ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ ارديبهشت ۹۶، ۱۰:۲۵ - مردی بنام شقایق ...
    ان شالله

۷۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

کی باور میکنه که
استاد ما هنوز نمره ها رو اعلام نکرده؟؟!


+فیلینگ انگری!
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۸
لوسی می
بعضی چیزا رو که میشنوم

تنها چیزی که آرومم میکنه

اینه که

خدا جای حق نشسته!

۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۶
لوسی می
دلم میخواست گیر بده که واسه خودت خرید کن
ولی گیر که نداد هیچ!
هرچی هم میخواستم بخرم میگفت باشه بعداً.


+البته اون هرچی ها برای هرکسی بود جز خودم!!
واسه همین میگفت باشه بعداً!
+ولی من خیلی زورم اومد و دلخور شدم :(
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۵۴
لوسی می
دیشب برا اولین بار
رفتیم یکی از مرکز خریدهای شهرمون!


+یه همچین خانواده ی خرید برویی هستیم ما!
+البته همین مرکز خریده رو نرفته بودیم!
+یه لباس برا مامان خریدم که عیدی بهش بدم. :)
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۵۲
لوسی می
ینی انقده قرمه سبزیم خوشمزه شد

خوشمزه شد

خوشمزه شــــــــــــــــــــُـــــــــــد که نگو!

:)



+خودشیفته هم خودتونین :)

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۰۰
لوسی می
دیروز دو کیلو سبزی آش

و دو کیلو قرمه سبزی سفارش دادم.

انگار زنده شدم :)



+نتیجه میگیریم که امروز ناهارمون قرمه سبزیه.

عصرانه هم آش رشته س :)

۳ نظر ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۱
لوسی می
آخر شب مستر منو برد یه جای خوشمزه!
:)


+ممنونم مستر عزیز :)
+چقدر خندیدیم به خاطر غربتی بازی پسرکمون! :دی
۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۱
لوسی می
تو راه برگشت،

رفتیم مغازه اسباب بازی فروشی

که برای بچه های فامیل

عیدی بخریم

هیچی نخریدیم

جز یه شلوار

واسه بچه خودمون!

یه شلوار دوس داشتنی :)

البته + یه لباس خونگی :)

۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۴۹
لوسی می
رفتیم کفشهای پسرکمونو گرفتیم.
اصلا چپ و راست کفش معلوم نیس!
فکر میکردم تو کفشش، یه زایده گذاشته باشن
ولی فقط کَفِ کفشش شیب داره!
خوشحالم چون اینطوری اذیت نمیشه. :)
۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۳۹
لوسی می
دیشب که به شدت افسرده بودم

کلا کنکور رو بی خیال شدم. :(

مستر اومد دید اینطوری ام

گفت شب می برمت بیرون :)

۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۳۶
لوسی می
دلم یک دوست میخواهد
که اوقاتی که دلتنگم
بگوید "خانه را ول کن.
بگو من کِی کجا باشم."
:)
۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۱۶
لوسی می
جدی جدی حوصله زندگی کردن ندارما!!
:(
۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۲۶
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۰۴
لوسی می
چرا زندگی کردن مثل آدمیزاد اینقدر سخته؟؟!
۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۰۳
لوسی می
تا پریروز برنامه م این بود

که اختلاف سنی بچه هام کم باشه

از پریروز کلا منصرف شدم!



+هرچند میدونم بازم گول تفکراتمو میخورم!

۱ نظر ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۸:۱۷
لوسی می