ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی‌می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+پسرکی هشت ساله،
و گل پسری پنج ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
این هفته که گذشت
سه چهار روزی نهار خونه ی مادرشوهرم بودم
و نهار من به زور به شش قاشق می رسید
این شد که مادرشوهرجان به مستر گفت
"این خانمت رو ببر دکتر یه چیزیش هست!"
مستر هم احیانا در پاسخ،
فیگور تابلویی اتخاذ کرده بود
که مادرشوهر گرام متوجه گردیده
و به کسبِ عنوان سومین شخص مطلع در خاندان مفتخر شد.  


+هرچند که با گذشت دو روز،
هنوز به من تبریک نگفته!!!!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۳ ، ۱۵:۳۲
لوسی می
مفقودی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۳ ، ۱۵:۳۲
لوسی می
اینکه کسی بهره مند از نعمتهای دنیا و خوشی هاست،
نشانه ی لطف خدا به اوست؟؟!
نه!
کی گفته این نعمتها و خوشی ها
نشانه ی لطف خداوند است؟!
یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ  


+برشی کوتاه از یک سخنرانی آیت الله آقا مجتبی تهرانی
+ از این جهان متمتع و بهره مند می شوند و چون چارپایان می خورند و جایگاهشان آتش است.
+سوره ی محمد(ص)، آیه 12
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۵:۴۰
لوسی می
از مامانم خیلی دلخورم!
خیلی!
دو سه هفته ای هست که خونه شون نرفتیم
و همو ندیدیم.
چرا؟
چون مدام میگه نیاین! داداشت امتحان داره!!  


+نمیدونم باید خوشحال باشم که باهامون نداره یا نه!
اما نیاین گفتن های پی در پی به بهانه ی امتحانات آزارم میده.
+خوشحالم که بهش نگفتم باردارم.
وگرنه برام توقع بیشتری ایجاد می شد.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۳ ، ۱۵:۳۱
لوسی می

این روزها

از صبح تا شب

افقی هستم!

:((

 

+از اونجایی که کلا اهل بایگانی خاطرات دردهام نیستم،

ویارهام روی بارداری قبلی رو دقیق یادم نیست،

اما مطمئنم اینطوری زندگیمو فلج نکرده بود!!



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۳ ، ۰۷:۵۶
لوسی می
الان فهمیدم
که یکی از صمیمی ترین دوستانم هم
تقریبا هم زمان با من بارداره :)  


+ذوق بنمودم :)
+البته اون اولین بارداریشه :)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۳ ، ۱۵:۳۰
لوسی می
کلاً این روزها نگران سنجدم.
خیلی نگرانم..
هرچی میگذره احساس نگرانیم بیشتر میشه.
:((
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۹
لوسی می
واااااااااااای که این روزها اصلا حالم رو به راه نمیشه
حتی لحظه ای!
رو به راه نمیشه که نمیشه که نمیشه!
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۳ ، ۰۷:۵۵
لوسی می
ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)  


+عیدتون حسابی مبارک.
+نمیدونم چطوری میتونم نهایت حس تبریکیم رو منتقل کنم!
+زیارت پیامبر از بعید رو فراموش نکنید بخونید.
کلی معرفت و عشق میده بهتون ان شاء الله.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۸
لوسی می
من نمیدونم چرا هرجا کامنت میذارم
بعداً کامنتمو پیدا نمیکنم!
:|
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۳ ، ۱۹:۲۸
لوسی می
حدود دو ساعت پیش
مادربزرگم از جریان وجود سنجد باخبر
و به کسبِ عنوانِ دومین شخص مطلع در خاندان
مفتخر شد!
:دی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۳ ، ۱۸:۴۳
لوسی می
امروز پسرک رو بردیم پارک
و چون تو پارک پرنده پر نمیزد
منم بعد از سالها سرسره بازی رو تجربه کردم . :)  


+عالی بود...
+البته پسرک بخیل بازی درآورد
نمیذاشت منم سوار شم! :|
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۷
لوسی می
یادم میاد وقتی رو پسرک باردار بودم
حواسم به همه چی بود!
از خاموشی مداوم تلفن همراه گرفته
تا عدم استفاده از کامپیوتر و ...
که البته اثرات آرامش پسرک رو هم دیدم. (اگر ناشی از این باشه!)
ولی رو این سنجد بنده خدا
صبح تا شب نشستم پای لپ تاپ
و به وای فای وصلم!
تصمیم گرفتم یه مدت محدود کنم این استفاده رو
احتمالا وایمکس رو هم قطع میکنم
و فقط در مواقع ضروری وصل میشم یا هر چند روز یک بار!  


+این پست به معنای خداحافظی نیست
جهت جلوگیری از نگرانی دوستان مهربانمه :)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۶
لوسی می
این وبهایی که کلهمشون رمزیه خیلی جالبن!
هم پست ها رمزیه هم کامنت ها!
یعنی هیچ راهی برای ارتباط با نویسنده وجود نداره!  


+جوون تر که بودم خیلی تو خماریشون می موندم!
الان دیگه برام مهم نیست پشت درهای بسته چی نوشته شده!
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۴
لوسی می
شده کسی دو تا نیمرو بخوره
بعد یک ساعت بعدش از ضعف نتونه بلند شه؟؟!  


+اصلاً داریم همچین چیزی؟؟!
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۳ ، ۱۳:۱۰
لوسی می