ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

چمران برای من، معنیِ تام و تمامِ عدم وابستگی و عدم دلبستگی به دنیاست.

مردی که بارها و بارها در طول زندگیش همه چیزهایی که تا اون روز با عشق براشون زحمت کشیده 

و همیشه هم در بهترین موقعیت قرار داشته رو رها میکنه،

و در جای دیگری مشغول به کار میشه.


یک بار آمریکا،

یک بار زن و فرزند،

یک بار مصر،

یک بار تهران،

یک بار لبنان،

و باز خانواده.

و اصلا همه چیز!

راستش اصلا برام باور کردنی نیست که مردی مثل خودِ ما، و در همین زمانه ی ما،

دنیا رو سه طلاقه کنه و حتی ذره ای عافیت طلب نباشه،

و اینقددددر منیع و بلند نظر و آزاده باشه!

چمران برای من، معنیِ تام و تمامِ عدم وابستگی و عدم دلبستگی به دنیا و مافیهاست.




+زندگی چمران رو بخونید و خودتون رو به جای او تصور کنید ببینید کدوم تصمیمش براتون قابل هضمه. 

یا اگر در موقعیت او بودید کدوم تصمیمش رو میتونستید عملی کنید؟

ساده ترین راه خوندنش هم ویکی پدیاست.


+انصافاً و بدون اغراق عاشقانه ترین کتابی که به عمرم خوندم،

و ارزشمندترین رمان عاشقانه ای که خوندم،

کتاب نیمه ی پنهان ماه شهید چمران بوده.

چهار بار خوندمش و هر چهار بار اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم...



+روحت در اعلی علیین باشه چمران عزیز و بزرگ. برای ما هم دعا کن.

۸ نظر ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۵۹
لوسی می

و امتیازِ باد آورده را بااااد می بَرَد!

:)



+خیلی خوب بازی کردیم.

همینطوری خوب بازی کنیم و حذف بشیم خیلی هم خوبه.

والا!

من که حوصله ی صعود به مرحله ی بعد رو ندارم اصلا!

۱۶ نظر ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۳۱
لوسی می

1. بعد از مدتهااااا شصت ساعت متوالی با خواهرم زندگی کردم ^_^

حالا که بردمش خونه شون حسابی دلم براش تنگ شده!

هعی :(


2. آیا ما باید بچه هامون رو به مهربانی کردن و خوب بودن عادت بدهیم؟

خیر! اصولا نباید کاری کنیم که بچه ها به اخلاق خاصی یا بروز واکنش خاصی "عادت" کنند.


3. کسی میدونه چجوریه که مهران مدیری اینقدددددر شخصیت کاریزماتیکی داره؟! خدایی! 

آخه بچه ی ته تغاری اینقدر کاریزماتیک؟! :|

خدا توفیقاتش رو در راه خدمت خالصانه روز افزون کنه. :)



+سه روز نبودم، سه تا پست رو تو یکی نوشتم :دی

چنانچه لطف می کنید و کامنت میذارید شماره هم بزنید :دی

۱۱ نظر ۳۰ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۶
لوسی می

امروز مستر به صورت کاملا غیر منتظره یک ایمیل دریافت کرد؛

از طرف یکی از اساتیدِ دانشگاهی که تو مصاحبه دکتراش شرکت کرده بود.

به این مضمون که شما شرایطی که مورد نظر من هست رو داری و از نظر ما در مصاحبه پذیرفته شدی.

یه سری تعهدات بده که مطمئن بشیم میای و دست ما رو نمیذاری تو پوست گردو! :/

خب طبیعتا مستر هم به علت شاغل بودن نمیتونست اون بخش از تعهد حضور کامل و دائم رو تضمین کنه، اما پاسخی که داد این بود که تلاشم رو میکنم.

حالا تصمیم با اونهاست که این تلاش رو بپذیرن یا به کمتر از تعهد راضی نشن.

صرف نظر از اینکه نتیجه ی نهایی چی باشه،

این ایمیل برای من و مستر به منزله ی قبولی بود. ^_^

همیشه به مستر میگفتم اگر تو به مصاحبه برسی قطعا قبول میشی.

حالا حرف من ثابت شده.

برای مستری که نه میخواست کنکور بده،

نه رتبه ی قابل توجهی آورده بود، 

و نه برای مصاحبه اپسیلونی درس خوند،

و نه حتی اساتید مصاحبه میشناختنش،

و نه حتی به خودش زحمت شرکت تو آزمونِ مدرک زبان رو داد تا امتیازشو بالا ببره! :/

تنها چیزی که مستر داشت، 

کوشش آهسته و پیوسته ای بود که از زمان پایان نامه ی ارشدش شروع کرد و بدون توقف ادامه ش داد.

من به مستر افتخار میکنم، نه برای اینکه درس نخونده به اینجا رسیده،

بلکه برای اینکه اونقدر تواناییش واضح و قابل اثباته که هیچ استرسی رو برای این چیزها تحمل نمیکنه.

به مستر افتخار میکنم برای اینکه رونالدوی رشته و تخصص خودشه.

^_^


+وقتی پست قبلی رو می نوشتم اصلا به مستر فکر نکرده بودم!

الان فکر میکنم نه رونالدو، که دلم میخواد مسترِ زندگی و تخصص خودم باشم :)

۹ نظر ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
لوسی می

همیشه متخصصین رشته های مختلف رو از اعماق وجودم تحسین میکنم.

یعنی به معنای واقعی کلمه دوستشون دارم و تماشای خودشون و کارها و فعالیتهاشون تمام احساسات احترام توام با عشق رو در من برمی انگیزه!

دور قبل جام جهانی که از مسی گل خوردیم، من با وجود فوتبالی بودنم(!) بیش از اون که درگیرِ باختن باشم مسی رو تحسین میکردم! از این بابت که ۹۰ دقیقه تو زمین راه رفت و در محاصره ی ما بود، و فقط یه لحظه ازش غافل شدیم زد داغونمون کرد و هدفش رو عملی کرد.

از اونجایی که یک زمانی شدیدتراً فوتبالی بودم میتونم ادعا کنم تعداد بازیکنانی که به محض تصمیم گرفتن، حتی اگه شده تو پنج دقیقه، یه تیم رو به تنهایی نجات می دن انگشت شمارن.

رونالدوی دیشب رو هم که حتما تماشا کردین.

ایییین همه تلاش و این سطح از حرفه ای بودن تو کارت، تو شغلت و تو علاقه هات وااااقعا تحسین برانگیز و احترام آفرین نیست؟!

آقای رونالدو، روزی تو یه مصاحبه ای گفت که خیلی هم سخت و طاقت فرسا تلاش نمیکنه و تمرین خاصی انجام نمیده، بلکه هر روز و هر روز قدری کم تلاش میکنه!

استقامت بر قدمهای کوچکه که فاصله های بزرگ رو ایجاد میکنه.(همون رهروی آهسته و پیوسته رو، که گه تند و گهی خسته نمیرود!)

آدمها چطوری اسطوره میشن؟ همینطوری! 

برای ایرانی ها خوشحالم که میتونن در مقابل این اسطوره ها حضور پیدا کنن.. برد و باختش اصلا مهم نیست. مهم اینه که بفهمن چطور این حجم از حرفه ای بودن در یک سری آدم جمع شده!

ما همه مون می تونیم برای خانواده و زندگی و شغلمون، مثل مسی و رونالدویِ فوتبال باشیم. نمی تونیم؟



+عزم جوهره ی انسانیت و میزان امتیاز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست. (چهل حدیث امام خمینی_رحمت الله علیه)

۱۳ نظر ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۱
لوسی می

امروز از یک ساعت بعد از بیدار شدنم بیرون بودم تاااا همین یک ساعت پیش!

خیلی خسته ام و واااقعا چشمام رو به زور باز نگه داشتم.

حتی بعید میدونم سحر بیدار بشم!

فردا ظهر ان شالله عازم خونه ییلاقی هستیم.

۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۸
لوسی می

اومدم دانشکده مهندسی.

دانشکده ی عزیز دوره ی کارشناسیم،

و نمیتونم در ملاقات با اساتید جلوی بغضمو بگیرم!

الانم که دیگه رسما دارم گریه میکنم!




+استادم گفت چند لحظه واستا الان کارم تموم میشه میام!

نگرانم که عدل همین الان وسط این اشک و آه، کارش تموم بشه! :((

چقدرم خوشگل شده دانشکده ی ترکیده! :/

۲۸ نظر ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۲
لوسی می

امروز طی یک مکالمه ی تلفنی با خواهرم،

برای بچه ها تخت دوطبقه خریدیم،

به لزوم اتصال به منبع روحانی در خانمها اشاره کردیم،

به لزوم قناعت و صرفه جویی در زندگی صحه گذاشتیم،

از قحطی وجود نامهای زیبا برای نامگذاری دخترها شاکی شدیم،

به بی کفایتی حوزه گیر دادیم،

از سیستم حکومتی و نظارتی نامناسب گله کردیم،

به مردم نالان و خسته حق دادیم،

راهکارهای تزریق امید در جامعه رو بررسی کردیم،

آتش به اختیار بودن رو معنی کردیم،

و در نهایت فهمیدیم چراغی که به مسجد رواست به خانه حرام است!

این جلسه ی تلفنی مجموعا ۱۳۷ دقیقه و ۲۹ ثانیه طول کشید،

که آخرش به زور گرسنگی بچه ها و فریادهای من گرسنه ام حسنک کجایی؟ ناتمام ماند...



+ خواهرم را عاشقم که اینقدر حرف زدن باهاش ارزش افزوده ایجاد میکنه! :)

۲۷ نظر ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۷
لوسی می

الان حدود پونزده ساله که رویای تو رو در سر می پرورونم و درد اینه که هربار شانستو داشتم و هر باااار یه جوری به زووور خودمو مجاب کردم که این عشق را ثمری نیست، بهش فکر نکن! بی خیالش شو!

با این وجود هیچ وقت نتونستم از اعماق وجودم بی خیالت بشم و تقدیر رو مومنانه بپذیرم.

و آه از آن لحظه ای که از طرف محبوب پیامک دعوت به ملاقات دریافت کنی.

نفس تو سینه ت حبس میشه و میری تو رویایی که هرگز محقق نشد.

ذوق و لذت توام با حسرت درونیم غیر قابل وصفه.

:(((


+متن پیامکشو براتون بذارم؟

داوطلب گرامی!

با سلام و احترام

ضمن تبریک بابت قبولی در آزمون مرحله اول دکتری تخصصی سال جاری ، لطفا جهت اطلاع از نحوه ارزیابی های کتبی و شفاهی و زمان آزمون به وب سایت دانشگاه تهران مراجعه نمایید .WWW.ut.ac.ir

واحد تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران



آآآآآآآه از رویای همیشه ناکامِ تحصیل در دانشگاهِ تهرانِ عزیزمممممم:((

۱۹ نظر ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۰
لوسی می

یه روش معتبرِ ارزیابی ریسک میگه میزان ریسک در شکست یک فرایند برابر است با درجه ی احتمال وقوع خطر، ضرب در درجه ی پیامد یا شدت اثر خطر، ضرب در درجه ی احتمال کشف و رفع خطر پیش از وقوع خطر.

خب این درجه ها هم قرار دادی هستند. یعنی مثلا احتمال وقوع خطر از یک تا ده(بعید تا حتمی)، شدت پیامد اثر از یک تا ده(هیچ تا پیامد مهلک)، و احتمال کشف و رفع خطر از یک تا ده(حتمی تا مطلقا غیر قابل کشف)

بعد اینا رو ضربدر هم میکنیم و درجه ی ریسک رو مثلا از هزار محاسبه می کنیم بعد بین خطرات بالقوه اولویت بندی می کنیم و پیشگیری می کنیم.

اوکی؟

خب من از این علمم نافعانه بهره می برم و اکثر ریسکهای زندگیمو بر اساسش ارزیابی می کنم.

امروز پستی خوندم در این باره که وجود خدا رو نمیشه (یا نشده) اثبات کرد پس نمیشه رو دین و شریعت هم مانور داد. حالا مهم نیست برام که وجود خدا اثبات شده یا نشده، سوالم اینه که با همین فرمولی که عرض کردم هزینه ی پذیرش دین در شرایطی که اصلا دینی وجود نداشته باشد، در مقایسه با هزینه ی نفی دین در شرایطی که واقعا وجود داشته باشد چقدره؟

کاری ندارم به اینکه چقدر خوبه با دلمون دیندار و متشرع باشیم و اهل دل باشیم. اون مهم نیست. به نقش دین در آرامش و اعتلای روح و اینها هم کاری ندارم! 

دارم از هزینه فرصت ایجاد شده از نفی یا پذیرش یک دین و احکام منسوب به پروردگار با منش کاملا تئوریک و غیر عرفانی و غیر روحانی صحبت میکنم.

به نظرتون به لحاظ منطقی و حساب دو دوتا چهارتا کدوم مسیر باعث رخداد و ایجاد کمترین خطر و ضرر و کسب بیشترین منفعت برای انسان میشه؟! هوم؟!

۱۶ نظر ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۰۲
لوسی می

آدم ها! آخ آخ آخ! :دی

آدم ها همیشه منو خیلی درگیر میکنن،

رفتارشون، واکنشهاشون، طرز فکرشون، آرزوهاشون، سبک زندگیشون، دغدغه هاشون.. خیلی برام جذابه.

مطالعه رو روح و روان و فکر آدمها برام واقعا جالب و دوست داشتنیه.

کلا آدمها برام عزیزن! خیلی عزیز.

من از اونایی ام که هرکسی باهام حرف میزنه احساس میکنه مدتهاست با هم همکار یا دوست هستیم!

از اونایی که به همه لبخند میزنن مگه اینکه سوء برداشتِ شخص مقابل محرز باشه!

شاید باور نکنین اما من حتی غریبه ترین آدمهای زندگیمو هم خیلی خیلی دوست دارم،

کوچکترین مراوده ای بین من و یک آدم باعث میشه بذری از محبتش در دل من کاشته بشه.

حتی اگر این مراوده در حد: "شما اول بفرمایین داخل" باشه!

بعد پیگیرشون میشم، و گاهی حتی درگیرشون میشم.(که این خیلی بده البته)

خواننده های اینجا که مراوداتی داریم رو مثل خانواده ی خودم دوست دارم،

تقریبا پیش نیومده که خواننده ای که پای ثابت پستهام بوده مدتی برام کامنت نذاره و من جویای احوالش نشم.

معمولا تو تمام روابطی که به اتمام رسیده آخرین کامنت و پیام از طرف من بوده!

برای همین از یهو رفتن و یهو تموم کردنِ روابط خوشم نمیاد.

از اینکه خودخواهانه همه چیز رو تموم کنیم و به آدمها فرصت حرف زدن ندیم و احساسشون رو دریافت نکنیم حس بدی میگیرم.

از اینکه دوستی بهم بگه ازم دلخوره و یهو بره و هیچ راه ارتباطی ای برام باقی نذاره دلخور میشم.

نمیدونم اونهایی که بعد از یه سابقه ی طولانی تو حرف و گفتگو و ادعای احساس قرابت و ادعای دوستی یهو میان میگن"تو را به خیر و ما رو به سلامت" چه جور قلبی در سینه دارن!

حالا این خوبه، 

بیان بگن "تو باعث رفتنِ من شدی و انا لله و انا الیه راجعون!" :/


دلخورم آقا. از این رفتارتون خیلی دلخورم.

احتمال زیادی میدم که دیگه اینجا رو نخونین، ولی اگر خوندین بدونین دلخورم.

کاش آرامش دل آدم ها برای شما هم مهم بود.


۲۲ نظر ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۶
لوسی می

مستر رفت تا به اون هدفی که من براش تعیین کرده بودم برسه!

:دی


+ان شالله خدا خیر ما رو در دستیابی به این هدف قرار بده و مستر رو در رسیدن بهش کمک کنه.

دعا کنین لطفا. ^_^

۰ نظر ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۷
لوسی می

به نظرتون اگر برای کسی دلسوز باشیم و از غفلتش غمناک باشیم و برای راهنمایی کردنش تلاش کنیم به او مهربان تریم،

یا اگر به انتخابهای خودش احترام بذاریم و بگیم خودش حق تصمیم داره و من حق ندارم به او بگم چه بکن یا چه نکن؟!



+به نظر من هر کدومش یه حدی داره، "اگر" اولی افراط باشه، دومی قطعا تفریطه و بالعکس.

اما آیا واقعا اولی افراطه؟!



+حتما کامنتهای جناب ن. ا رو بخونین. ^_^

۴۱ نظر ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۲۱
لوسی می

تازه از راهپیمایی برگشتیم و مستر داره خونه رو جارو میکنه ^_^

امروز برای افطار مهمون داریم.

از اون مهمون های خفن!

از اونها که همنشینی باهاشون خودش یه میدون ابتلاست.

دیشب به مستر میگفتم فک کنم کل دعای شب قدرم باید سربلند خارج شدن و نلغزیدنم تو مهمونی امشبمون باشه!

:/


+ایشون مهمون ما هستن‌.

+معلوم شد که چقدر لازمه برای امشب ما دعا کنین؟ ؛)

۱۲ نظر ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۷
لوسی می

آن شب قدری که گویند اهل خلوت،

امشب است..



+بالاتر و افضل از قرآن و عترت در کل عالم هستی نداریم.

حالا سه شبه که در پناه قرآن خدا، خدا رو به افضل موجودیتهای عالم قسم میدیم.

آخه بعد از این، چه راهی برای رسیدن صدای ما به عرش هست؟


+اصصصصصلا مهم نیست که کی هستیم و چی هستیم، چون هممون در برابر عظمت این الگو هییییچ هستیم. هیچ.


از همه دل ببرید. اینجا آخرشه. این آخرین راه برای رسیدنه و هییییچ کس کوچکترین کمکی نمیتونه بهمون بکنه جز همون خدایی که امشب سخاوتمندانه آغوش گشوده.

با قلبی سرشار از اضطرار برای تعجیل در فرج و رفع مصائب مسلمانان و کسب سعادتِ یاری فرج بسیاااار دعا کنیم.

برای رسیدن به عاقبت بخیری و عقل و قلب سلیم دعا کنیم برای هممممه. خودمون، اطرافیانمون، نسلمون، هم وطنان و هم کیشانمون.

ان شالله که خدا به حق فضیلت این شبها که از قدرت درکش عاجز هستیم، به عقل ما قدرت بده و پرده از روی قلبهامون برداره.

الهی آمین.

۸ نظر ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۳
لوسی می