ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت خاموش وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

3939.

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ

دیشب یهو نشستم و سفره ی دلم رو برای مستر پهن کردم!

و خب طبیعتاً کار اشتباهی کردم!



+نمیدونم چرا همیشه فکر میکنم که این کار اشکالی نداره،

و برام جا نمیفته که اشکال داره!

شاید چون مستر هیچوقت بروز منفی نداشته،

و یکی از باشعورترین آدمهای جهان، در شنیدن درددله.

:)

۹۶/۰۲/۲۳
لوسی می

نظرات  (۱۷)

۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۵۴ دچـــــ ــــــار
واقعا نداره خب :)
پاسخ:
بستگی به محتویات سفره ش داره! :))
البته باید تاکید کنم که مستر یکی از باشعورترین آدمهای موجود در جهان،
برای شنیدنِ درددله.
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۰۰ دچـــــ ــــــار
خوش بحال زنش :/
پاسخ:
:)
واقعا :)
عیبش در اثراتیه که ناخودآگاه روی روابط آدم میذاره
یعنی بعدها آدم میفهمه که چه اثراتی گذاشته
پاسخ:
درسته. منم اینو خیلی شنیدم و برای همین می پذیرم که این اشکاله. البته این چیزیه که من تا به حال ندیدم در مستر،
اما خب همه چیز رو آدم نمی بینه، شاید نخواسته اثر منفی روش گذاشته باشم و هیچوقت هم نفهمم!
ولی خداوکیلی در شعور مستر در بروزات خارجی مثل به رو آوردن، یا تغییر رفتار یا خدای نکرده سوء استفاده یا هرچی که هیچوقت منفی نبوده ذره ای شک ندارم.
منم دیشب دقیقا همین کار رو کردم ! اصلا قصدش رو نداشتما خودش شروع کرد منم هرچی تو دلم بود گفتم :)) البته خیلی مفید بود و باعث شد یه تغییراتی بکنه الحمدلله !
پاسخ:
:)
خب الحمدلله.
برای این پست و کامنتاش الحمدلله
پاسخ:
چطور؟
چطور نداره دیگه خنگ!
:)

پاسخ:
از معایب تأهل مطلع شدی یعنی؟!
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۲۵ مامان محمدمهدی
خب برای مستر سفره دلتو باز نکنی واسه کی باز کنی؟:)
شوخی کردم
 من خودم بشخصه برای همسر سفره دل باز نمیکنم گرچه ایشون هم درشنیدن درد دل خیلی سنجیده و فهمیده و صبورانه رفتار میکنن ولی خب به حکم عقل من سفره باز نمیکنم:)
پاسخ:
آره به گمانم درستش همینه.
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۳۵ دچـــــ ــــــار
من نفهمیدم سفره ی دل که شما میگید چی هسته که اینقدر تاکید دارید روی باز نکردنش!؟ :/
پاسخ:
همین که از شغل مستر به ستوه آمدم دیگه!
خب اینو نباید به مستر گفت!
چقد به نظر پیچیده میاد!!!!
من همیشه فک میکردم وقتی دلم داره میترکه و یه هم‌صحبت ندارم واسه تجرده!!!! :/
ولی انگار این قضیه بعد ازدواج بدتره!!! یعنی هم‌صحبته هست... ولی نباید بهش چیزی بگی!!!! :/
پاسخ:
این که درسته کاملا! در این شرایط فقط همسر آدم میتونه همسفره ی درد آدم باشه.
میشه همه چیز رو بهش گفت. همه چیز :) خیالت راحت.
اما وقتی قلمبه ی دلت یه چیزی از همون آقای همسر باشه باید دردتو به کی بگی؟!
دردش اینجاشه!
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۵ دچـــــ ــــــار
@گندم
حواسم هست از هر فرصتی برای بهتر نشون دادن تجرد استفاده میکنیها :)
پاسخ:
برای گندم :)
تجرد هم خوبه! هر دوره ای برای خودش خیلی خوبه.
مسئلت شغلش بود؟ پخ بابا!
پاسخ:
شغلش و احساسات تابعه ی دو طرفه مون که ماجرا رو خیلی پیچیده کرده!
اصلا فکر نکن مسئله ی کمیه! اصلا!
برای همینه که دارم میرم پیش مشاور جانم! فکر کردی چه م شده پس؟!
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۶ دچـــــ ــــــار
ای بابا نگران نباشید
مردا فقط گوش میدن :)) یعنی اصلا توی مخشون نمیره :/
پاسخ:
:)))
بیشتر نگران خودم و بچه هام!
بماند که حتی اگر حرف شما درست باشه، مستر برای پذیرش کلمات از قلبش استفاده میکنه.
متاسفانه یا خوشبختانه!
نه عزیزم اصلا فکر نمی کنم مسئله کمی باشه به هییییییییچ وجه
ولی اینکه میگی نباید سفره دل باز می کردم اینجا کاربرد نداره
این یه مسئله است که باید حل بشه حالا یا بیرونی یا درونی و ایشون هم یک سر قضیه است برای همین گفتم پخ که به نظرم درستش در میون گذاشتنه
پاسخ:
آره خب گفتنش عیبی نداره،
پهن کردن سفره ی دلت در این موضوع عیب داره!
ببین سفره ی دل خیلی گسترده میشه وقتی میخوای از یه چیزی بگی و بگی و بگی!
وگرنه در میون گذاشتنش خیلی هم خوبه منم قبلا این کار رو کردم. اما احساس کردم تا سفره ی دلم رو پهن نکنم جدی گرفته نمیشم!
خب این کار رو کردم و بعد پشیمون شدم! :|
با اینکه مستر مثل همیشه صبورانه گوش کرد!
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۰۶ دچـــــ ــــــار
نه واقعا شوخی کردم . حتی ممکنه الان توی ذهنش دنبال راه حل باشه و حتی تغییر شغل ... ولی به زبون نمیاره فعلا :)
پاسخ:
آره میدونم.
همین بهم عذاب وجدان میده. چون مستر شغلش رو عاشقانه دوست داره :(
شغل مستر به واقع هووی منه و من تا الان یک هووی روشنفکر بودم! که از خوشحالیِ همسرم با او، شادم!
اما خب! فعلا هووی دردسرسازی شده. برای خودش بهتر بود که کاری به کار من نمیداشت!
:|
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۶ دچـــــ ــــــار
شغلش سیده نباشه؟ :))))
پاسخ:
مشکل همینه که ادعای سیادت داره!
طلاقش هم راحت نیست! :))
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۵۹ تنها دلشکسته

سلام

خوبی؟

به نظر من، ما زنها تا کی باید جوونی، سلامتی و آرامش خودمان را فدای موفقیتهای شوهر کنیم؟!! واقعا نهایتش حس خوبی نداره و درنتیجه حس قربانی بودن در این فداکاری بیشتر نمود میکنه... همه چیز باید اعتدال داشته باشه.

من الان خودم یکی از اون قربانی ها هستم!!!

پاسخ:
سلام.
حالا بذار من برم پیش این مشاوره ببینم چی میگه!
البته من حس قربانی شدن برای مستر رو ندارم خدایی!
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۴۲ تنها دلشکسته

خب اونوقت وضعیتت خوبه حس قربانی نداری...

من ولی واقعا بهره ای از زندگی نمیبرم واسه همین میگم قربانی شدم...

پاسخ:
:(
خیلی بده خب.
امیدوارم حست عوض بشه یا شرایطت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">