روزنوشتِ بی‌خاصیت.

دیروز رفتم یونی یکی از استادها رو ببینم دوبار رفتم ببینمش، که میسر نشد.

دفعه سوم گفت فردا بیا.

امر۱وز در نهایت خستگی رفتم دانشگاه که خدا خیرش بده اصلا نیومد و من باز فردا باید پاشم برم! 

این استادمون خیلی دقیق و منضبطه و مطمئنم که قرارشو فراموش کرده وگرنه میومد.

اما خب واقعا نامردیه که برای پنج دقیقه حرف زدن سه بار مجبور بشم برم یونی.



+دیروز که این جناب وقت ملاقات نداد رفتم استاد عزیز خودم رو ملاقات کردم و کلی ازش انرژی گرفتم. وعده‌های جذابی هم برای کار بهم داد که حتی اگر هیچوقت محقق نشه با پیشنهاد دادنش هم منو مدیون خودش کرد.

بعدم رفتم سرِ افتتاحیه‌ی یه کار دیگه.

ببینم بالاخره از میانِ این همه پیشنهادِ کارِ یهویی، کدومش برای ما نون و آب و رزومه میشه!

:/

بابای نرگس ۲۹ آبان ۹۷ , ۲۲:۳۴
انشالله هرچی که خیره براتون رقم بخوره...

ان‌شالله واقعا دعا لازمم.

دخترِ بی بی ۲۹ آبان ۹۷ , ۲۲:۳۸
هرچی آرزوی خوبه مال تو...

وای ممنون عزیزم :)

یونی چیست؟
دانشگاه؟

بله دانشگاه.

جداً چرا بهش میگم یونی؟ :/

سلام علیکم
ان‌شاء‌الله ختم به خیر شود!
جمله‌ی زیر جدی بود یا ظنز:
«این استادمون خیلی دقیق و منضبطه و مطمئنم که قرارشو فراموش کرده وگرنه میومد.»

سلام. خیلی ممنونم.

نه واقعا جدی بود :)
ولی سوال شما طنز حساب شده‌ای داشت که جدیت جمله رو باور نکردین ؛)

صبورا کرمی🦄 ۳۰ آبان ۹۷ , ۰۶:۴۶
خیر برات پیش بیاد😊

ممنونم عزیزم. برای شما هم.

university
من تا قبل پست شما فکر می‌کردم یه درسه
http://ritalin10mg.blog.ir/1396/11/21/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%87

دقیقا از اینجا فکر می‌کردم یه درسه:)

آره خب منم از روی یونیورسیتی می گفتم یونی. ولی سوالم از این بابت بود که چرا فارسی را پاس نمیدارم؟ :/

فکر کنم ایشون هم منظورش یونیورسیتی بودا!

نه چون عکس کتاب داشت فکر کردم,یه درسه

:)

پس خوب شد من گفتم :)

مامان محمدمهدی ۳۰ آبان ۹۷ , ۱۸:۳۲
هعععییی دختر😉

:)

واقعاً مطمئن نبودم که جدی است، اگر چه بنا بر لحن سخنتان، گزینه ی محتمل همین جدی بودن بود.
یک بار یکی از هم‌کلاسی‌ها پیام داده بود که «امروز رفتم دان». فهمیدم «یونی» را بومی‌سازی کرده‌اند.

از بس که اینجور اساتیدِ منظم و حلال‌خور نادر و کمیابند! :(

دان گویا نیست. هست؟
هرچند یونی هم گویا نیست! :/

خدا را شکر سال‌هاست که نعمت همکاری با یک استاد بسیار منظم و مقید به اصول اخلاقی نصیبم شده است.
«دانشگاه» به نظرم آن‌قدر ثقیل نیست که نیاز به کوتاه‌شدن داشته باشد.

میتونه جزو نعمت‌های خاصه‌ی الهی حساب بشه. :)

بله و برام جالبه که چی شد به یونی عادت کردم؟! :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان