقدر بعضی سراغ منابع غیر معتبر رفتن و اینقدر ذهنشون رو درگیر حرفای بی اساس کردن که اصلا دیگه نمیشه ازشون انتظار داشت. اگر یه مدت دنبال یه حرفی از یه منبع سست هم باشیم عقلانیت تعطیل میشه. مثل این که غذایی رو بخوریم که کیفیت نداره. بدن میپوکه.

دقت کنی بعضی هستن که نه حوصله مطالعه دارن، نه حوصله گفتگو دارن، نه حوصله فکر کردن دارن...همه مواضعشون رو هم از سر خشم میگیرن. همین توییتر که آقای دچار اشاره کردن، بعضی از پستای توییت شده رو میخونم، انگار اصلا قصدشون ایجاد تنش در جامعه و ابراز خشم صرفه.


پاسخ:
سلام. کدوم وبلاگه؟ :/
فقط یک وبلاگ و پستهای یک وبلاگ نیست کلا خیلی‌ به این موضوع مبتلا هستیم. این موضوع مدتهااااست برام مهم شده.
دقیقا همینه. این تو سطح عقلانیت جواب میده ولی خب خواستم دعوت کنم لااقل باری به هرجهت نباشیم. امام علی می فرماید اونها در کفرشون ثابت‌قدم هستند شما در ایمانتون اینقدر سستید!
۲۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۳ پیـــچـ ـک
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** ** *** **** ** **** ****** *** **** ** ** ***** ** *** ** ** *** ***** 
درسته خیلی وبلاگا این طورین.

چون احساسی و از سر شور تنها ایمان آوردیم. چرا رهبری اینقدر به شعور در کنار شور توی محرم تاکید دارن. عقل باید در کنار محبت قرار بگیره تا ملات ایمان سفت باشه. مثل چسب دوقلو میمونه. 
باطل دیگه نیاز به اینا نداره که. 
پاسخ:
دقیقا. ممنون از توضیح خوبت.
ممنون 
من خیلی استفاده کردم
و برای یک نفر که خیلی لازمش بود هم فرستادم
خدا ایشالا از زبون شما هدایتش(مون) کنه
پاسخ:
ان شالله خدا هدایتمون کنه.
ممنون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">