ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۱۶:۲۳ - شبنم بیقرار
    :)

اگرچه مرغ زیرک بود،

لوسی در هواداری،

به تیر غمزه صیدش کرد،

حرف آن کمان ابرو...




+شاید مدتی نباشم.

شایدم مثل همیشه باشم!

این پی نوشت رو نوشتم که اگر یه وقت نبودم نگرانم نشید.

که مهربونیتون همیشه به من ثابت شده.

ممنون از همیشه بودنتون.

۴ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۵۴
لوسی می

موهای بچه ها رو کوتاه کردیم،

و دوباره خط آخر این پست!



+اصلا این حجم شباهت رو نمیتونم هضم کنم!

نه اینکه شاکی باشم نه اصلا!

نمیتونم هضم کنم! :|

۳ نظر ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۹
لوسی می

دسر توت فرنگی درست کردم و بچه ها دوست نداشتند!

:|



+حالا موندم شام چی بپزم!

۱ نظر ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۹
لوسی می

Nothing else I'd rather be doing

and no where else I'd rather be.


+این جمله رو مادری با سه فرزند زیر عکسشون نوشته بود.

+برای یک مادر و یا همسر این جمله مصداق خوشبختی کامله!

+هیچ چیز دیگری نیست که ترجیح بدم انجامش بدم،

و هیچ جای دیگری نیست که ترجیحم این باشه که آنجا میبودم!

۶ نظر ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۴
لوسی می

تمام عمر رد شدم ازت

ببین کجا شدم اسیر تو!



+امشب مستر همه مون رو شام مهمون کرد!

میخواست امید به زندگی رو در خودم و خودش افزایش بده!

۸ نظر ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۷
لوسی می

لایوم کیومک یا اباعبدالله.




+خوشحال باشید رفقا،

ما در روزگار خوبی زندگی میکنیم!

۵ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۰
لوسی می

دیروز مستر ما رو برد به کوهِسنگی،

وقتی میرفتیم از اینکه همه ی راه ترافیک باشه و جشن خیابونی نگران شدیم،

اما تو مسیر ما هیچ خبری نبود،

خوب که برگشتیم خونه،

دیدیم جلوی خونه بلواااااست!

:))



+البته ما زود رفتیم و زود هم برگشتیم.

در راه بازگشت دو تا از پسرخاله های مستر، برادرش، دخترخاله ش و دخترداییش رو دیدیم

که برای خودشون جلوی در خونه شون تجمع کرده بودند، ما هم بهشون پیوستیم. :)))

البته با لباسهای مشکی! :)))

۴ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۱۸
لوسی می

پسرخاله ی مستر مطمئناً فکرشم نمیکرد،

که فهمیدن این که سومین بچه ای که در راه دارند هم،

به تبعیت از دوتای قبلی پسره،

برای من و علی الخصوص مستر چه معنایی میتونه داشته باشه!

:|



+خدا همه شون رو حفظ کنه.

:)

۱۰ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۱۶
لوسی می

مهمه که گاهی بپذیریم به ما ربطی نداره!



+پذیرفتنش سخته! :|

۰ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۵۷
لوسی می

بعضی وقتها،

تو بعضی جریانها،

هزار مدل کارشکنی می بینی،

هزار مدل بی توجهی می بینی،

حتی هزار مدل توهین میشنوی،

اما از بین همه ی اونها،

فقط اونی تو رو آزار میده،

که هنگام مواجهه باهاش شوکه شدی،

یا بهتره بگم هنگام وقوعش انتظار یا تصور دیگه ای داشتی!



+من از بیگانگان هرگز ننالم،

که با من هرچه کرد آن آشنا کرد!

۳ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۵۰
لوسی می

سرخوش و خندان لب و دیوانه باشیم!



+این حال همیشگی منه!

مثلا!

:)

۳ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۴۰
لوسی می

این مدرسه اونجاییه که ما رأی خود در صندوق انداختیم.

اینم منظره ی زیبای بازگشت ما،

که سه چهار بار در چنین شرایطی گیر کردیم.

اما من و بچه ها برخلاف مستر حسابی ذوق کردیم از این شرایط!

:))



+تصمیم گرفتم هر هفته آخر هفته بریم اونجا!

حالا اگه قسمت بشه ان شالله.

+عکسها چرخش نود درجه ای دارن! و نمیدونم چرا!

شرمنده تون.

در سیوی که روی بلاگ دارم عکسها درستن، اینجا نمیدونم چرا با چرخش نمایش داده میشن.

در هر حال شرمنده دیگه این مدلیه! دلم نیومد پست رو حذف کنم.

۷ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۵
لوسی می

الحمدلله که انتخابات تموم شد،

والا کم کم داشت باعث متلاشی شدن کانون گرم خانواده میشد!

:|



+میدونین چند وقته من و مستر با همدیگه فیلم ندیدیم؟!

۳ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۳۶
لوسی می

ما باختیم و ما باختیم،

خونه ی خدا رو ما ساختیم!

:دی



+حضور حداکثری که برای همه مون مبارک است

و پیروزی جناب روحانی مبارک همه باشه ان شالله.

۷ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۱۵
لوسی می

خب ما برگشتیم همچین جهادی هم نکردیم!

اما نیتمون الهی بود همین مهمه!

خخخخ!



+کاش سعی کنیم رسانه ی خاصی رو دنبال نکنیم،

یعنی اگر شما طرفدار یک جناح یا حزب هستید،

هی نرید تو رسانه ی همون جناح، هی بگین وااااای اونوریها چقدر فلانند و بهمان!

رسانه ی مخالف رو هم ببینید.

نذارین رسانه ها، فکرتون، و قدرت استدلالتون رو رهبری کنند.

فکر کنید.

همین.

من تو این دوران انتخابات چقدر از روحانی حمایت کرده باشم و حرص خورده باشم، خوبه؟!

حالا این به کنار؛ ببینید کار به کجاها رسید که من ناچار بودم از احمدی نژاد حمایت کنم! :|

تا آنجا که برچسب روحانیایی بودن و احمدی نژادیایی بودن هم به من زدند!

در حالی که من در این سه دوره، هرگز نام هیچکدوم از این دو جناب رو بر برگه های رأی گیری ننوشته ام!

متاسفم برای همه ی کسانی که هشت سال دوران احمدی نژاد رو مساوی ویرانی قرار میدن و امثال این تعبیر.

و متاسفم برای همه ی کسانی که روحانی رو به هر تعبیری، ضدنظام و ضد دین و مذهب تلقی میکنند و ...

اینها همونایی ان که گوششون فقط شنیده و هیچ تدبیری در پس حرفهاشون نیست!

کلا اینها رو هیچوقت طرف مشورت قرار ندین! بدونین که قدرت تفکر و ذهنیتهاشون توسط گروهی خاص درحال شکل گرفتنه.

و متاسفانه، متاسفانه اصرار دارند خودشون هم رسانه باشند!!

:|

+وَالَّذینَ اجتَنَبُوا الطَاغُوتَ أن یَعبُدوها و أنابوا إلَى اللَهِ لَهُم البُشرَى فَبَشِّر عِباد الَّذینَ یَستمِعُونَ القَولَ فَیَتَبِعونَ أحسَنَهُ

آنهایی که خود را از طاغوت به دور میدارند تا مبادا آن را بپرستند، و به سوی خدا بازگشته اند پس به آنها بشارت ده،

آنها که سخن را می شنوند و بهترین آن را تبعیت میکنند.

(17 و 18 زمر)

نتیجه گیری: از طاغوتی بودن و مستکبرین دوری کنید، حرف گوش کنید، تصمیم بگیرید!

+شواهد حاکی از این است که ما پیروز شدیم.

مشارکت مردم یعنی پیروزی بزرگ. :)

الحمدلله و المنة.

تکبیــــــــــــــر! :)

۵ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۱۸
لوسی می

ما چهارتا،

ان شالله فردا عازم یک سفر جهادی هستیم!

:)



+برای موفقیت در انتخابات پیش رو دعا کنیم.

حضور حداکثری، اولین و مهممممترین فاکتور اثبات موفقیت است.

امیدوارم همگی از این آزمون سربلند بیرون بیایم،

که هرکسی که نیتش الهی باشد، و در راه تحقق نیتش تلاش کنه،

قطعا سربلند است.


+اینجا ملت خواب ندارن! از سر شب مداااام دارن جیغ جیغ میکنن

یه جوری که انگار قهرمان جام جهانی شده ایم! :|

۴ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۲۰
لوسی می