وقتی آقای لام میاد میگه چی خوندی کجا خوندی؟
و من کلی برای جملات بعدیش رویا پردازی میکنم!
اما تهش میشه: آفرین موفق باشی :|
وقتی آقای لام میاد میگه چی خوندی کجا خوندی؟
و من کلی برای جملات بعدیش رویا پردازی میکنم!
اما تهش میشه: آفرین موفق باشی :|
دیروز برادر مستر خبر قبولیش تو دانشگاه آزاد رو به ما داد،
و من فهمیدم آی ام إ هاربل پرسن!
:|
این روزها گاهی پر از حس استرس میشم برای کنکور!
این استرس رو دوست دارم اما طولانی شدن زمان...
گاهی خوبه چون پایان نامه هم هست،
و گاهی بده چون تحمل این استرس تا زمان کنکور رو ندارم.
علاوه بر این تو ذهنم انگار خیلی ساده گرفتم و وقتی حجم منابع رو می بینم استرسم بیشتر میشه و خوشحالتر میشم از اینکه خیلی مونده!
نمیدونم فعلا که سیاستهای عجیبی دارم
خیلی خیلی خیلی دوست دارم که کنکورم رو عااااااااالی بدم و رتبه ی یه رقمی بگیرم و قبول بشم و خیال خودمو راحت کنم!
دوست دارم آمار بخونم و بعد بزنم تو کار شخصی و علمی!
حتی به این فکر کردم که اگر تو آمار موفق بشم میتونم حتی نرخ مقالاتم رو هم بالا ببرم،
و این خیلی عادلانه ست.
مدتیه رو دور رژیم گرفتن هم هستم.
و فعلا که تغییری نکردم! خخخخ!
مردم شیعه جزو قالتاق ترین آدم های دنیا هستند،
دروغ میگویند،
ربا
میخورند،
گرانفروشی می کنند،
کلاهبرداری می کنند،
اهل روزه و نماز و خمس و زکات و اینها هستند ولی با مِس مِس و افسردگی!
و در عین حال مدعی ترین مردم
هستند،
که فکر میکنند از هم اکنون در کنار انبیا در بهشت اقامت دارند
و تازه راجع به بقیه هم اظهار نظر می کنند!
این از بیماری های شیعه است که
ناشی از منبرهای ماست.
این یک وسوسه ی شیطانی است
که ما به مردم گفتیم اسمت که شیعه باشد، نامت بین دوستان اهل بیت است....
جوری دین را معرفی کردیم که
مردم دل خوش کرده اند که در هر حال نام ما بین دوستان اهل بیت است.
وصیت
می کنند از پولهایی که به ناحق به چنگ آورده اند،
مبلغی هم به متولیان حرم و
مشاهد مشرفه بدهند
و نزدیک اولیا دفن شوند که فرشتگان جرئت نکنند برای
عذابشان بیایند..
شما خودتان غافلید یا خدا را غافل فرض کرده اید؟؟
روزی
چشم باز خواهید کرد که طبق وعده ی الهی غرق در عذاب خواهید بود
ولو نامتان شیعه ی علی بن ابیطالب باشد...
+به قول آقای رحیم پور ازغدی فقط یکی مثل شهید مطهری جرئت میکنه اینقدر بی پرده صحبت کنه!
من برای رتبه ی یک رقمی کنکور پر از انگیزه ام.
من میتونم،
من میتونمممممممممم!
از سخنران این تد تاک،
یک مقاله خوندم:
"از محمد_صلوات الله علیهتا داعش!"
میتونم بگم بسیار خوب و تا حد معقولی بی طرفانه بود.
+این مقاله رو وبسایت این آقا بود و تجربه ی شخصیش از مطالعه در مورد عراق و سفر شخصی به عراق بود و نکته ی مهم اینکه نه دانلود کردنی بلکه خریدنی بود! و از اونجایی که حتما تا الان متوجه شدید که من کلا تو کار مطالعه ی مفتکی هستم و زورم میاد پول بدم، (:دی) لذا ازش خواستم اگر که می شود لطف بنماید و رایگان برایم بفرستد چون من اصلاً اهل پول دادن نیستم اما واقعا از صمیم قلب دوست دارم این مقاله را بخوانم! (یه همچین استدلال متقنی داشتم! :))
حالا از شوخی گذشته به این استدلال موجه که محدودیتهای کشور من باعث میشه که نتونم براش پرداختی انجام بدم، به خاطر حساب بانکی و اینا، اگر این محدودیت نبود، میخریدمش هاا! باور کنید! (شما که باور نکردید، نه؟! :دی)
خودش که جواب نداد (نامرد!)
اما یکی از خوانندگانش گفت ایمیل بده برات بفرستم!
خداوند خیرش دهاد وگرنه اساسی تو خماری این مقاله می موندم!
:)
+یه همچین آدم اهل مطالعه ای هستم من! :)
وقتی رویاهای زندگیت با هم جمع نمیشه!
+یا شاید بهتره بگم وقتی که جمع شدن رویاهای زندگیت،
یه پشتکار عالی،
یه همت مضاعف،
و یک یار همراه میخواد،
و تو تقریباً هیچکدوم رو نداری!
امروز روز ازدواج و خانواده ست،
حال و روز ما که خوش نیست،
مستر و پسرک هم رفتن استخر..
:)
از فردا روزشمار دهه ی اول ذی الحجة شروع میشه.
اگر میتونیم این نه روز رو روزه بگیریم،
و در هرحال نماز این نه روز رو دریابیم.
اونقدر آسون و پر برکته که حیفه از دست بدیم.
باشد که به برکت این ایام در اعمال حاجیان شریک باشیم.
+ وَ یَذکُروا اسمَ اللَّهِ فی أَیَّامٍ مَعلُومات(28حج)
نام خدا را در ایامی معین یاد کنند..
+التماس دعا
+دهه ی اول ذی الحجة دهه ی توحید است.
و مستر که امشب غافلگیرانه بازگشت.
تو این روزهای ماموریت مستر،
دیگه به خودم اجازه نمیدم ازش بپرسم کی برمیگردی.
روم نمیشه.
با این همه بی تابی برای یک روز زودتر و دیرتر، جواب همسران شهدا که دیگه همسرانشون برنمیگردن رو چی بدم؟
دیگه نمی پرسم.
این شد که امشب مستر غافلگیرانه بازگشت :)
+و من امروز بی نهایت خسته ام!
امروز گل پسر قشنگم با صورت خورد زمین،
و لبش شکافت.
پدرم دراومد تا دکترش گفت چیزی نیست و بخیه لازم نداره.
از اینکه امروز من رو یهو به خودتون خوندید،
و قسمتم کردید که در صحن و سرای شما نماز بخونم،
ازتون ممنونم.
+همین و دیگر هیچ.
شهید حججیِ عزیز حجت خداوند در مقابل چشم همگان شد.
+رهبر انقلاب.
امروز رفتم دانشگاه با استاد راهنما سر این چالش ایجاد شده صحبت کنم،
یه ماجرایی پیش اومد که نشد برم پیش استاد.
رفتم تو سایت دانشجویان دکترا نشستم،
یهو یه آقایی رو دیدم احساس کردم این آقا همون آقاست!
ولی مطمئن نبودم!
یه خانمی رفت سلام علیک کرد با ایشون،
دنبالش رفتم پرسیدم فامیل این آقا چیه؟
گفت همون آقای فلانی!
خلاصه!
رفتم و نیم ساعت از وقتش رو
به رایگان(!)
تأکید میکنم به راااااااایگان،
به نفع خودم مصادره کردم!
به واقع احساس میکردم غنیمت جنگی به دست آوردم!
:))
+به من گفت: نگران نباشین کمکتون میکنم!
خواستم بپرسم: مجانی؟ یا پولی؟ پولی باشه اسمش کمک نیستا! (ولی نگفتم)
بعد گفت: شانس شما دوستم داره از آلمان میاد،
تو شرکت بنز کار میکنه(!) کارش همینه،
میگم کمکتون کنه! :|
باز خواستم بپرسم: مجانی؟ یا پولی؟ پولی باشه اسمش کمک نیستا! (ولی نگفتم!)
+نکته ی اخلاقی: بیایید همه با هم مجانی به هم کمک کنیم! :)