ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

خیلی دوست دارم که صبحها

برای صبحانه خوردن با مستر بیدار باشم

اما نمیتونم..

از بعد از تولد پسرک اصلا دیگه نتونستم.

:(

۱ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۰
لوسی می

یکی از ناب ترین اولین های گل پسر

امروز اتفاق افتاد..

:)



+هرچند که خیلی بیتابی کرد و خسته بود :)

۷ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۴۹
لوسی می

به نمازهای روزانه

به دیدِ وقت ملاقات با خدا نگاه کنید.

اونوقت خواهید دید که

چقدر براتون مهم میشه

که بهتون فرصتی اختصاصی عنایت کنند

که شما اذکار نماز رو در پیشگاه خدا بگید،

و خداوند گوش کنه..

یک طوری نماز رو به جا بیارید

که بتونید امیدوار باشید که در روزگار تنهاییِ شما و خداوند،

خداوند حاضر بشه به حرفهاتون گوش کنه...



+ یادتون نره که اگر قُبِلَت، قُبِلَ ما سِواها...

(اگر نماز پذیرفته بشود، همه چیز پذیرفته خواهد شد. امام صادق(علیه السلام))

+کوچکتر از اونم که توصیه ی معنوی بکنم. اما این حرفها رو هر روز برای خودم تکرار میکنم

اینجا نوشتم که همیشه بمونه ان شالله و شاید برای شخص دیگه ای هم حتی ذره ای مفید باشه..

۳ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۰۳
لوسی می

برای داشتن مردِ زندگی

باید زنِ زندگی باشی..



+و برعکس.

+تو فقط لیلی باش..

۱ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۵۷
لوسی می

امروز در اقدامی فوقِ استرس زا،

در کنار برنامه ی ناگهانی بقیه

که مستر مثل همیشه بهشون اوکی داده بود،

برنامه ی خودمون رو هم هرطور بود پیاده کردم و کنار نکشیدم

تا مستر رو نسبت به لزوم پایبندی و اعتنای کامل به برنامه ی خانوادگی خودمون

متنبه و متوجه کنم.

فکر میکنم اقدام انتحاریم کاملا موفقیت آمیز بوده!!

۱ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۵۷
لوسی می

به مستر میگم برام یک کلمه بنویس

می نویسه "قسطنطنیه"..

:))

۴ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۴۷
لوسی می

دارم تمام تلاشم رو میکنم

که نظم زمانی زندگیمون رو مدیریت کنم..

۱ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۴۰
لوسی می

دیروز مستر به مناسبت روز پرستار

و با این استدلال که میخواد از پرستاریهای من از خودش و دو کودکمون قدردانی کنه،

منو شرمنده ی محبت و دست و دلبازیش کرد.

:)


+ازت ممنونم مسترم.

۴ نظر ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۳۵
لوسی می
سه روز نباشی و خوش خوشان برگردی و در یخچال رو باز کنی و...

اولین چیزی که می بینی

مرغی باشه که مستر چهار روز پیش خریده بوده

و تو پاک نکردی..

:((



+ وای که مخم داره سوت میکشه

و احساس فوق العاده بدی دارم. :((

+اصلا چطوری روم بشه به مستر بگم مرغ بخره؟!!

:((

۱۸ نظر ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۴۳
لوسی می

امشب ولنتاین ما

با کیک رنگی رنگیِ دست پخت من و پسرک

و بدون حضور مستر

برگزار خواهد شد...



+البته ما کلا اعتقادی به ولنتاین نداریم.

الانم اتفاقی فهمیدم امشبه!

و کلی خوشحالم که به صورت خودجوش کیک پختیم.

:))

۷ نظر ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۵:۴۶
لوسی می

با این همه معجزه

کی میخوای به پیامبریِ من ایمان بیاری؟؟!

:)

۵ نظر ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۱۷
لوسی می

هی من میخوام منو نشناسه

هی شما منو تابلو کن!

أه!



+به شدت از دستت شاکی ام.

۱ نظر ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۰۵
لوسی می
فقط عمل به وظیفه کنید نه فکر..

به شما ربطی ندارد شوهرتان و آینده بچه تان،

معلوم نیست بچه های ما چه میشوند.

بچسبید به خودتان،

آن وقت وقتی وظایفتان را خوب عمل کردید،

همه چیز درست می شود.ان شاالله.




+بزرگواری این رو برام نوشته، حرفشون درسته نه؟!

۶ نظر ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۶
لوسی می

طبق تلاش های خالصانه ی مستر

پسرک داره یاد میگیره

که به جای واژه ی توهین آمیز و اعصاب داغون کنِ "نمیخوام"

از عبارت بسیار محترمانه و زیبای "الان شرایطش رو ندارم"

استفاده کنه!

وقتی این عبارت رو به کار می بره،

من رسماً میخوام درسته قورتش بدم. :)



+خیلی از مستر ممنونم که چنین خلاقیت فوق العاده ای به خرج داد

تا اعصاب ما از دست نمیخوام های متوالی پسرک داغون نشه :)

+مثال عینی:

من: پسرک جانم میای اسباب بازی هاتو جمع کنیم؟

پسرک: الان شرایطش رو ندارم! :))

۶ نظر ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۵۶
لوسی می

و امروز اولین راه پیمایی خانواده ی چهارنفره ی ما بود..

ایامتون پر از نور...

۶ نظر ۲۲ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۲۶
لوسی می