ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

2037.

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۴۳ ب.ظ

موهای پسرک رو هم به درخواست خودش با ماشین اصلاح خیلی کوتاه کردیم!

البته کچل نشده اما خیلی کوتاه شده که نمیدونم بهش میگن نمره ی چند! ههه هه!

و از وقتی موهاش کوتاه شده انقددددددرررررر شبیه کودکی های مستر شده که کلاً رو اعصاب منه!

:|



+و تو نمی دانی که مو چیست! :|

۹۵/۰۲/۲۰
لوسی می

نظرات  (۲۴)

چرا رو اعصاب :))))))
پاسخ:
:))
چون شباهتشون اعصاب خرد کنه دیگه! :))
من حرصم میگیره دو نفر اینقدر شبیه باشن! اونم دو نسل متفاوت!
همه ش فکر میکنم مستره! :)
البته انصافا مستر چهره ی جذابی داره و همین منو امیدوار میکنه؛ اما این فرط شباهت رو اعصابمه هنوز! :))

+وقتی پسرک خیلی کوچک بود یکی از دایی های مستر به من گفت من همه ی نوه های خواهرهامو خیلی دوست دارم
اما پسرک جور عجیبی برام عزیزه، چون هروقت نگاهش میکنم منو می بره به بیست، سی سال پیش! (اشاره به شباهتش با مستر!)
بعد که بزرگتر شد و موهاش بلندتر، من و بقیه احساس کردیم قدری هم شبیه من شده!
اما الان که مثل کودکی های مستر موهاشو زدیم، می بینم که نهههه! با افزایش سن، شباهتش بیشتر شده که کمتر نشده! :))
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۵۵ خانم الفــــ
:) 
به خوش بحالش....چه هوایی بخوره سرش :) اونم توی بهار...

من دو سال پیش،همین کار رو کردم :دی از ته ماشین کردم و بسی الان دوباره دلم خواست :)
پاسخ:
راست میگین؟؟! موهای خودتون رو؟؟!
چرا؟ فکر کنم اون موقع مجرد بودین لابد! :)
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۰۲ خانم الفــــ
اره موهای خودم رو :)
تازه عقد کرده بودیم :)) .....یه دلیلش این بود که بعد مدت ها زندکی خوابگاهی فکر کردم،بهتره برای حفظ سلامتی موها ،بزنمشون.



پاسخ:
تازه عقد کرده بودین؟؟! وای اصلا باورم نمیشه! من هرگز چنین اعتماد به نفسی نداشتم و ندارم! :|
خب چرا از ته با ماشین؟ تا حد خوبی میشد کوتاهش کرد. منم این کار رو کردم و به قولی مردونه هم زدم اما با ماشین نه واقعا! :|
صادقانه از این بابت تحسینتون میکنم :) هم شما و هم همسرتون رو :)
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۰۲ خانم الفــــ
چه خوبه که اینقدر پسر،شبیه پدرش باشه :)
خدا خانواده تون رو حفظ کنه ان شاءالله :)


پاسخ:
بله خوبه. به شرط اینکه دختر هم شبیه مامانش بشه و رکب نزنه.. :)
متشکرم :)
همچنین برای شما :)
یه سوالی:/
من هر وقت میبینم خانما واسه اینکه بچه به شوهرشون رفته و شبیه خودشون نیست حتی به شوخی گلایه میکنن و یه کوچولو یا بعضی اوقات خیلی زیاد حرص میخورن واسم سوال میشه که مگه این مهمه؟:/
پاسخ:
نه من اصلا نه به شوخی گلایه میکنم و نه حتی کوچولو حرص میخورم! راستشو بخوای خیلی هم خوشحال میشم که شبیه مستر باشن.
این "فرط شباهته" که رو اعصابمه!
نه اینکه چرا شبیه مستره و شبیه من نیست! یعنی اگر همین قدر "شدید" شبیه من می بود هم باز هربار می دیدمش رو اعصابم می بود! :))


+نمیدونم! شاید اونایی که حتی به شوخی این حرف رو میزنن چهره ی همسرشون رو دوست ندارن! ها؟! البته برای خیلی ها مهمه.
ولی برای من مهم نیست واقعا. واقعا حتی اگر دخترم هم شبیه مستر بشه من غصه نمیخورم حتی به شوخی! :دی
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۶ خانم الفــــ
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
:)
توی مدت خوابگاهی بودنم،از تمیزیِ پنبه ای که توی بالش ها بود واقعا مطمئن نبودم..7،8 سالی هم زندگی خوابگاهی داشتم...علاوه بر اون، چون همیشه زیر مقنعه ای میپوشم،زمستون و تابستون، اصلا ریشه موهام نیاز به تجدید شدن داشتن :) یه چیزی فراتر از کوتاه کردن مردونه....*** **** **** ** ** **** ** *** **** **** ** ** ****** ***** **** ** *** ***** ***** **** ********** ***** ** ************ ***** ******** *** *** * **** **** ** ** ** ******** *** ** * ** **** ** ******* ******** **

+ جاهایی از کامنت رو اگر صلاح ندونستی میتونی حذف کنی :)
پاسخ:
عجب! ولی واقعا اقدام تحسین برانگیزیه! افرین به شما :)
و الحمدلله که همه چی خوبه :)
اینکه دوباره میخواین این کار رو بکنین جالبتره! باز اون موقع یه توجیهی داشتین! :دی
ممنون بابت قسمت پلاس :)
من به خاطر شما حذف کردم..
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۷ خانم الفــــ
ان شاءالله یه دختر،شبیه خودتون و به مهربونی خودتون،خدا بهتون هدیه بده :)
پاسخ:
میشه آپشن های دعاتون رو خودم قدری تغییر بدم؟! :دی
ممنونم ازتون. :)
ان شالله خدا اولاد صالح و سالم به همه عنایت کنه که مایه ی آبروی دنیا و آخرت والدینشون باشن.
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۲۶ خانم الفــــ
:) البته فقط دلم میخواد انجام بدم.نمیدونم انجام بدم یا نه :)

ممنون بانو :) مشکلی نبود.گفتم شاید دوستان از تصورش  این توصیفات خوششون نیاد:دی
پاسخ:
:)
ممنونم.
هرچند دلیل حذف من این نبود، دلیلم خانم بودن شما بود :دی
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۲۸ خانم الفــــ
:))) 
دلیل شما بهتر بود :))
ممنونم که هوای بقیه رو دارید :)
پاسخ:
:))
سلامت باشین.
با این کامنتتون خیلی خندیدم :))
نه، نه اینکه چهره ی همسرشون رو دوست نداشته باشن. بعضیا رو دیدم چهره ی همسرشون خیلی هم جذابه و بچه هم خب خوشگله و خیلی هم به باباش رفته اما حرص میخورن واسش. که چرا به من نرفته! یه اصطلاحی هم گاهی شنیدم براش میگن که خب زشته نمیگم :|
+ من هنوز اندر عجبم خانم الف جان تازه عقد کردن چطور موهاشونو از ته زدن؟ o_0
پاسخ:
عجب! نه واقعا برای من مهم نیست.. و تو خانواده ی اطرافمون هم خیلی براشون مهم نیست.
فقط در یک صورت دیدم که بگن، اونم وقتیه که مادری خیلی زیبا رو باشه، و دخترش به جای اینکه به مامانه شبیه باشه به پدره شبیه بشه و بعد بگن حیف شد این چهره ی مادر! :))
تنها دلیلی که برای این واکنش میتونم تصور کنم اینه که یا احساس مالکیت زیادی بر فرزند دارن که با شباهتش به همسر وجهه ی بیرونیش کمرنگ میشه و یا اینکه خودشون و همسرشون رو یکی نمی دونند که این شبیه نشدن بچه به خودشون به چشمشون میاد و انگار که شبیه دیگری شده..

+منم خیلی کپ بنمودم! :|
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۳۲ خانم الفــــ
خیلی دعای خوبی بود :) ان شاءالله.الهی آمین... :)
پاسخ:
ممنون از لطفتون.
آمین برای همه و علی الخصوص شما :)
آره خب. اون حس مالکیت شدید رو دیدم اغلب. فکر میکنم دلیلش همینایی باشه که شما گفتید.
مثلا گاهی هم میگن 9 ماه بارداری رو تحمل کردی آخرشم شد شبیه یکی دیگه!! البته نه خیلی جدی. اما نه خیلی هم به شوخی!! همین اطرافم اخیرا نوزادی به دنیا اومده که اصلا کپی باباشه. بعد ما که مینشستیم و از شباهت خیلی زیادشون میگفتیم مادر اینجانب گوشزد کردن که مادر یا خانواده ی مادرش ناراحت میشه :| بعد بنده هم در عجب که یعنی چی این حرفا آخه؟ بچه ی هردوشونه :/  بعضیام عجیبن ها !
+ اوهوم اوهوم :/
پاسخ:
آره دقیقا. من تو زوجهایی اینو می بینم که زن و مرد و حقوق زن و مرد توشون زیاد بیان میشه. یعنی بیشتر به زندگی حقوق مدار متکی اند تا زندگی یکپارچه.
حالا جالبه ما تو خانواده مون همه ی بچه ها به لحاظ چهره بیشتر شبیه کسی هستند که از ما نیست. اگر پسر داماد کرده باشیم بچه شبیه مامانش شده، اگر دختر عروس کرده باشیم بچه شبیه باباش شده! :))
فقط یه زوج داریم که دخترخاله و پسرخاله ان و همه مون خیلی خوشحالیم که این بچه ها شبیه خودمونن! :)))
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۴۳ خانم الفــــ
:))
خب اخه آنه جان،هم برای سلامتی و هم زیبایی مو لازم بود...اون سال،امروز رو می دیدم:)
پاسخ:
:)
اینم قابل توجه آنه خانم.
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۴۶ خانم الفــــ
ممنونم بانو :)

ببخشید واقعا..من هر جا پا میذارم،همه ش شلوغ میشه :/ بلد نیستم مثل بقیه،قشنگ و متین بیام نظر بدم و برم :(...ببخشید اگر وقت گرفتم ازت. 
پاسخ:
سلامت باشی.
نه اتفاقا من خیلی دوست دارم این مدل دیالوگ رو :)
از کامنتی که مونولوگ باشه خیلی استقبال نمیکنم.
هرچند که من همیشه به کامنت های موجز و پراز حرف شما که کاملا جنبه ی جمع بندی داره، تو پیج های مختلف غبطه میخورم واقعا!
اینو جدی گفتم! :)
عزیزم دو تایی شون کچل شدن راحت شدن تو این فصل :)
چقدر باحال
یه چیزی هست که میگن مثلا مادر زمان بارداریش به هرکسی بیشتر توجه کن در ذهنش یا نگاه کن بچه شبیه اون میشه ها
 البته پایه ی علمی نمی دونم داره یا نه اما عملی شو زیاد دیدم تو اطرافم
شما هم زیاد به مستر توجه داشتی لابد :)


پاسخ:
آره دیگه. با اینکه من خیلی مقاومت می کردم که مستر اینقدر موها رو کوتاه نکنه اما خب حریف پدر و پسر نشدم!
الحمدلله الان که می بینم راحتن خوشحالم.
آره منم شنیدم... شاید. بعید نیست اصلا :)
هرچند کلا به نظرم ژن ما خیلی ضعیفه. ما تو خاندانمون هرکس که ازدواج کرده بچه ش به لحاظ چهره شبیه اونی شده که از ما نیست! :))
فقط یه زوج داریم که پسرخاله و دخترخاله ان و بچه هاشون شبیه خودمون شده ن! :))

کاش منم این روزا رو تجربه کنم!

پاسخ:
خیلی زود... خیلی نزدیک در بهترین وقتش ان شالله :)
خدا نگهداره.. شاد باشی :)
پاسخ:
سلامت باشی.
ممنونم
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۹ مامان محمدمهدی
عکسشونو بزار لطفا:)
عیدتون هم مبارکا باشه
پاسخ:
عکس ورژن کچلشونو؟! :))
نه بابا بی خیال! :)


+مرسی عزیزم  عید شما هم مبارک :)
قابل تحسینید واقعا خانم الف جان :)
پاسخ:
هههه هه! من این کامنت رو خوندم فکر کردم منو گفتین!
بعد رفتم نگاه کنم ببینم مگه چی گفتم!
دوباره که برگشتم جواب بنویسم دیدم ای دل متوهم! :)))
قابل توجه خانم الف عزیز :)
متشکرم 
پاسخ:
بابت چی؟
۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۶:۰۸ مامان محمدمهدی
رفتم اون یادداشت قدیمیتو خوندم دیدم اونجا هم کامنتم درخواست عکس بوده:))چه تفاهمی:))
عکس بزار عکس یا عکس بفرست عکس:)
پاسخ:
:)))
اوکی. امکاناتم برای انتقال عکس از گوشی و اینها باعث میشه که سریع عکس نذارم وگرنه عکس گذاشتن واقعا طول نمیکشه و وقتی نمیگیره.
همین که به خواسته اش رسیده مهمه، و اینکه خودش راضیه
من اولاش که هنوز سختی های دوران بارداری و به دنیا اومدن دردونه فراموشم نشده بود، هر ازگاهی میگفتم چرا شبیه من نیست، ولی حتی به هفته هم نکشید که فراموشم شد
ولی خب ملت همیشه حاضر در صحنه براشون مهم بوده و هست!!!!
جالبه که شدت شباهت روی اعصابته!
پاسخ:
آره دیگه ما هم به همین خواسته ش احترام گذاشتیم. بعلاوه اینکه اصلا دوست ندارم بچه هام درگیر زشتی و خوشگلی بشن که اینطور بکنیم زشت میشیم اونطور بکنیم خوشگلیم! :|
برای همین اصلا سر این چیزها سخت نمیگیرم. اونم پسر جماعت! :) هرچند که خودم اصلا دوست نداشتم موهاشونو تا این حد کوتاه کنیم.
عه؟ چه جالب. من وقتی که پسرک رو دادن بغلم همون لحظه دیدم که عین مستره و واقعا از این شباهت پر از عشق شدم :)
البته فکر نمیکردم این شباهت اینقدر افراطی بشه. خب هرکس باید یه استقلال چهروی داشته باشه دیگه! پسرک این استقلال رو نداره! برای همین رو اعصابه :))
^___^
خب یه دونه دختر بیار که شبیه خودت باشه :)
پاسخ:
میترسم اونم شبیه باباش بشه :)))
۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۰۲ خانم الفــــ
ممنونم بانو آنه جان :) نوع نگاه خوب شماست بانو

+ خانوم لوسیمی جان :) نهایت تواضع شماست..درس پس میدم کنار دوستانی مثل شما.
پاسخ:

+ممنون از لطفتون. البته ما در تواضع و سعه ی صدر به شما نمیرسیم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">