ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4165.

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۰۱ ب.ظ

بچه ها!

آخه من اگر به شما نگم که امسال میخوام کنکور بدم

و همه کارهام قاراشمیش و قاطی پاتی شده به کی بگم آخه؟!

به شدت استرس کنکور گرفتم!

مثل بر و بچه های هفده هیجده ساله! خخخ!

پایان نامه م که هنوز رو هواست!

مقاله هم که فقط یکی دارم و نمره پایان نامه م هنوز به سطح عالی نرسیده! :|

یعنی اگر نمره کامل هم بگیرم(!) بازم در سطح خوب خواهم بود!

اما من میتونم مطمئنم.

منابع رو نگاه میکنم استرس میگیرم چه خبره این همه منبع؟؟! :|

والا من اصلا جنبه ی دوبار رفتنِ یک راه رو ندارم!

یا امسال قبول میشم یا هیچی دیگه.

راه رفتنی رو باید رفت،

کنکور رو باید داد!

۹۶/۰۶/۱۴
لوسی می

نظرات  (۱۷)

می خواستیم فراموش کنیم حال و احوال این روزهامون رو، که با پست شما دوباره به یادش افتادیم. لب خند.
منتظر نتایج کنکوریم و منتظریم و منتظر.

پاسخ:
ای بابا! عذر قصور .
ان شالله خبرهای خوب بدی بهمون :)
«فکر کردن به هدف و خواسته، باید با باور و ایمان و مومنانه باشد. خیلی وقت ها شک و فکر منفی در مورد رسیدن به هدف، نتیجه توجه به عوامل زمینی و شرایط فعلی است. باور به شدن و رخ دادن یک واقعه، نتیجه باور به عوامل آسمانی و قدرت الهی است. زمان فکر کردن به هدف و تلقین هدف، هیچگاه به عوامل زمینی فکر نکن و همه توجهت به آسمان و قدرت خداوند باشد. که اگر او بخواهد، هیچ چیزی نمی تواند مانع این عطا شود.»

+ از وبلاگ یکی از دوستان این متنو نگه داشتم و تو شرایطی مثل شرایط شما میذارمش جلوی چشمم تا زیاد بخونم و امیدم رو از دست ندم. شما قبول میشید هیچ چیزی بعید نیست :)
پاسخ:
آرهههه یادمه اینو برای پستی گذاشتی که من کلیپ انگیزشی گذاشته بودم :)
مرسی از یادآوریش :)

+مرسی ان شالله.
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۲۴ دُچــــ ــــار
خسته ام :)
پاسخ:
چرا؟
من تو اوج هیجانم! :|
اعتماد به نفست بخوره تو سر داعش و اون یکی ترامپ! : )))))))))))))
موفقیات بانو :*
پاسخ:
:))
خب درد و بلام بخوره تو سرشون!اعتمادبه نفسم باشه برای خودم! خخخخ!
مرسی عزیزم.
لوسی برنامه ت برای بچه هات یا احیانا داشتن بچه های بعدی در صورت قبولی دکترا سال بعد چیه؟
میخوای بزاریشون مهد؟
محض فضولی نمیپرسم:)) ذهن خودم خیلی مشغول این بحثاست!
اگه دوست نداشتی جواب نده:)))
پاسخ:
نه عزیزم فضولی برای چی؟ خوب می کنی می پرسی. مطمئن باش من نخوام جواب نمیدم. :دی
خب بچه ها بزرگ شدن دیگه!
گل پسر تا سال آینده که ان شالله من دانشجو بشم سه سالش تموم میشه و دیگه به حضور مداوم من نیازی نداره. راحت میتونم بذارمش خونه ی دیگران.
حالا یا مامانم یا مامان مستر. چون داداشم هم دیگه کنکورش تموم میشه راحت میشیم ما، در خونه شون باز میشه ان شالله! :|
شایدم بذارمش مهد اگر بدونم که پسرک هواشو داره. چون پسرک قطعا مهد میره، سال دیگه شش ساله ست و میخوام پیش دبستانی بفرستمش حتماً ان شالله. در نتیجه فقط می مونه گل پسر که به نظرم گذاشتنِ یک بچه ی سه ساله خونه ی بقیه اونم دو روز در هفته زحمت آن چنانی براشون نداره.
فکر میکنم به اندازه ی کافی برای بزرگ شدنشون صبر کردم. یعنی واقعا دیگه دغدغه ای از این بابت ندارم و خیالم راحته.
بچه های بعدی هم که فعلا تو برنامه مون نیست. هرچند برای اونم مشکلی ندارم همین که پسرک دیگه میره مهد و گل پسر هم که الان دو سالش تموم شده دیگه خیالم راحته و مشکلی ندارم. دروس دکترا هم زیاد نیست فکر میکنم دو ترم بیشتر درس نداشته باشه و بیشتر آدم درگیر تز و مقاله ست. در بدترین حالت اگر ببینم نمیشه نهایتش دوباره مرخصی میگیرم.
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۴ بـانـوی بـرفـی
عالی چه خوب که این خبر خوب رو به ما هم گفتی
موفق باشی عزیزم
پاسخ:
مرسی عزیزم. دیگه به شما نگم به کی بگم! دعا کن برام :)
راست میگی سه سال واقعا دیگه مناسبه!
گل پسر تو ذهن من همچنان چندماهه ست:)
ممنونم جواب دادی:)
پاسخ:
:)
مرسی گلم.
آره دیگه گل پسر همین چند روز پیش دوسالش تموم شد. :)
امیدوارم همین امسال قبول بشی، واقعا دوباره خوندن خیلی سخته!
هنوز خیلی وقت داری که مقالاتتم اضافه کنی ها، به نظرم جای نگرانی نیست
پاسخ:
برای دکترا که آره وقت زیاده! از خود پایان نامه م دو سه تا مقاله در میاد.
اما برای خودِ پایان نامه وقت ندارم :(
مشکلم نمره پایان نامه ست! نمره ی ما بدون مقاله از هیجده حساب میشه که حتی اگر نمره کامل بگیرم ارزیابیش میشه درجه ی خوب و نه عالی.
حتما باید نمره عالی داشت برادکترا؟ 
پاسخ:
نه! کلا نمره ی پایان نامه خیلی مهم نیست و امتیاز خاصی هم نداره! (اینو یکی از اساتید بهم گفت!)
اما به نظرم همینطوری الکی یه چیزی گفت! چون هرچی باشه مصاحبه ست و نقش سلیقه ای رفتار کردن توش پررنگه.
اگر نمره ی پایان نامه ت عالی نباشه و دانشگاه خودت مصاحبه بدی، میگن خب تو از ما نتونستی عالی بگیری حالا میخوای اینجا دکترا بخونی؟
و اگر دانشگاه بالاتر و بهتر مصاحبه شرکت کنی، میگن تو از همون دانشگاه زاقارتت نتونستی عالی بگیری حالا میخوای اینجا دکترا بخونی!
اونم من که دو سال مرخصی هم این وسط داشتم و سال ورود و خروجم در دوره ی ارشد فاصله ی زیادی دارن. یعنی همینطوری یه گوشه ش بازه!
در نتیجه به نظرم بهتره کاری کنی که دهنشون بسته بمونه! :)
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۱۰ دُچــــ ــــار
با این هیجان و اراده بی شک قبول میشید :)
پاسخ:
مشکل اینه که هیجان و اراده ش ذهنیه! عملی نیست!
میمونه برگشته!
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۱۳ دُچــــ ــــار
برای آشکار شدن فرشته! ترس فک کنم نیاز دارید ددلاین پایان نامه رو بیارن نزدیک تر  خخخخ :)
پاسخ:
فرشته هه بیداره! میمونه نمی بیندش انگار!
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۱۸ دُچــــ ــــار
خخخخ دیگه ترسش ریخته :))))

+ میمونه بهش میگه تو بوق بزن فرمون بذار دست من باشه خخخخ
پاسخ:
نهههه! اونو ندیده هنوز! من مطمئنم! ببینه میترسه.
من که رسما دیگه ادامه تحصیل رو از برنامه آیندم حذف کردم!
انیدوارم موفق باشی. پشتمارت تحسین برانگیزه
پاسخ:
چرا؟ اگر علاقه داری ادامه بده تو میتونی. :)
نهایتش اینه که مرخصی میگیری.
راستش منم گاهی فکر میکنم که شاید با وجود اهداف خانوادگی و مادریم، نتیجه ی خاصی هم پشت قبولی و دوباره دانشگاه رفتن برام ایجاد نشه و به سرانجامی هم نرسه اما قبولی تو کنکور تو حس خوب من از خودم خیلی اثرگذاره. خیلی! و نمیخوام این حس خوب رو از خودم دریغ کنم.
اول که احساس میکنم ادامه تحصیل برام بیشتر جنبه دنیایی داره و هیچ ثمره اخروی نداره، یعنی بدون ادامه تحصیل هم میتونم ثمره مثبتی داشته باشم.
بعدم به نظرم با ۴ تا بچه ای که در برنامه دارم حداقل تا ۱۰ سال دیگه نتونم!
امیدوارم منظور رو رسونده باشم
پاسخ:
خبببب! من فکرکردم که کامنتت حالت افسوسی داشت که ناچار شدی از برنامه ت حذفش کنی.
اما می بینم خیلی هم هدفمند زندگی می کنی و این عالیه. افرین بهت. :)
موفق باشی.
از الان استرس زوده ها:)
به نظرم از الان برنامه بریزید و خودتونو مجبور به اجراش کنید. راستش به نظرم از اون آدمایی هستی شما که می‌تونن^_^
پاسخ:
نه اینکه فرصت ندارم! کلا دارم با استرس زندگی میکنم! ههه!
دیگه راهش همینه فقط.:)
مرسی عزیزم ان شالله :)
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۶:۴۹ مامان محمدمهدی
اعتماد به نفست تو حلقم:)
ولی من میدونم که شما میتونی اگه بخوای
بارها ثابت کردی:)
پاسخ:
:))
بله من میتونم :)
چقدرررررررر به اراده ات غبطه خوردم:)
پاسخ:
هنوز که به جایی نرسیدم! فقط استرسشو تحمل میکنم! خخخخخ!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">