ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی‌می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+پسرکی هشت ساله،
و گل پسری پنج ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

۱۰۷۷ مطلب با موضوع «خانوادگی» ثبت شده است

 تو این سفر من فهمیدم گل پسر خیلی جذابه!

تقریبا نود درصد کسانی که به ما می‌رسیدند

 از ایرانی و خارجی، 

تا با گل پسر خوش و بش نمی‌کردن از کنارمون رد نمی‌شدن!



+حتی مأمور عوارضی اتوبان!

+فکر می‌کنم چرا به هیچکدوم از خارجی ها پیشنهاد ندادیم با گل پسر عکس بگیرن؟! :/

:))

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۲۸
لوسی می

اینم گل پسر ما تو میدان امام

قبل و بعد از فرو رفتن در چاله ی پر از گل و لای!



+در کمال تعجب برای اولین بار شلوار زاپاس برای گل پسر بر نداشته بودم

ولی خوشحال شدم که رنگ شورتش با تی شرتش ست بود و تیپ جدیدی محسوب میشد! :))

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۲۳
لوسی می

تو باغ پرندگان نقش پدر و مادر بدآموز رو بازی می‌کردیم!



+همراه با ما یه عالمه بچه ی مهدکودکی هم اومده بودن باغ،

خب طبیعتا ما پسرک رو مثل مربیان مهد محدود نمیکردیم

و حتی برای بعضی کارها مثل غلت زدن رو سراشیبی چمنها،

ایستادن جلوی فواره ی آبیاری چمن

یا نزدیک شدن و دنبال پرنده های آزاد دویدن تشویقش هم می‌کردیم!

و همین موضوع دو سه بار شر به پا کرد! :دی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۴۷
لوسی می

مستر اومد و واقعا فراموش کرده بود که تولدشه1 :)

کلی ذوق کرد که کیک رو خودم پختم،

و خدایی هم کیک فوق العاده ای بود،

ما خیلی اهل کاکائو نیستیم اما واقعا این کیک رو دوست داشتیم.

پیشنهاد میکنم درست کنید.

تهیه ش خیلی هم ساده بود.

خوب بود خوش گذشت

مستر واقعا غافلگیر و البته ذوق زده شد.

تهیه ی شام هم بر عهده ی مستر بود!

:)



+بادکنک ها رو دلش نیومد بترکونه که بچه ها بازی کنن،

با کلی ضرب و زور یادداشت ها رو خوند! :))

+البته هدیه ی من هم گم شد!

+ و جالبه که مستر فکر کرد من همون چیزی رو خریدم که دلم میخواست بخرم اما پولشو نداشتم! :|

ان شالله برای روز پدر بشه بخرمش :)

1 هر سال به لطف بانکها، براش یادآوری میشد که تولدشه،

هرچند که بازم سورپرایز من موثر عمل میکرد. :)

اما امسال یه شب زودتر برگزار کردم که غافلگیرتر بشه :دی

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۵۱
لوسی می

خب! من تصمیم گرفتم امشب سورپرایز رو انجام بدم!

مستر از سر کار اومد،

و ما بی تفاوت زندگی کردیم!

بعد رفت که لاستیکهای ماشین رو عوض کنه،

منم پریدم برای اولین بار لاوا چاکلت کیک درست کردم

(که البته به نظرم کیک مرطوب شده و نه لاوا چاکلت و موقع سرو معلوم میشه چیه!)

بعدم جلدی پریدم پایین و از سوپری(!) چند تا بادکنک خریدم و توش یادداشت گذاشتم و بادشون کردم،

که مستر برای دیدن یادداشت ها باید بادکنکها رو بترکونه!

(این بخش بیشتر برای لذت بچه ها بود! خخخخ!)

پلاس یه سری خرت و  پرت برای شام!



+الانم خونه شهر شاااااامه و مستر در راه بازگشت! :)

+مشروح اخبار در پست آینده! :دی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۱۱
لوسی می

خب تصمیم گرفتم پول نقد هدیه بدم.

اما بساط سورپرازیکم برپا خواهد بود ان شالله.

خدایی با بچه ها سخته برنامه چیدن!

خدایی سخته!

خیلی وقته منتظرم بخوابن برم بساطمو آماده کنم.

هنوز که قسمت نشده!

اگر شد امشب و اگر نشد فردا شب تولد میگیرم،

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۳۷
لوسی می

من خیلی شاکی ام!

هیچی به ذهنم نمیرسه برای مستر بخرم.

:(

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۴۹
لوسی می

امروز با وجود شرایط جوی نامساعد برای رفتن به گردش و پیک نیک،

به اصرار مستر چهاردهممان را هم به در کردیم.

:)



+خدا خیرت بده مستر جان.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۲
لوسی می

امشب رفتیم فروشگاه،

و من خودمو کشتم که در غفلت مستر براش چیزی بخرم!

نشد دیگه.

:(

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۲
لوسی می

پس فردا تولد مستره.

و با توجه به اینکه هفته ی بعدش روز پدره،

تصمیم دارم هفت شبانه روز جشن و پایکوبی داشته باشیم.

:دی



+ولی واقعا تو ایجاد ایده ی جدید درمانده شده ام!

حتی نمیدونم برای تولدش چی بخرم! چه برسه به یه هفته جشن و پایکوبی!

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۳۸
لوسی می

آرزوی سیزده به در پسرکمون،

این بود که کربلا قسمتمون بشه.



+هرجا رفتیم، هر حرفی زدیم، وسط بازی، وسط شادی،

وسط آرزو کردن، هی گفت خدایا کمک کن ما بریم کربلا. :)

+الهی آمییییییییییییییییییین پسرکِ جااااانم :)

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۳
لوسی می

حتما تو این مملکت کسی هست

که با همین شرایطِ تو،

تونسته باشه به جاهایی که دوست داره برسه.



+مستر.

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۰۳
لوسی می

بادیگارد همین الان تموم شد،

تو فیلم یه مونولوگ هست که میگه:

به کسی که شغلش رو بازیچه ی زنش کنه دختر نمیدم!

بهت میگم:

شما هم شغلت رو بازیچه ی زنت نکردی!

میخندی!

حرصم میگیره از احساس موفقیتت!

از احساس ناجوانمردانه ی تایید شدنت با یک دیالوگ.

بعد در مورد نمایندگی مجلس صحبت میکنیم،

میگم هرکسی که میتونه تو این دوره زمونه باید یه گوشه ی این مملکت رو بگیره،

میگم حتی اگر آدم پیر بشه به پای این کار، باید بشه اما نذاره این مملکت اینطور به فنا بره،

میگی خب تو چرا تو شغل من چنین دیدی نداری؟

به من کمک کن که یه گوشه ی این مملکت رو بگیرم بلندش کنم.

بحث بالا میگیره!

بحث احساس عقب موندگی من،

همینی که هست های تو،

آرزوهای من،

تلاشت رو بکن های تو،

دلتنگی های من، گلایه های من از تنهایی هام،

همینی که هستهای تو.

کسانی مثل تو هستندهای تو،

حرفهات آروم کننده نیست،

به من میگی: تو دوست داری بعد از سی سال یه کارمند معمولی باشم اما بیشتر پیش شما؟

چیزی نمیگم،

فقط میدونم از حرفهای هردومون بوی خودخواهی به مشامم میرسه،

درست یا غلط در همین لحظه و در نتیجه ی این بحث،

تو یه آدم خودخواهی که موفقیت خودت و رسیدن به آرزوهای خودت برات بزرگترین هدف زندگیه،

حتی به قیمت کنار گذاشتن خانواده ت.

و من یک آدم خودخواهم که آرامش خودم و لذتهای خودم برام بزرگترین هدف زندگیه،

حتی به قیمت کنار گذاشتنِ آرمانهام و مملکتم.

اما کاش همون اول بهم میگفتی آدم هرچیز این دنیا رو فدای زن و بچه ش کنه ارزش داره!

لازم نبود این کار رو بکنی! فقط میگفتی...

کاش قدری احساس میکردم قدرشناس تنها بودنهامی.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۵۴
لوسی می

وقتی می بینم یوزر مستر ترکیب اسمهامونه و سال تولدهامون!

:)



+پر از عشق شدم الان :دی

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۱۵
لوسی می

گاهی عمیقاً به دریافت بورس تحصیلی خارج از کشور فکر میکنم،

و مصمم میشم که شرایطشو ایجاد کنم،

و پیگیرش میشم!

با تمام ترس و نگرانی ای که فکر کردن به رخ دادنش در دلم میندازه،

اما وااااقعا دوست دارم تجربه ش کنم.

حیف که مستر اصلا و ابدا پایه نیست،

و تو این موضوع یک ضدحال کامله،

حتی بیشتر از ضدحال،

مخالفتش به من احساس محدود شدن رو میده!

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۳۳
لوسی می