ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۷۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

کی باور میکنه که
استاد ما هنوز نمره ها رو اعلام نکرده؟؟!


+فیلینگ انگری!
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۸
لوسی می
بعضی چیزا رو که میشنوم

تنها چیزی که آرومم میکنه

اینه که

خدا جای حق نشسته!

۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۶
لوسی می
دلم میخواست گیر بده که واسه خودت خرید کن
ولی گیر که نداد هیچ!
هرچی هم میخواستم بخرم میگفت باشه بعداً.


+البته اون هرچی ها برای هرکسی بود جز خودم!!
واسه همین میگفت باشه بعداً!
+ولی من خیلی زورم اومد و دلخور شدم :(
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۵۴
لوسی می
دیشب برا اولین بار
رفتیم یکی از مرکز خریدهای شهرمون!


+یه همچین خانواده ی خرید برویی هستیم ما!
+البته همین مرکز خریده رو نرفته بودیم!
+یه لباس برا مامان خریدم که عیدی بهش بدم. :)
۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۵۲
لوسی می
ینی انقده قرمه سبزیم خوشمزه شد

خوشمزه شد

خوشمزه شــــــــــــــــــــُـــــــــــد که نگو!

:)



+خودشیفته هم خودتونین :)

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۰۰
لوسی می
دیروز دو کیلو سبزی آش

و دو کیلو قرمه سبزی سفارش دادم.

انگار زنده شدم :)



+نتیجه میگیریم که امروز ناهارمون قرمه سبزیه.

عصرانه هم آش رشته س :)

۳ نظر ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۱
لوسی می
آخر شب مستر منو برد یه جای خوشمزه!
:)


+ممنونم مستر عزیز :)
+چقدر خندیدیم به خاطر غربتی بازی پسرکمون! :دی
۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۱
لوسی می
تو راه برگشت،

رفتیم مغازه اسباب بازی فروشی

که برای بچه های فامیل

عیدی بخریم

هیچی نخریدیم

جز یه شلوار

واسه بچه خودمون!

یه شلوار دوس داشتنی :)

البته + یه لباس خونگی :)

۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۴۹
لوسی می
رفتیم کفشهای پسرکمونو گرفتیم.
اصلا چپ و راست کفش معلوم نیس!
فکر میکردم تو کفشش، یه زایده گذاشته باشن
ولی فقط کَفِ کفشش شیب داره!
خوشحالم چون اینطوری اذیت نمیشه. :)
۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۳۹
لوسی می
دیشب که به شدت افسرده بودم

کلا کنکور رو بی خیال شدم. :(

مستر اومد دید اینطوری ام

گفت شب می برمت بیرون :)

۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۳۶
لوسی می
دلم یک دوست میخواهد
که اوقاتی که دلتنگم
بگوید "خانه را ول کن.
بگو من کِی کجا باشم."
:)
۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۱۶
لوسی می
جدی جدی حوصله زندگی کردن ندارما!!
:(
۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۲۶
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۰۴
لوسی می
چرا زندگی کردن مثل آدمیزاد اینقدر سخته؟؟!
۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۰۳
لوسی می
تا پریروز برنامه م این بود

که اختلاف سنی بچه هام کم باشه

از پریروز کلا منصرف شدم!



+هرچند میدونم بازم گول تفکراتمو میخورم!

۱ نظر ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۸:۱۷
لوسی می