ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی‌می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+پسرکی هشت ساله،
و گل پسری پنج ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

1605.

جمعه, ۱۸ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ

تصمیم گرفتم از الان

از شب قبل

هم در مورد ناهار فردا تصمیم بگیرم

هم در مورد بازیهای مشترک من و پسرکم در روز بعد.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۸
لوسی می

نظرات  (۸)

چه اندیش مندانه!
پاسخ:
:))

:) 

برنامه‌ریزی دار :)) 

یه اپلیکیشن هست به اسم آشپزی پاپیون، خیلی دستور پخت های خوب و امکانات خوبی داره ، از بازار میتونید دانلود کنید . 

پاسخ:
:)))

نه بابا! نمیخوام اونقدر پیچیده ش کنم که!
همین که بدونم چی داریم و فردا قراره چی بپزم خیلیه!
آخه من همیشه ساعت یازده دوازده تازه فکر میکنم چی بپزم بعد کلافه میشم تا تصمیم بگیرم!! :|
بعدم دیر میشه تا بپزه، کلا ضعف میکنم از گشنگی!!
۱۸ دی ۹۴ ، ۲۲:۱۴ آبجی خانوم
مادری چه کار سختیه :(
پاسخ:
اگر با این پستم چنین حسی بهتون دست داد باید بگم اینها سااااااااااااااااده ترین بخشهای مادریه!!
:|
این اپلیکیشن که میگم چیز خوبیه، یه قسمتی داره به اسم چی بپزم، مواد رو میگی چندتا انتخاب برات میاره :) 
پاسخ:
عجب!
باشه امتحان میکنم :) از بازار میشه گرفت؟!
امروز وقتم کلا گرفته شده بود برای خوندن یه وبی که تازه باهاش اشنا شدم و داستان زندگیشو میخوندم یعنی کل ارشیو رو
یهو اومدم اینجا یه حس خوب گرفتم
مث این که تو یه جای غریب بری و یهو یه اشنا پیدا کنی
منم باخوندن اون وب انگار جای غریبی بود و باخوندن وبت و نوشتت حس کاملا خوبی دریافت کردم

:))
:-))
میشه گفت شما تنها دوست مجازی هستی که سابقه دوستیمون بیشتر از بقیه هست
چندروز بعد تولدت با وبت اشنا شده بودم یعنی 2 سال :))

پاسخ:
عجب! اینقدر جذاب بود که کل آرشیو رو خوندی؟
خوشحالم که وبم حس خوب بهت داده.
:*

بعله واقعا. شما قدیمی ترین خواننده و دوست ثابت منی :)
ممنونم عزیزم.. خوشحالم از دوستی باهات.. امیدوارم برای تو هم همینطور باشه :*
۱۹ دی ۹۴ ، ۱۲:۵۳ مامان محمدمهدی
فکر واجب تر دیگه ای نداشتی؟
: دی
پاسخ:
:))
همینا از مهمترین چالشهای روزانه ی من هستند.
مطمینا همینطور بوده که تا حالا دوستیمون پایدار مونده

بنظرم از خرداد امسال شروع به نوشتن کرده بود اما خب کم هم نبود مطالبش
خب خوندم دیگه حس کنجکاوی نذاشت نیمه تموم کنم وبشو :))
پاسخ:
مرسی عزیزم.
کدوم وب بود حالا! اگه جالب بوده ادرس بده ما هم بخونیم :)
البته اگه جالب بوده!
یه وبی بود که یه خانمی درگیر طلاق و اینحرفاست با یه دختر 4  ساله
لینک یکی از وب ها بود اتفاقی پیداش کرده بودم 
فکرنکنم ازین چیزا خوشت بیاد بنظرم تو وب های با مفهومو دنبال کنی  انرژی مثبت نداره وبش اگه خواستی بگو ادرسشو بدم
خودم اولشو خوندم و دیگه وسطاش رسیدم دلم نمیخاست بخونم اما خب مث رمان میمونه تا تموم نکردی ذهنت بیخیال نمیشه...

پاسخ:
نههههه! دوس ندارم. چون منم درگیرش میشم بعد اعصابم خرد میشه. رمان شیرین دوست دارم :)