امروز منو بردی به خاطرات لذت بخش رمضانهای قبل.
من که کاملا از یاد برده بودم..
ازت ممنونم.
یک دنیا ممنونم..
امروز منو بردی به خاطرات لذت بخش رمضانهای قبل.
من که کاملا از یاد برده بودم..
ازت ممنونم.
یک دنیا ممنونم..
تعهدات اقتصادی،
مسترِ حسااااس!
+کاش آدم ناچار نمیشد از کسی درخواستی بکنه.
دیشب مستر برگشت.
با یک روسری برای من،
یک توپ برای گل پسر،
و یک موتور برای پسرک.
خوشحالم کرد اما خیلی خسته تر از اون بودم که کلی هیجان به خرج بدم
و عذاب وجدان گرفتم..
خونه ی جدیدمون کف پوشش سرامیکه.
یه بخشی از جلوی آشپزخونه رو دادم تغییر مدل بدن.
حالا که زمین رو کندن و خراب کردن
میگه از اون مدل سرامیک هرجا میگردم نیست!
+و مستر!
که همیشه میره پشت دخل پیش فروشنده می ایسته!
هیچ جمله یا کلمه ای بلد نیستم،
که بتونه مراتب قدرشناسی من رو نسبت به حرکت دیشبت بیان کنه..
من که نمیتونم،
امیدوارم که خدا ازت بپذیره و اجر دنیا و آخرتش رو بهت بده.
موهای پسرک رو هم به درخواست خودش با ماشین اصلاح خیلی کوتاه کردیم!
البته کچل نشده اما خیلی کوتاه شده که نمیدونم بهش میگن نمره ی چند! ههه هه!
و از وقتی موهاش کوتاه شده انقددددددرررررر شبیه کودکی های مستر شده که کلاً رو اعصاب منه!
:|
+و تو نمی دانی که مو چیست! :|
ببینم امروز مستر چه کار میکنه...
دیگه نمیشه باهاش رفت..
باید قبول کنه که خودش اینو خواسته!
اصلا باورم نمیشه که مستر چطور میتونه اینقددددددر فیلم ببینه!!
من کار کنم و مستر فیلم ببینه!
من بچه ها رو نگه دارم و مستر فیلم ببینه!
من پست بذارم و مستر فیلم ببینه!
من بخوابم و مستر فیلم ببینه!
مستر با بچه ها بازی کنه و همزمان هم فیلم ببینه!
چطور ممکنه آخه؟؟!
+و بعد به من بگه من گاهی به خاطر شما از فیلم دیدنهام میگذرم!! :|
مستر برای تبریک روز پدر،
با بچه ها رفت خونه ی پدرش.
و از من خواست که نرم!
:|
الحمدلله که
هرکس،
حتی دورترین دوستان هم
وقتی به کمک نیاز دارند،
به یاد تو و سخاوتت می افتند..
+اعتراف میکنم که زمانی این موضوع برام آزاردهنده بود..
و خداروشکر که با ناشکری های من این توفیقات رو از ما سلب نکرد.
مستر و اعتقادات راسخش.
:)
+ما دیروز فهمیدیم اگر مستر شغل آزاد داشت قطعا ورشکست میشد.