ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۳ آذر ۹۶، ۱۰:۴۷ - جنابــــــــ دچار
    :/

4176.

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۲۶ ب.ظ

تولد برادرمه،

به خاطر عشق مفرطی که به بایرن مونیخ داره کیک بایرنی براش سفارش دادم!

صبح برای رفتن به دانشگاه بچه ها رو بردم خونه مامانم،

و به پسرک گفتم یه وقت به دایی نگی که تولدشه. این یه رازه.

تو راه برگشت به خونه، بهش میگم آفرین پسرم که رازمونو به دایی نگفتی.

با افتخار گفت: آره من که رازمونو نمیگم، فقط بهش گفتم ما برات یه شیرینی سفارش دادیم.

بعد دایی گفت: مگه عید منه*؟

منم گفتم: نه!

دایی گفت: پس چی؟

منم بهش گفتم این یه رازه نمیتونم بگم! راز مامان و بابامه ببخش که نمیتونم بهت بگم!

:))


+بهت افتخار میکنم پسرکم!
*
این اصطلاح خود پسرکه! وقتی برای کسی هدیه می بریم مثلا روز مادر و روز پدر و اینها میگه عید فلانیه!
یه بارم اصرار داشت یه کتاب از کتابهای خودشو به داداشم هدیه بده، بعد که هدیه رو براش برد گفت دایی عید شماست برات عیدی آوردم!
داداشمم از روی همون اصطلاح باهاش اینطوری صحبت کرده!
البته اینها نقل قول پسرکه معلوم نیست اصل ماجرا چی بوده! :))
چیزی که مهمه اینه که قرار بود داداشمو سورپرایز کنیم که الانم داریم همین کار رو میکنیم! چیزی لو نرفته که! :)
۹۶/۰۶/۲۲
لوسی می

نظرات  (۱۲)

عید منه؟
پاسخ:
:))
این اصطلاح خود پسرکه! وقتی برای کسی هدیه می بریم مثلا روز مادر و روز پدر و اینها میگه عید فلانیه!
یه بارم اصرار داشت یه کتاب از کتابهای خودشو به داداشم هدیه بده، بعد که هدیه رو براش برد گفت دایی عید شماست برات عیدی آوردم!
داداشمم از روی همون اصطلاح باهاش اینطوری صحبت کرده!
البته اینها نقل قول پسرکه معلوم نیست اصل ماجرا چی بوده! :))

اینو به پی نوشت اضافه میکنم.
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۴۷ دُچــــ ــــار
واقعا نمی دونم چجوری بخندم به این موجود شیرین زبان و شیرین‌کار!! 💙 💜:)))
پاسخ:
:)
آی که دلم خواستااااا
که ببینمش 
اسمش چیه لوسی می؟
پاسخ:
:)
ان شالله به زودی قسمتت بشه :)
:))
الحمدلله چیزی لو نداده
پاسخ:
واقعا! :))
ادم خودش را  که جای برادرتان میگذارد با خودش میگوید که من و اینهمه خوشبختی محاله،محاله!!!
و همچنین یک دل غنج رفتگی عمیق و شدید!

خدا ان شالله برای برادرتان بهترین هارا رقم بزند و بهترین نتیجه را بگیرند و عاقبت بخیر شوند

و ایضا همان حرف هایی که در مورد پسرک زدم :))))
پاسخ:
:)
منم نظرم همینه! خوش به حالش واقعا :)
متشکرم خیلی خیلی زیاد :)
۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۲۵ بـانـوی بـرفـی
اخی پسرک شیرین زبون ماشالله بهش...ببوسش😘
تولد برادرتون هم مبارک
پاسخ:
سلامت باشی عزیزم ممنونم.
اولا تبریک!!

دوما رفتار کودکان نوعا جالب است!!

سوما موفق و شاد باشید!
پاسخ:
متشکرم. :)
وای وای که چه خوبن این بچه ها با این صداقت شون. :)))

پاسخ:
عالی ان :)
ای جونم ^_^
خدا حفظ ش کنه : )
پاسخ:
سلامت باشی.
تولدشون مبارک باشه :)
پاسخ:
مرسی عزیزممم
چقد دلم تنگ شده بود برای نوشته هات دختر ... 
پاسخ:
مرسی عزیزم از مهربونیت
 بودم همیشه.:)
۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۵ مامان محمدمهدی
اصل گفتگوی رد و بدل شده رو فهمیدی آخرش؟
حتما لو رفته بوده 
امان از این پسرک بامزه:))
پاسخ:
آرهههه! گفته بود که یه شیرینی بایرنی خریدیم برات.
و اتفاقا این باعث شده بود که داداشم اصلا متوجه نشه که چی گفته و تصور کرده که خیالبافی میکنه! :))
در نتیجه کمتر از حدی که ما فکرشو کردیم لو رفته بود!
ولی سرِ کادو اساسی جبران شد همه تلاش سورپرایزمون لو رفت! :))
میخواستم عکس کیک رو بذارم بعد پست اصلی رو هم بنویسم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">