ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ ارديبهشت ۹۶، ۱۰:۲۵ - مردی بنام شقایق ...
    ان شالله

1520.

يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۸ ب.ظ

از ساعت نه و نیم

تا الان که ساعت یک باشه

بدون وقفه با پسرک بازی کردیم!

همین الان رفته بالا

منم اومدم سنجد رو بخوابونم!


+کاردستی ماهیگیری

پرش از روی مانع

خونه سازی با مگهای مغناطیسی

درست کردن پازل

طبل زدن و سینه زنی

و اجرای قصه ی کتابش به صورت نمایشی

از برنامه های امروزمون بود!

+امروز خدا رو شکر کردم که بالایی ها هستن! :|
۹۴/۰۹/۲۲
لوسی می

نظرات  (۶)

:))راستش اینجاکه مریض اومد نشد برم خونخ پسرک از مامانش بپرسم چه میکنه چون بچم ترسیدیم چیزیشون شه دورازجون
پاسخ:
آره خب تو این شرایط بهتر هم هست که نرین.
ان شالله که همیشه سالم باشین. حالا وقت هست سر فرصت ان شالله.
۲۲ آذر ۹۴ ، ۱۴:۲۶ ملکه بانو
انگار داری به این نتیجه میرسی مزایای بودن بالاییا بیش از نبودشونه?

من عاشق این روزهای پر از بازی و فعالیتم
پاسخ:
:)) آره قبلا هم به این نتیجه رسیده بودم! اما فقط در مورد بچه داری!
خدایی چیزهایی که با بودن در اینجا از دست دادم بیش از چیزهاییه که به دست آوردم
اگر هم قبلا همین نتیجه رو گرفته بودم به این خاطره که دستاوردهام همیشه عینی تر و ملموس تر بودن نسبت به چیزهایی که از دست دادیم.
آره من هم. :)
سلام
خدا قوت
ماهیگیری چطوریه کاردستیش؟

خدا روشکر که بالایی ها هستن
پاسخ:
سلام. ممنونم.
با مقوا شکل های ماهی بریدیم، من سر ماهی ها رو منگنه زدم و یک آهنربا به یک نخ وصل کردیم و سر دیگه ی نخ رو هم به یک مداد. که شبیه قلاب ماهیگیری شد. بعد با اون قلاب، ماهیهایی که رنگشو من میگفتم رو میگرفت (تماس آهنربا با منگنه ی روی سر ماهی).
البته راستش رو بخواید برای بچه ی این سنی خیییییییلی هم فوق العاده نیست. برای بچه ی دو- دو و نیم ساله خیلی جالب تره! و باعث تمرکز و کنترل اعصاب دستش میشه.
پسرک از اینکه ماهی ها رو ببره و قیچی کنه خوشش اومد وگرنه خیلی به ماهیگیری دل نداد، چون قبلا از اون اسباب بازی های ماهی های چرخان که دهنشونو باز و بسته می کنن داشت این دیگه زیادی ساده بود.. کلا شاید یه ربع با این قلاب و ماهی ها بازی کردیم.

نه دیگه قرار نشد شما ها هم شکر کنین! من تنهایی شکر کنم اونم هر از چندی که بهم فشار میاد کافیه! :دی
زنگ زدم:))گفت اینا پسرن چاره ای نیست روزمین بندنمشن:/
پاسخ:
:))
۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۰:۳۱ مامان محمدمهدی
چه عالی 
به این همه بازی
پاسخ:
بعله!
چه خوب چقدر بازی. پسر من اسباب بازی هاش رو می چینه و میگه بهشون دست نزن ولی منو سرگرم کن باهاشون!😒
پاسخ:
:))))
عجب! آره پسرک منم یه مدت اینطوری شده بود.
البته خیلی کوتاه.
با بقیه هم همینطور بود! حالا من صبوری میکردم اما بچه های فامیل کفری می شدن! :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی