ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۱۲ - آرزو ﴿ッ﴾
    آخی :)

3186.

يكشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۹ ب.ظ

به من میگه فردا میخوام بچه هامو بیارم خونه تون.

میگم نمیتونم واقعا! زندگیم به هم ریخته ست و نمیتونم واقعا!!

خب کفاره ی این نتونستن اینه که باید یه دوره کم محلی رو تحمل کنم!

:|




+من موندم واقعا اگر زندگی من اسباب کشون نبود و پسرم هم تب نداشت و وضعیتم هم نرمال بود

بازم چطور از من انتظار داره سه تا بچه شو نگه دارم؟؟؟!

۹۵/۰۴/۲۰
لوسی می

نظرات  (۱۵)

۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۴۱ خانم الفــــ
:/

چه خوبه که راحت میگید که نمیتونید..کار درستی کردید
پاسخ:
واقعا شدنی نبود و انتظار داشتم خودش متوجه بشه و اصلا پیشنهاد نده!
اگر راحت میگفتم که الان در وضعیت اعصاب خرد نبودم! :|
ولی خیلی دلم میخواد ریلکس تر از این بگم نمیتونم! یه روزی میرسم به اونجا!
روزی که اصلا احساس ضرورت نکنم که توضیح بدم که چرا نمیتونم و بعد این همه عذاب وجدان و اعصاب خرد رو تحمل نکنم.
:/
پاسخ:
:(
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۴۸ خانم الفــــ
همین که گفتید خیلی خوب بوده.

+ من هم موافقم که خیلی وقت ها ادم لازم نیست توضیح بده..ولی بعضی وقت ها هم برای اینکه دلخوری و سوء تفاهمی پیش نیاد و به مرور باعث کدورت نشه، بنظر میاد بد نباشه توضیح بدیم...هرچند،سفارش شده از کاری که میبینید برداشت های خوب داشته باشید....حالا کیه که عمل کنه؟
پاسخ:
:)
آره خب ولی برای بعضی ها نباید توضیح داد. برای کسی خوبه توضیح بدیم که همونطور که گفتید میدونیم یا احتمال زیاد میدیم که با توضیح مانعی برای کدورت و دلخوری ایجاد بشه.
اما این توضیحی که من برای ایشون دادم و دوره ی کم محلی رو هم باید بگذرونم برای خودم اعصاب خرد کن تره! میگم این دوره هه که هست کاش لااقل با توضیح اضافه خودمو کوچیک نمیکردم! حسم این شده! :|
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۵۵ خانم الفــــ
:)
موافقم..درست میگید..
خدا صبر جمیل عنایت کنه بهتون :)
پاسخ:
قربون شما :)
سلامت باشین.. صبر جمیل رو خوب اومدین :))
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۱ نجمه خانم
خونواده شوهر؟

البته اصلا فرقی نداره به نظر من کاری نداره هر جا نشستی بگو فلانی ازم خواسته بچه هاشو نگه دارم منم خونه م شلوووغ بچم تب داره اون یکی حرف گوش نمیده خونه به هم ریخته نصف وسایل جمع نصفش مونده کلافه شدم خستم پی ام اس (شدم قراره بشم دارم میشم اصلا سرخپوستیه و   و   و) هم گوش به گوش بهش برسه همم خودشو جمع کنه بفهمه توقع زیادی کرده

خخخح
فکر کن بعدش چه شوووود!
پاسخ:
ها دیگه!
:)))
نه بابا! این از اونا نیست که خودشو  جمع کنه! خخخ!
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۴ مامان محمدمهدی
منم با توضیح اینجور مواقع موافق نیستم.خودمم خیلی راحت نه میگم و هیچوقت هم توضیح نمیدم گرچه گاهی بعدش میگم کاش حالا یه توضیح کوچولو میدادم در علت اینکه چرا نه گفتم یا یه درخواستی رو رد کردم.
ولی حالا این طرف شما هم بی انصاف بوده که سه تا بچه رو میخواسته تو این وضعیت بزاره پیشت! یا حتی اگه بقول خودت شرایط عادی
حالا خودش واست ازین فداکاریا کرده که بچه هاتو نگه داره یه مدت؟
پاسخ:
آره واقعا کم توضیحی بهتره. هرچه کمتر توضیح بدی نشون میده اعتماد به نفست بیشتر بوده.
نه بابا! البته من هیچوقت از احدی حتی مامانم یا مادرشوهرم هم انتظار نداشته م و ندارم که هر دو بچه م رو با هم نگه دارن.
هیچوقت هم از کسی نخواستم.
۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۵ مامان محمدمهدی
راستی تب گل پسر قطع نشده هنوز؟چرا؟دکتر چی گفته،سرما خورده یعنی؟:(
پاسخ:
چرا امروز که بهتر بود. ولی قطع نه!
دکتر گفت احتمالا دلیل ویروسی داره و ویروس ها ماکزیمم تا سه روز عمل می کنند.
بارها هم گل پسر و هم پسرک به تب سه روزه ی بی نشانه ی دیگر، مبتلا شده اند :((
یعنی نگهداری از ۵تا بچه به صورت همزمان؟؟؟!!!!!!
حتی فکرش هم آدم را کلافه می کنه!
پاسخ:
بله!
خدایی من نمیدونم با خودش چی فکر کرده بود!
بعد دلخور هم شد! :|
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۰:۵۱ فاطمه غلامی
فیلم سینمایی لوسی می بانو و پنج کودک بلا

عجب کمدیِ تراژدیِ درامی می شد (آیکن خنده شیطانی)
پاسخ:
:))
واقعا :))
تراژدی رو خیلی خوب اومدی :))


+ممنون از آمدنت.
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۳:۱۰ تنها دلشکسته

سلام

اوا مردم چه انتظاراتی دارن!! چه خوش اشتها!! :(

خوب کردید گفتید نه.

به فکر بعدش هم نباشید.

راستی اسباب کشی کردید؟ کلا؟ یا تیکه تیکه میکنید؟

پاسخ:
سلام.
هعی! مردمن دیگه! :|
فعلا که تیکه تیکه وسیله جممع می کنیم و می بریم.
الحمدلله عجله ای نداریم از بابت زمان.
سلام
واقعا نمیدونم اگه بعضیا یه کمی مراعات داشته باشن چی میشه... منم یه بنده خدایی می شناسم دقیقا بیشترین انتظارات رو توی سختترین شرایط داره /:
اگه هنوز تب دارن عرق بید معجزه می کنه.
منم چند روزی دخترم تب داشت عرق بید رو به پیشونی و دست ها و پاهاش می زدم سریع تبش رو پایین می آورد. اگه خواستی بدی بخوره هم خیلی کم و همراه با گلاب و بیدمشک بهشون بده.
پاسخ:
سلام.
چی بگم والا. اصلا هنوز باورم نمیشه چطور همچین انتظاری از من داشت! :|
در مورد عرق بید شنیده بودم اما چون به عنوان خوردنی بهش نگاه میکردم گفتم هنوز بچه ست. فکر نمیکردم بشه به دست و پا هم زد.
ممنون از توصیه ت :)
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۶:۱۶ مهراد فروتن
از آدم هایی که توقع از دیگران دارن خوشم نمی یاد 
پاسخ:
من هم :(
اونم نه فقط توقع درونی، که بروز توقع با عتاب!
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۶:۱۸ کوثر متقی
وقتی یه نفر درکش بالاست این قدر!!!! قطعا توضیح اضافه براش چاره ساز نیست
بعضی ها مادرزاد به بقیه به چشم بدهکارانشون نگاه می کنند...
پاسخ:
آره دیگه! برای همین از خودم شاکی ام که چرا خواستم براش توضیح بدم که دلخور نشه!!! :|
مشکل از منم هست که حس میکنم واقعا به بقیه بدهکارم که باید توضیحی بدم! :|
منم این اخلاق بدو دارم: بلد نیستم نه بگم، اگرم بگم تا مدتها اعصاب خوردی دارم:((
ولی واقعا انتظار بی جایی داشته
پاسخ:
به نظر من که این یک ضعف شخصیتیه! :(
البته دور از جون شما خودمو میگم :(
اعتماد به نفسم کمه.
۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۳:۲۶ ملکه بانو
3 تا بچه؟!!
خوب انتظارش یکم زیادی زیاده
پاسخ:
:))
آره یه کم زیادی! :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی