ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

3553.

دوشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۶ ب.ظ

ممنون از نجمه خانم،

که باعث شد این پست رو بخونم.



+دوزش خیلی بالا بود!

اما نیاز این روزهام، به حساب میومد.

دنبال فرصتی ام که مفصل بهش فکر کنم.

۹۵/۰۹/۲۲
لوسی می

نظرات  (۹)

۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۷:۰۴ نجمه خانم
اوووه 
خواهش می کنم بابا 
نمدونم از لینک کی امروز گذرم خورد به اونجا 
ولی من خودم از طریق دلای نازنینم باهاش آشنا شدم
برو از اون تشکر کن 
:)
هعی 
هعی که به درد من نمی خوره لوسی 
:(
پاسخ:
درهرحال، اگه شما لینک نذاشته بودی نمیخوندمش که!
بازم ممنون.
۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۷:۵۰ ملکه بانو
هر چند وقت یه بار چنین یادآوریایی لازمه
پاسخ:
آره واقعا.
۲۲ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۲ مامان محمدمهدی
منم این یادداشتو همون سالی که نوشت رضوان جان خوندم و خیلی به دلم نشست ولی به حرفاش عمل نکردم:|
خدا هر جا هست حفظش کنه و به دخترش هم سلامتیشو برگردونه ان شاءالله
پاسخ:
عه! من کلا بعد از تعطیلی وبش رو دیدم اصلا نمیشناختمش.
مگه دخترش چی شده؟! پست آخر به نظرم اومد در حد سرما خوردگی و اینا بود!
الان یادم نیست!
الهی امین.
من از لینک دادن یه بنده خدایی به همین پست رضوان بود که باهاش آشنا شدم
ان شاالله که الان حال دخترگلش خوب باشه، ولی دورازجون صحبت از احتمال ام اس بود و بدحال شده بود و بستری
پاسخ:
ای وای!! ان شالله که خوب باشن. به برکت چیزهای خوبی که به این همه آدم یاد داد.
من معرفی کردم نجمه؟!!!!!!
من اصلا اولین بار از کامنتت تو وبلاگ رضوان اومده بودم تو وبلاگت
سال 91یا92 بود!
پاسخ:
@نجمه خانم!
چقدر برای تقویت اراده خوب بود
چقدر قشنگ به بحثش وارد شده بود
خیلی خوب بود خیلیییییییی
پاسخ:
آره عالی بود.
۲۳ آذر ۹۵ ، ۰۴:۵۲ نجمه خانم
جدی دلا؟!

اوه عزیزم خودت هم می دونی نمی تونه 91 باشه
و اون 92 لعنتی :| که زندگیمو متوقف کرد :(

ولی خیلی برام جالبه که من تو وب رضوان نظر گذاشته باشم اصلا
اشتباه نمی کنی؟ من خاموش به نظرم می خوندم :؟؟؟؟
شایدم
چمدونم والا


یهو دلم یاد یسنا کرد دلا
وای لوسی ببخشید اینجا وب توئه نه من
آقا من تو شیفتم
ساعت نزدیک 5 صبحه
هر کی خوند برای شفای همه مریضها دعا کنه و صلوات بفرسته
برم
مریض اومد...
پاسخ:
:))
@دلابانو!
وب خودتونه راحت باشین. من مشکلی ندارم!:))
چقدرررررررررررررر خوب بود، ممنون
پاسخ:
قربانت.
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۴ نجمه خانم
ببخشید من باید یه چیزی بنویسم 
منظورم از *و اون 92 لعنتی* این نبود که 92 هم آشنانشدیم 
فقط حسم رو نسبت به غم انگیزترین سال زندگیم بیان کردم

پاسخ:
:)
 فکر کنم همه مون متوجه شدیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">