ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی‌می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+پسرکی هشت ساله،
و گل پسری پنج ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

۸۱۵ مطلب با موضوع «شخصی :: روزنوشت» ثبت شده است

دیروز به لطف کمکهای مامانم،

و بعدش مادرشوهرم،

و بعدترش هم بقیه،

مراسمی که دوست داشتم رو برگزار کردیم.

نماز ظهر اربعین رو تو خونه مون به جماعت برگزار کردیم،

و زیارت اربعین رو دسته جمعی خوندیم.

بعدم نذریمون (آش رشته) رو توزیع کردیم.




+ و من بی نهایت ممنونتونم الی الابد به خاطر این توفیق.

+الهی که خونه های همه مون پر از یاد اباعبدالله باشه،

الهی که شیعگیِ امام اساس آبرو و عزت همه مون باشه.

الهی که نماز، پایه و رکن خونه هامون باشه،

الهی که زیارت کربلا روزی هر ساله ی همه مون باشه..

+برای همه تون دعا کردم. امیدوارم شما هم به یادم بوده باشین.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۵۳
لوسی می

به مناسبت بازگشت مستر

در اقدامی کاملا انتحاری

با بچه ها،

شباهنگام رفتم "یه گلدون گل هدیه ی ما برای مستر"

خریدم.



+واقعا من موندم در دوران دانشحویی چطوری ساعت نه شب برمیگشتم خونه!

الان اصصصصصلا جرئتشو نداشتم تا سر کوچه برم!

+وصف رفتار گل پسر تو گل فروشی اصلا مقدور نیست. بچه م واقعا گل دوستهههه.

+وقتی برگشتم متوجه شدم کلید از داخل خونه هم روی قفله! در نتیجه نمیتونستم در رو باز کنم!

رفتم آچار و پیچ گوشتی از همسایه گرفتم حدود نیم ساعت درگیر یودم تا در باز شد!

:|

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۵۷
لوسی می

دقیقا 5 ساعت دیگه تایم نبودن مستر به چهارشبانه روز میرسه

اما قراره ان شالله دو تا سه ساعت دیگه خونه باشه.

روزهای خوبی بود برای من پر از خاطره و جذابیت و کودکی،

فکر نمیکردم بتونم دووم بیارم

مستر هم فکرشو نمیکرد احتمالا الانم فکر میکنه روزهای فاجعه باری داشتیم

نه تنها دووم آوردیم که در تمام این روزها حالم خوب بود

و الان که مستر داره میاد یه دردی دچار شدم

یه بی اهمیت ترین شخص و موضوع زندگیم دارم فکر میکنم و هر کار میکنم از ذهنم نمیره

و میدونم این فکر رو رفتارم در لحظات اومدن مستر به شدت اثرگذار خواهد بود،

خدایا چرا اینطوری شدم؟!

آخه الان وقتشه واقعا؟؟!

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۴۸
لوسی می

امروز برای اولین بار با بچه ها سه تایی رفتیم پارک.

کالسکه ی دارقوزِ گل پسر رو برداشتم

و دل رو زدم به دریا و بردمشون پارک.

وااااای که چقدر گاهی با کالسکه رفتن سخت تر از بغل کردن بچه ست!

انقدر که امکانات حرکتی برای کالسکه محدوده!




+دو شهروند باشعور هم دیدیم و به فرهنگ شهریمون امیدوار شدیم!


۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۱۴:۲۰
لوسی می

یه عالمه پست میخوام از این روزها بذارم اصصصصصلا وقت نمیشهههه!

شب بخیر!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۱
لوسی می

مستر تا آخر هفته ماموریت خواهد بود.

و منم و این بچه هااااا!

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۵
لوسی می

چند وقت پیش،

یه اشتباهی کردم،

که به وضوح تاثیرات منفیش رو دارم تو زندگیم می بینم.

کاملا احساس میکنم که دارم تاوان اشتباهم رو پس میدم..

شاید احساسم درست نباشه،

شاید توهم باشه،

اما هست.




+دستم رو بگیر که درمونده شده م.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۵ ، ۱۶:۳۶
لوسی می

دلم یک همزبون میخواد

یه دوست مهربون میخواد!



+دلم یه عالمه حرف زدن میخواد

بدون اینکه بدونم واقعا چی دوست دارم بگم!

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۳
لوسی می

دیروز یهو یاد یکی از رفقا افتادم،

تو تلگرام احوالشو پرسیدم.

گفت امروز عازم کربلایم!

:)



+هعی!

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۹
لوسی می

کار فرهنگیمون به مشکل خورد!

:|



+دستهای پشت پرده!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۴
لوسی می

من واقعا در بهتم که ترامپ برنده ی انتخابات شده!

:|

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۵ ، ۱۴:۲۲
لوسی می

روزهای بیماری های پاییزی..

:(

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۲
لوسی می

دیشب اقدام فرهنگیمو کلید زدم!

منتظر خبرهای ما باشید!

:دی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۰
لوسی می

در ناامیدی بسی امید است؟!



+باشد لطفا!

دعا کنین یه عالمه!

+برای اینکه پستم برگرده.

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۳
لوسی می

میدونم خیلی جوگیر بازیه اما من خیلی ذوق کردم!

خیلی!

+

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۶
لوسی می