ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی‌می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+پسرکی هشت ساله،
و گل پسری پنج ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

۱۲۲ مطلب با موضوع «شخصی :: تصمیم» ثبت شده است

3.

قبل از اینکه برای تلافی، گوشزد کردن، یا مجاب کردن بقیه درمورد خطاهاشون

منتظر فرصت خاص باشم

از خدا بخوام لغزش هاشون رو ببخشه.



+یکی یه حرفی میزنه یا یه کاری میکنه،و آدم رو شدیداً دلخور میکنه،

گاهی اینقدر بد میشم که منتظر فرصتی ام که بهش بگم از این حرفش یا اقدامش دلخور شدم،

حالا به هر نحوی!

هرچند من هیچوقت اهل انتقام نبودم و نیستم، اما بهش فکر میکنم که کاش جوابشو میدادم مثلا.

و گاهی حتی شده که با فکر کردن به توانا بودنم در انتقام، آروم میشم! :|

تصمیم گرفتم از حالا اگر همون لحظه میتونم از خودم دفاع کنم، بکنم

اگر نه، به جای فکر کردن در مورد اینکه چه کار بدی کرد و کاش نمی کرد و من چه کار میتونم بکنم،

از خدا بخوام که او رو ببخشه..

بلکه اینطوری خودم هم مورد مغفرت قرار بگیرم

و هی بهم یادآوری بشه که من هم لغزشهای بسیار دارم..

+موارد قبل 1 و 2

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۷
لوسی می

دیروز فهمیدیم که مادرشوهر جان،

قصد نداره برای گل پسرمون مراسم دندونی بگیره.

لذا این مهم بر دوش خودمان افتاد!

تو این وضعیت هجرتی،

خیلی حوصله برگزاری مهمونی بزرگ ندارم

اما خب اصلا هم دلم نمیاد مراسم نگیریم.

خلاصه تصمیم گرفتیم بعد از ماه مبارک

و قبل از هجرت از اینجا

مراسم رو برگزار کنیم.

تا اون موقع اکثر وسایل رو هم می بریم،

و جا برای مهمانی بزرگ باز میشه.

:)



+ما جشن دندونی برگزار نمیکنیم.

ملت رو به صرف آشِ دندونی دعوت میکنیم. همین!

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۵
لوسی می

مهمانی های افطاریتون رو نذر ائمه کنید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۷
لوسی می

2.

و تا حد ممکن به کار بقیه کاری نداشته باشیم.



+که نود درصد آفات و آسیبهای زلال بودنِ روح از همین کار داشتنهای بیجا شروع میشه.

اینطوری قضاوت کردن هم از وجودمون کم کم رخت بر می بنده ان شالله.

آخه ما چه کار داریم که چه کسی چطوری فکر میکنه و چطوری عمل میکنه؟

+گفتم تا حد ممکن! حدش هم جایی است که اسلام در خطر باشد! :دی

فقط اسلام! نه سلایق ما، نظرات ما، سبک زندگی ما،

واقعا لازم نیست کسی به سبک زندگی ما پایبند باشه! لازمه؟؟!

+کارِ سختیه می دونم!

+این تصمیم دومه بعد از این.

تصمیم اول هم حالش خوبه سلام میرسونه :)

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۷
لوسی می

جوانها مکرّر از من سؤال میکنند،

و در مورد معنویّت و تعالی روحی و مانند اینها نصیحت میخواهند؛

خب، (...)

آن چیزی که من از بزرگان شنیدم و به شما عرض میکنم، یک کلمه است؛

مهم‌ترین کار برای اعتلای معنوی و روحی، پرهیز از گناه است؛

این مهم‌ترین کار است. (...)

گناه‌ها را بشناسید، خودتان را مراقبت کنید.

(...)

این مهم‌ترین راه اعتلای معنوی است.

البتّه بلافاصله بعد از این، انجام فرائض است؛

و در میان فرائض هم از همه مهم‌تر نماز است؛

(...)

نماز با حضور قلب، نماز اوّل وقت، حتّی‌المقدور نماز به جماعت،

این چیزها را رعایت کنید، شما اعتلای روحی پیدا خواهید کرد،

فرشته خواهید شد،

از فرشته بالاتر خواهید شد؛ این را شما بدانید.

(...)

هیچ نصیحت دیگری لازم نیست؛

ذکر خاص و مانند اینها هیچ لزومی ندارد.

البتّه خیلی خوب است با قرآن مأنوس باشید،

هر روز حتماً ولو چند آیه‌ای قرآن بخوانید.


+فرشته بشویم :)

+گناه نکنیم، به نماز اهمیت ویژه بدهیم، هر روز ولو چند آیه قرآن بخوانیم و دیگر هیچ!

+صحبتهاشون در جمع دانشجویان بیست تیرماه نود و چهار.

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۷
لوسی می

یک روزگاری که نذری پزون داشتم

دوستی بهم گفت چرا اینقدر خودت رو تو زحمت میندازی؟

چرا پول نذر نمی کنی؟

گفتم چون پولِ زندگیِ ما، از عرق جبین و کد یمین مستر تهیه شده

و من دوست دارم اگر چیزی نذر میکنم

خودم هم به نام ائمه فعالیتی بکنم،

و بابتش زحمتی بکشم

و خوش خوشان نذر نکنم.


+امروز فکر کردم که اگر به واقع دوست دارم به نام ائمه و به خاطر روی مبارکشون، زحمتی بکشم،

چرا برای گناه نکردن، نماز اول وقت خوندن و این کارها زحمت نمیکشم

که موثقاً رضایت تام و تمام ائمه رو در پی داره؟



+زحمت بکشیم.. و خوش خوشان شیعگی نکنیم..

گناه نکردن هامون رو نذر ائمه کنیم..

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۱۰
لوسی می

تو این مدت نبودن،

خیلی درگیرتر بودم با زندگی.

که پستهاشو فعال می کنم.

تصمیم جدیدی هم گرفتم.

بر مبنای همین پیش نویسی پست ها.

این مدت ده روزه میومدم شرح حال می نوشتم و می رفتم پیِ زندگیم.

دیگه دنبال حواشیش نبودم و وب نمیومدم.

همینش خوب بود.

ینی ماکزیمم روزی یک بار به وبم سر میزدم.

در شرایط قبل که پستها رو هر روز می نوشتم،

روزی لااقل دو یا سه بار میومدم سر میزدم که اگر کامنتی هست جواب بدم(حداقللللل!)

یا خودم جوگیر میشدم دوباره یه پیج از وبم رو میخوندم

و حس و حالاتم رو هی بازخونی میکردم(بس که جنبه ی وب نویسی دارم!)

حالا برای اینکه مدام نیام و هی سر شما رو هم به درد نیارم

و اینقدر شرمنده ی محبت شما و بی جنبگی های خودم نباشم

تصمیم گرفتم از حالا دو روز در هفته پست بذارم.

مثلا جمعه ها و سه شنبه ها.

و هر جمعه و سه شنبه احتمالا ده تا پست آپ کنم.

حالا شاید روزهاش در ابتدای کار پس و پیش بشه

اما سعی میکنم روزهایی رو ثابت کنم که برنامه ی زندگیم دقیقتر باشه.

و احتمالا پستهام قدری مشروح تر باشه و طولانی تر در ادامه ی مطلب.

یه سری تغییراتیه که احتمالا ایجاد خواهد شد.

ممنونم از همه تون.

که تو این مدت ده-دوازده روزه بودید واقعا.

من خیلی به یادتون بودم.. خیلی.

بازم التماس دعا.



+پستهای پیش نویس رو هم فعال کردم.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۳
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۷
لوسی می

امروز حرفهای خوبی با هم زدیم..

بعد از مدتها..

و تصمیمهای خوبی گرفتیم..

بعد از مدتها..

ممنونم به خاطر دل پاکت،

و قلب رئوفت،

و چشمهای زلالت..

که به هردومون یادآوری کرد که چی بودیم،

و چی میخواستیم..



+تو برنامه ی پنج ساله ی دوممون تغییراتی ایجاد کردیم..

+سراپا اگر زرد و پژمرده ایم، ولی دل به پاییز نسپرده ایم..

من و تو سبز میشیم دوباره.. سبزِ سبز!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۵
لوسی می

امروز یک اکانت اینستا ایجاد کردم.

البته قراره بدون پست باشه!

فقط برای فالو کردن.

و قول میدم که تو پستها تا حد امکان نظر نذارم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۰
لوسی می

در راستای تصمیمِ دوری از پرحرفی،

فهمیدم که این نفسِ من

اساسی اختیار کلام من رو در دست داره!

باورم نمیشه که این روزها* وقتی موقع گفتنِ جملات دقیق میشم

می بینم که تعداد جملاتی که در طول روز میگم

با این ویژگی که واقعاً "هیچگونه شائبه‌ای از مادّیت و خودخواهی و هواپرستی نداشته باشه"

خیلی کمه!

:|



+خوشحالم که زود به فکر این تصمیم افتادم!

* این روزها ظرفیت روانیم پر شده..

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۰۶
لوسی می
این پایان نامه

یک قورباغه ی زشت و لزجه

که جلوی راه بقیه ی ماهی ها رو هم گرفته..

باید قورتش داد!


+هرکاری میخوام شروع کنم،

میگم بذار پایان نامه تموم بشه، بعد..!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۱۲
لوسی می

در سه هزار و دهمین پست

تصمیم گرفتم مدتی درِ اینجا رو قفل کنم.

این مدتی که میگم

میتونه از ده روز

تا بیش از سه چهار ماه

متغیر باشه.

ولی حداقلش همون ده روزه..



+خیلی خیلی ممنون که بودین.

+تعطیلیِ ده روزه شاید چیزی نیست که اسمش رو بشه تعطیلی گذاشت

اما چون عادت به پست گذاشتنهای پی در پی در روز داشتم

و خیلی از لحظه هامو ثبت میکردم

گفتم بیام خبر بدم،

که دوستان مهربان نگران عدم حضورم نباشن.

ممنونم از همه ی مهربونی های همیشگیتون.

التماس دعا دارم.

و دعاگو هستم.

۲۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۰
لوسی می

تصمیم گرفتم از حالا فقط نظرات موافقم رو اعلام کنم!




+مگر اینکه اسلام در خطر باشد! :))

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۹
لوسی می

خیلی دلم پره

خیلی حرف دارم

اما نمیدونم کدوم رو بگم

و از کی غیبت کنم! :دی

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۰
لوسی می