ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی‌می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+پسرکی هشت ساله،
و گل پسری پنج ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

۸۱۵ مطلب با موضوع «شخصی :: روزنوشت» ثبت شده است

در تمام ورزشکاران المپیک

دلم میخواست سجاد مردانی برنده بشه و طلا بگیره،

که نشد دیگه..

:(



+حالا اشکال نداره. ان شالله برنز :)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۹
لوسی می

تصمیم گرفته بودیم که دو سه روزی با مامانم و بچه ها برم سفر.

مستر موضعش نامعلومه،

نمیگه نرو! اتفاقا میگه برو!

اما به نظر نمیرسه که از ته دلش راضی باشه.

نمیدونم چه کار کنم..

مستر میگه برو، نهایتش فکر میکنم رفتی ماموریت!

:)


+حقیقت اینه که من هیچ سفری رو به بودن در کنار مستر ترجیح نمیدم!

حتی اگر مستر مدام تلویزیون ببینه و من این گوشه ی خونه به وبلاگم برسم!

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۱
لوسی می

لپ تاپ من زیر درخت آلبالو گم شده!

:|

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۸
لوسی می

بعد از نزدیک 20 روز از اسباب کشی،

امروز مستر بود،

و کلی از کارهایی که مدتها بود به خاطر غیبت مستر به تاخیر میفتاد رو انجام داد.

وای که کلی آرامش بهم تزریق شده!

فردا هم قراره اتاق ما رو تموم کنیم

و دیگه فقط می مونه کابینت هاااا..

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۲
لوسی می

برای اولین بار در عمر پنج ساله ی وبلاگ نویسیم به بازی وبلاگی دعوت شدم.

و کلی هیجان زده شدم که کسی منو دعوت کرده! :دی

و همون دقایق اول که اسممو دیدم به تک تک سوالات هی فکر کردم که چی بنویسم! خخخخ!

عقده ای بازی به تمام معنا!

حالا بعد از فروکش کردن هیجانات،

در این بازی شرکت میکنم که به دعوت و لطف آقای فروتن احترام گذاشته باشم.


۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۴
لوسی می

انقدر خسته ام که اصصصلا حال ندارم کار کنم.

خونه ما هنوز به حالت نرمال نرسیده

امروز پدرشوهر میاد

و ما دیروز رفتیم و خونه ی سابق رو تمیزکاری کردیم

و وقتی برگشتیم من اصلا نفهمیدم اعضای خانواده هرکدوم کی و کجا خوابشون برد!



+منم باز دارم فکر و خیالات میکنم!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۹
لوسی می

امروز مستر به زور(!) در معرض تغییر وضعیت قرارداد شغلی قرار گرفت.

بهت تبریک میگم مسترم.

:)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۴۰
لوسی می

دو هفته از سکونت ما در این خونه میگذره

و شاید یکی از پر رویدادترین ایام زندگی من بوده باشه.

دو هفته پرررررررر از احساسات متفاوت

که بعضی هاش به غایت نایابه و در زندگی آدمها خیلی کم اتفاق میفته

باورم نمیشه این دو هفته این قدر عجیب گذشته باشه..


+احساسات مادرانه،

همسرانه،

و شخصی

و توهمی!

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۷
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۳ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۵۲
لوسی می

وقتی پدرشوهر متوجه میشه که ما عازم دیار ییلاقی هستیم

و با مستر تماس میگیره که بگههههه

خانمتو نیار خونه ما!!!



+الحمدلله..

+برای شرکت در مراسم چهلم این شهید میریم..

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۴۳
لوسی می

خدای من!

تو عجب برزخی گیر کردیم!

فقط میتونم بگم ممنونم ازت

که لااقل مدتها پیش الارمشو بهمون داده بودی..

این روزها تسلیم ترم..

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۸
لوسی می

و من منتظرم هنووووووز...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۲۶
لوسی می

و چقدر خوب مثال حضرت مریم رو برام آوردی

تا دلم آروم بگیره..

اما دل من قدری زیاد تو آشوبه..

خدایا نمیدونم چی ازت بخوام

ازت خیر، عافیت، رضایت و تسلیم میخوام..

کمکمون کن لطفا.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۱
لوسی می

یه هفته ست که تو این خونه ایم

و هنوز پرده ی اتاق نصب نشده و من نمیتونم برم تو اتاق

هنوز برقها خرابه و لامپ نداریم

هنوز کاشی و سرامیک خونه کنده ست،

هنوز کابینتهامون رو هواست و ما منتظر اتمام سفر این بابا هستیم،

هنوز کلی از بساطمون تو خونه ی سابق باقی مونده

هنوز آب چک نداریم،

هنوز، هنوز، هنوز....

واااااای که من چقدر خسته ام..


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۵
لوسی می

خوردمش!



+فعلا که چیزی مشهود نیست!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۲۲
لوسی می