ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۶، ۲۱:۴۰ - کـوثــ ـر
    آمین ...

خواهر جاااانم سوار مترو شده،

به حساب طی الارض مستقیم و سریع مترو مدتی دستش رو از میله های خود نگهداری (بهشون چی میگن؟!) رها کرده،

رها کردن میله همان،

و ترمز ناگهانی و خارج از ایستگاهِ مترو همان،

و پرت شدن خواهر جانم همان،

و برخوردش با میله ی عمودی مترو همان،

و شکستن دنده اش همان.

:((



+تو مترو خودتون رو محکم نگه دارید به تکنولوژی اعتماد نکنید.

+دیروز بالکل خونه ی خواهرم مشغول کوزت گری خواهرانه و مخلصانه بودم،

و هرکار میکردم خواهرم میگفت خدا هیچ دختری رو بی نصیب از خواهر نذاره الهی :)

خواهر دارین یا ندارین، بلند بگین الهی آمین. :)

+سلامتی باشه برای همه ان شالله.

۱۳ نظر ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۳:۰۴
لوسی می

به نظرم اونهایی که فیلمهای پر از هیولا و دیو و آدمهای عجیب و غریب و کشت و کشتار و پر از رعب و وحشت میسازن،

خلاق نیستند،

بلکه بخش شیطانی وجودشون خیلی فعاله!

شایدم بشه اسمشو گذاشت نوعی بیماری روانی پنهان!

با احترام به همه ی فیلم سازان!

:|

۱۲ نظر ۲۹ مهر ۹۶ ، ۰۰:۰۰
لوسی می

شارژر لپ تاپم خراب شده.

امیدوار بودم که اشکال از کابل باشه نه از پورت داخل لپ تاپ.

برای همین کابل رو بردم یه جا چک کنه برام.

کابل رو زد به ولت سنج، گفت: "این خرابه.

حالا یا اشکال از همین سرِ کابله یا اشکال از آداپتورشه.

پس سرش که قطعا دیگه بلااستفاده ست من سیمشو قطع میکنم که آداپتور رو چک کنم.

اگر آداپتور درست بود، یه سر درست برات میذارم.

اگر آداپتور هم خراب بود که دیگه باید بری یه شارژر دیگه بخری."

بعد سیمو قطع کرد، چک کرد گفت آداپتور هم خرابه!

نگاه کردم میگم بابا ولت سنجت خرابه هی پرش ولتاژ داره!

گفت برو یه ساعت دیگه بیا من چک کنم همه رو!

یه ساعت دیگه رفتیم، همون سر کابل قبلی رو با چسب به سیم وصل کرده بود.

گفت "ولت سنج من خراب بوده! :|

کابلتون درسته اشکال از پورت داخل لپ تاپه!

برو لپ تاپو بیار!" :|

یعنی میخواستم بزنم لهش کنم!

نه عذرخواهی ای نه چیزی... ولت متر من خراب بوده! :|

هر وقت کابل رو می بینم که یه تیکه ش رو بریده و با چسب برق چسبونده احساس میکنم یه قسمت از جسمم رو زخمی کرده!

:|

آدم بی مسئولیت! :|

ناراحتم.


+خودمون رو مدیون نکنیم! مهمه! خیلی مهمه! زیادی شاکی ام!

برام جالبه تو این ماجراها من خیلی شاکی میشم اما مستر خیلی بیخیاله!

حرفشو میزنه و دیگه بی خیال میشه.یا اصلا میگه ارزش نداره حرف رو هم به طرف نمیگه!

و در نهایت میگه حالا شده دیگه. چرا حرص بخورم بیفایده!و تمام.

دوست دارم مثل مستر باشم.

۱۳ نظر ۲۸ مهر ۹۶ ، ۰۰:۰۵
لوسی می

امروز بالاخره طلسم رو شکستم و با مستر رفتم به محل انجام پایان نامه م سر زدم.

بالکل با تصوراتم متفاوت بود!

هم با تصورات من، و هم با تصورات مستر!

بارها میخواستم محل انجام پژوهش رو تغییر بدم،

اما الان می بینم ارزشش رو داره اونجوریها هم که فکر میکردم نیست!

:)

خوشحالم.



+خدا خیر بده به مردمانی که کار آدم رو راه میندازن،

و فوق العاده در روحیه و انگیزه گرفتن آدم برای ادامه ی کار اثربخش عمل میکنند.

روحیه بدیم، انرژی مثبت بدیم، کمک کنیم، از صبح دارم به روح والدین اون آقایی که اینقدر لطف داشت درود و رحمت میفرستم.

حالا هنوز هیچی پیش نرفته ها! فقط انرژی گرفتم :))

۳ نظر ۲۷ مهر ۹۶ ، ۲۳:۵۳
لوسی می

وقتی اسپم مهربان وب من متوجه میشه که من فارسی زبانم!

و در نتیجه دیگه پیامهاش به عنوان هرزنامه ثبت نمیشه،

یه کامنت رسمی به حساب میاد!

:|

اینجا.

۲۱ نظر ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۷:۵۰
لوسی می

دارم گل پسر رو میخوابونم و نمیخواد بخوابه!

برای همین یه بند داره حرف میزنه،

مامانی! آقا گوف (گفت) دو بزن.

مامانی! آقا گوف اُداسِس (خداحافظ!)

داداش گوف شب بِیر..(شب بخیر)

بعد یه کم فکر کرد و گفت:

اومممم [دیگه] چی بگم؟!

:))



+بچه م حرف کم آورد :))

۱۲ نظر ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۵:۲۱
لوسی می

داشتم برای پسرک میگفتم که این نور خورشیده که وقتی به ماه می تابه،

باعث میشه ما ماه رو روشن ببینیم.

پسرک: اون نور از کجا به ماه می تابه؟

من: از خورشید.

پسرک: چطوری می تابه که ماه رو روشن میکنه، اما آسمون رو روشن نمیکنه؟!

من: :|



+جوابی براش نداشتم! کسی جواب داره؟! :|

۱۹ نظر ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۰
لوسی می

امروز تصمیم گرفتم ورژن جدیدی از سپری کردن اوقات رو امتحان کنم.

بیدار موندن بعد از نماز صبح،

و انجام فعالیتهای پژوهش محورانه!



+قبلاًهای دور این کار رو انجام میدادم اما رسماً ساعت دوازده و یک ظهر دیگه کم می آوردم و پلکهام خود به خود بسته میشد!

و با وجود پسرک اصلا نمیشد چشم رو هم بذارم

و اینکه ظهرها عصبی و خسته بودنم نمود پیدا میکرد،

باعث شد که عطای فوایدِ رسیدن به کارهام رو به لقاش ببخشم و تا بیدار شدن بچه ها بخوابم!

حالا میخوام یه بار دیگه امتحان کنم.

شاید این بار خوب باشه :)

۱۱ نظر ۲۵ مهر ۹۶ ، ۰۶:۱۵
لوسی می

تصمیم دارم قدری پژوهش های شهیدمحور رو در دستور کار قرار بدم.

احساس میکنم یه فضای لایتناهی برای جذب کاتالیزور جلوی رومه،

اما کم بهره می برم.



+یک روز بنشینیم موقعیت و نعمتهایی که داریم و باعث رشد ما میشند رو شناسایی کنیم و بنویسیم،

بهشون اهتمام بورزیم.

+بزرگی میگفت الان که نمی فهمیم اما وقتی از دنیا رفتیم می فهمیم که زیارت ائمه چه اثراتی بر روح ما داشته،

و هرقدر هم زیارت رفته باشی، باز هم در نهایت احساس خسران خواهی کرد در "یوم الحسرة".

تعمیم بدهید!

۵ نظر ۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۲:۲۹
لوسی می

امروز رفتم دانشگاه.

داشتم با یکی از اساتید صحبت میکردم

برای چند تا کار پروژه ای.

میگه اگر طرح ها و پروژه هاتو مستقیماً به دین و مذهب ربط بدی،

فلان پژوهشکده ساپورتت میکنه،

بابت هر طرح هم 8 میلیون میده!



+بدون طرح، بدون ایده ی خاص،

با شنیدن این حرف داشتم سکته میکردم از ذوق!

+هرچند که آدم نباید برای پول کارکنه(الکی مثلا من خیلی روشنفکرم!)

اما واقعا ازشون ممنونم که سعی در ترغیب به دین پژوهی دارند.

+میدونم برای خیلیهاتون این پولها پول خرده! برای ما نیست آقا! :)

۹ نظر ۲۳ مهر ۹۶ ، ۱۴:۳۴
لوسی می

سه دفعه ی آخری که رفتم حرم،

به اعتبار سه شهید بوده.

جالبه نه؟



+البته که هر بار آلایش های روحیم رو به رخم کشیدند اما خب،

بازم برام جالبه.

المجالسة مؤثره!

۹ نظر ۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۵
لوسی می

چقدر ناشکرم!

خدای من!

این روزها میگذره و هر روز می فهمم ناشکرم!

اما یه روزهایی هم خودم رو غرق در شکرگزاری عملی می بینم!

شنیدین میگن اگر عصبی هستین، شاید فلان ویتامین بدنتون کمه؟

اگر بی قرار و دل آشوب هستین شاید فلان هورمونتون تنظیم نیست؟

این ایمانی که میگن در قلوب مؤمنین هست،

یعنی متأثر از هجوم و دستکاری هورمون ها و ویتامین ها نیست؟!



+شاید سوالش مسخره به نظر بیاد اما برای من یک سوال واقعیه! :|

۲۳ نظر ۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۱:۵۳
لوسی می

فلسفه ی وبی که فعاله اما هییییییییچ راه ارتباطی ای ایجاد نمیکنه چیه؟

گاهی آدم پست میذاره پستش اشتباهه جانم!

اشکالی هم نداره اما یه راه ارتباطی بذار ملت بتونن نظرشون رو بگن!

حالا کامنتها رو می بندی ببند،

یه روزنه بذار برای دیدن مسیر صحیح!

نه اینکه چشمهاتو ببندی و بی توجه به سایرین مطلب منتشر کنی.

خوب نیست باور کن!

بیش از لطمه به مخاطب،

به خودت لطمه میزنی.




+مخاطب خاص! لوسی میِ شاکی! :)

۱۳ نظر ۱۹ مهر ۹۶ ، ۱۷:۲۴
لوسی می

پست قبلی باعث شد بفهمم که الحمدلله و المنة دیدگاه دوستان در مورد کارهای جهادی و خدمت به خلق الله در وضعیت کاملاً خیرانه و جهادی گونه ای قرار داره و کسی نمیگه که خب اینها وظیفه ی دولته و به ما مربوط نیست.

کار خیر و خدمت به طبقات محروم "به ما مربوط نیست" نداره. و هروقت که مطابق استبقوا الخیرات در کار خیر سبقت بگیری ان شالله یه روزی همون السابقون السابقون میشی. کسانی که در کار خیر می شتابند و پیشتازان امتند.

حالا در این پست خواستم شفاف سازی کنم که علت بیان پست قبل این بود که بنده با یک گروه جهادکار لینک شده م که کاملاً از همه جهت مطمئن هستند و تصمیم گرفتن که یه مدرسه ی ویرانه رو بازسازی کنن. مدرسه ای که اونقدر ویرانه ست که سالها دانش آموزان اون منطقه میرفتن شهر مجاور (با فاصله ی 80 کیلومتری!) درس میخوندن.

حالا یه نفر(که مورد اعتماد بنده هست) همت کرده میخواد اون مدرسه رو بسازه که بچه ها اینطور سردرگم نباشن. خودش سقفها رو بازسازی کرده، یکی دو تا کلاس رو رنگ کرده، و یه بخشی از سقف رو هم ایزوگام کرده. اما خب طبیعتاً دیگه پول کم آورده! هههه ههه!

خیلی از ماها (مثلاً خودم) همیشه دوست داشتیم تو اینطور کارها فعالیت کنیم اما موقعیتش پیش نیومده، یا به خاطر شرایطمون، یا به خاطر اینکه فکر کردیم با ده هزارتومن و صدهزار تومن ما چیزی عوض نمیشه. اما الان موقعیتی پیش اومده که میتونیم مشارکت کنیم و وجوه کمی هم که میتونیم هزینه کنیم هم اثربخش باشه.

بنده این مدرسه و وضعیتش رو شخصاً دیده م. و به اون جناب خیر عرض کردم که بعد از بازسازی مدرسه حتما اگر چیزی باقی موند کار فرهنگی هم انجام بده، چند تا کتاب مفید بخره تو مدرسه بذاره، مسابقه ی کتابخوانی برگزار کنه و امثالهم که بچه ها به کتابخوانی ترغیب بشن و فقط سازه ی مدرسه تعمیر نشه، بحثهای فرهنگی هم اتفاق بیفته.

خلاصه کنم خیلی طولانی شد.

اگر "واقعاً" مایل به همکاری و مشارکت در بازسازی این مدرسه ی محروم از حمایت های دولتی هستید به من پیام بدید براتون شماره ی کارت بفرستم.


قربان شما. :)


+بعداً نوشت: دوستان تذکر به جایی دادند که بهتره عکسهای مدرسه رو بذارم، اما متأسفانه مدیر مدرسه این اجازه رو به من نمیده! :|

خب به نظرم ایشون زیادی محافظه کار هست و لابد میترسه که براش مشکلی پیش بیاد که یک مدرسه رو معرفی کنه به ویرانگی!

اما من شخصاً اون مدرسه رو دیده م و فاجعه ی اصلی مدرسه اینه که اصلا سرویس بهداشتی نداره! یعنی داره، اما آب و لوله و شلنگ نداره! :| مدرسه در نداره. بچه ها تو زمستون یخ میزنن.میز و صندلیهاش زنگ زده ست و لوله ی بخاری نداره که بشه بخاری تعبیه کرد!!

در هر حال می پذیرم که این تذکر کاملا به جاست. من هم انتظاری از دوستان ندارم. این فقط یک دعوت هست. که اگر کسی بخواد کمکی بکنه فقط پشتوانه ی کمکش بر اساس اعتمادی هست که به بنده بعد از سه سال وبلاگ نویسی در بیان میتونه داشته باشه!

و خدایی می پذیرم که توقع این اعتماد، انتظار زیادیه برای همین من انتظاری ندارم اما خواستم از این تریبون هم اعلام کنم و اگر کسی دوست داره مشارکت کنه حتی در حد ده هزار تومن!

۱۴ نظر ۱۶ مهر ۹۶ ، ۱۰:۳۰
لوسی می

به نظر شما، اینکه ما به عنوان کار فرهنگی به یک مدرسه ای کمک کنیم و مدرسه ی ویرانه رو بازسازی کنیم، یا این ملتی که میرن کار جهادی میکنن در باب همین مسئله ی ساخت مدارس ویرانه، آیا این کار باعث این نمیشه که خیال دولت از بابت عدم اختصاص صحیح بودجه به این موضوع (یعنی بازسازی مدارس ویران شده) راحت بشه؟!

چون قطعا هر مدرسه ای یه حجمی از تخصیص بودجه رو داره. و اگر دولت بودجه ی اون مدرسه رو داره به نحوی غیر از مقصودِ مورد نظر صرف میکنه و جای دیگه ای به ناحق خرج میکنه یا هرچی، آیا اینکه ما بریم با پول خودمون از جیب خودمون یه مدرسه ی ویرانه رو بازسازی کنیم نوعی کمک به دولت نیست؟ یعنی نوعی  چشم پوشی بر ناحقی های دولتی نیست؟! آیا باعث افزایش قدرت رانت و چانه زنی برای تخصیص بودجه ها نمیشیم؟

آیا بهتر نیست به جای اینکه بریم مدرسه ها روآباد کنیم دولت رو وادار به پرداخت بودجه ی هر مدرسه کنیم؟ کلا اینکه به این نحو باعث راحتی خیال دولتی بشویم که داره ناحقی میکنه، درست است؟!




+منظور از دولت قطعاً دولت مستقر در تهران نیست! مسئولین آموزش و پرورش درهر منطقه ای منظورم هست.

این سوال جدیه لطفا جواب بدین. نظرتون رو بگین.

+این پست قطعا موقت است.

۲۲ نظر ۱۴ مهر ۹۶ ، ۲۰:۴۶
لوسی می