ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ ارديبهشت ۹۶، ۱۰:۲۵ - مردی بنام شقایق ...
    ان شالله

۹۷ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

کتری برقیم از بس گچ گرفته

که دیگه رو به موت تلقی می شد

از صبح آب و سرکه ریختم توش

ببینم خوب میشه حالش یا نه!

:(



+آب و سرکه از بس جوشیده که سیاه شده!!

+تجربه ی خوبی بود.

حال عمومی کتریمون خووووبه :)

۶ نظر ۳۰ دی ۹۴ ، ۱۲:۲۵
لوسی می

دو روز گذشت و در این دو روز

ما دو روز نت نداشتیم

و دو روز میزبان بودیم

و دو روز دوندگی داشتیم

و دو روز مقاله نویسی کردیم!



+دو روز خوبی بود الحمدلله :)

+مقاله باعث میشد نخوام نت رو شارژ کنم! الحمدلله تموم شد امروز ارسال میکنم.

تا باشد اولین مقاله ی پذیرفته شده ی ما!!

میدونم ضایع ست که اولی باشه ولی هست دیگه! چه کار کنم؟!

+ممنون از مهربونیهاتون.

۴ نظر ۳۰ دی ۹۴ ، ۱۱:۴۶
لوسی می

دارم از خستگی غش میکنم

و خونه مثل بمب منفجر شده ست..

و مستر هم داره میاد...



+خب طبیعیه که اومدن مستر و شلوغی خونه

مهمتر از رفع خستگی باشه...

من می تونممممم! :)

۱۱ نظر ۲۷ دی ۹۴ ، ۱۷:۲۷
لوسی می

یه عکس از گل پسر گرفته م

که حتی یک لحظه نمیتونم چشم ازش بردارم..



+عششششششق منه این پسر :)

عشق منه این عکس :)

+پستهای قبل روزنوشته! همین!

خیلی هم معمولیه، خیلی! اما خب یهو تصمیم گرفتم پستهای مسترنویس رو علنی نکنم.

شاید این تصمیم عوض بشه شایدم نه!
۶ نظر ۲۶ دی ۹۴ ، ۲۲:۰۱
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ دی ۹۴ ، ۲۱:۳۷
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ دی ۹۴ ، ۲۱:۳۳
لوسی می

یه تابلوی نادعلی تو خونه داریم

پسرک می پرسه رو این تابلو چی نوشته؟

میگم نوشته هروقت چیزی خواستی امام علی رو صدا بزن و بگو یا علی.

میخنده و میگه من قبلا از امام علی... نه! نه! از امام حسین کیم خواسته بودم..

:)


+تو عزیز دلمی :)

۷ نظر ۲۶ دی ۹۴ ، ۱۵:۰۳
لوسی می

تو نه منو میشناسی

و نه اجازه میدی من بشناسمت.



+حالا مثلا همونقدری که تو رو میشناسم چه کار کرده م،

که اگر تو منو بشناسی برام میکنی؟!

هه! :|

۵ نظر ۲۶ دی ۹۴ ، ۰۹:۴۶
لوسی می

اصلا دیفالت خلقت من

عاشق مسلک طراحی شده!

۲ نظر ۲۶ دی ۹۴ ، ۰۹:۳۶
لوسی می

وقتی تو نیستی

نه هستهای ما

چونان که بایدند

و نه باید های ما...



+قیصر عزیز.

+بعضی چیزها رو یه جوری گفته که تا قیصر نگفته بود

هیچکس نمی دونست چطوری میشه اینها رو گفت!

مثل اون مصرع معروفش:

ناگهان چه زود دیر می شود...

۴ نظر ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۱:۱۳
لوسی می

راستی!

در میانِ این همه اگر،

تو چقدر بایدی؟؟!



+قیصرِ عزیز.

+چقدر قیصر رو دوست دارم..

+شادی روحش صلوات بفرستید لطفا.

۲ نظر ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۱:۰۹
لوسی می

در زلف پر کمندش

ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی

بی جرم و بی جنایت...



+هعی روزگار!

۳ نظر ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۲
لوسی می

این سن استقلال طلبی بچه ها

هی داره کم و کمتر میشه انگار!!




+امروز مهمانی دعوت بودیم

و پسرک با ما نیومد :(

+در غیاب پسرک حتی یک لقمه غذا راحت از گلوی من پایین نرفت.. :|

۹ نظر ۲۵ دی ۹۴ ، ۱۶:۵۰
لوسی می

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

شروع میکنم کار پایان نامه م رو،

برای اینکه به فضل خدا خوب و منظم و عالی

تمومش کنم ان شالله

صلوات ختم کنید.



+صلوات بعدی رو بلندتر ختم کـــــــــــــن :)

+یه صلوات هم جهت شادی روح درگذشتگاااااان به مناسبت شب جمعه.

+اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


+اصلاح میکنم: تا اومدم شروع کنم دیدم زمان یک همایش مهمی تمدید شده

رویکرد رو از پایان نامه به مقاله نویسی تغییر دادم. ان شالله که پذیرش بشه.

۱۰ نظر ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۷:۴۵
لوسی می

ما امروز رفتیم تی وی بخریم :)

خیلی حس خوبی دارم

که با مستر میریم اجناس مختلف رو تماشا میکنیم و انتخاب میکنیم،

از اینکه مثل تازه عروس و دامادها دنبال جهیزیه باشیم خوشم میاد..

و همه شون رو با عشق نگاه میکنم :)

شاید به این خاطر که من اصلا برای خودم جهاز نخریدم..



+گفته بودم که پسرک تی وی سابقمون رو به دیار باقی فرستاده؟؟! :|

۹ نظر ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۲:۰۴
لوسی می