ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۵ آبان ۹۶، ۰۷:۰۵ - مامان محمدمهدی
    آخی
  • ۲۵ آبان ۹۶، ۰۶:۵۵ - مامان محمدمهدی
    :(((
  • ۲۵ آبان ۹۶، ۰۶:۵۴ - مامان محمدمهدی
    :))))

4181.

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۳۶ ب.ظ

صدای مرا از دانشگاه می شنوید!

پاشدم قر قر قر اومدم دانشگاه،

اما به صورتی کاااملاً هماهنگ شده بچه ها کلاس رو دودر کردند!

هیچی دیگه، واستادم تا استاد بیاد ببینه من اومدم! هههه هه!

اومد گفت بریم بگردیم دنبالشون.

قدرکی گشتیم ولی پیداشون نکردیم.

منم که اصلاً کسی رو نمیشناختم!

به تمام معنا دست از پا درازتر اومدم نشستم تو سایت منتظر مستر که بیاد دنبالم بریم خونه!

اینم از روز اول دانشگاه!

:)



+البته که استاد خیلی خوشش اومده بود از فرط هماهنگی بچه ها! :/

+من به این درس نیاز دارم! محض مشاهده ی جمال استاد یا لذت درس خوندن و اینا نمیام دانشگاه.

به چند تا درس دیگه هم راستش نیاز دارم اما موندم بچه ها رو چه کار کنم که بشه بیام! :/

۹۶/۰۶/۲۵
لوسی می

نظرات  (۱۷)

(خنده ی شیطانی)
پاسخ:
:))
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۸ کوچه دوازدهم
یکم برای دانشگاه رفتن زود نیست؟
هنوز یکم مهر نشده ها!
پاسخ:
:))
چرابرای گروه انگار زود بود! اما خب کلاسها از امروز شروع شده بود دیگه.
چه اتفاق جالبی!!

تا اونجا که من می دونم و دیدم و لمس کردم کلاس های دانشگاه ولو در بهترین دانشگاه ها ،چیز خاصی توش نیست !!یه طبل تو خالی!! اگر اهل مطالعه باشید !!خودتون چند برابر مطالب کلاس می تونید بیاموزید!!

آخه کلاس های دانشگاه صرفا برای چارچوب شناسیه!!

البته نظر و ایده شما محترم!!!
پاسخ:
خب منم قصدم همون چارچوبه. آدم چارچوب رو بدونه بعد میتونه تو جزئیات مطالعه کنه و اطلاعاتش رو افزایش بده. اصولا دانشگاه برای همینه دیگه. قرار نیست همه چیز رو تو کلاس به آدم یاد بدن.
نه راستش من پایه نیستم از صفر شروع کنم به خوندن چیزی! البته بستگی به اون درس هم داره اما این درس رو اصلا پایه نبودم.
درسته نظر شما.

البته احساس نیازم به کلاسهای دیگه مقاصد دیگری به جز چارچوب آموزیه!
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۵ دُچــــ ــــار
خوبه حالا مثل برنج محسن نشدین توی اون بچه های ناشناس خخخ:)
پاسخ:
:)
عه چه زود کلاساتون شروع شده
ما از قرار معلوم بعد عاشورا تاسوعا بریم -_-
پاسخ:
یعنی دو هفته دیگه.
چقدر عالی :) خوش به حالتون.
 البته تو تقوممون زدن یک مهر اما بعید میدونم بچه های خوابگاهی بیان 
پاسخ:
خب خوبه که آدم با همه هماهنگ باشه!
من نیز هماهنگی را دوست میدارم.
اما اینجا چون مستمع آزاد بودم کسی منو نمیشناخت، خب بی خبر موندم وگرنه منم نمیرفتم دیگه راحت!

سلام.نخیرم شماره پست های کامنت هاتونگاه کن ببین چندتاش  نیستش اونوقت میگی اشتباه از منه!!!
پاسخ:
سلام. یعنی چی شماره پستهای کامنتها؟؟!
اگر منظورتون عدم توالی شماره ی پستها هست، قبلا گفته بودم که دیگه بعضی پستها رو برای خودم می نویسم.
اون شماره هایی که نیست، از اول نبوده.نه اینکه باشه و بعد حذف بشه! نه. از اول عمومی نبوده.

درهر حال هر نظری که از شما به من رسیده، تایید شده. شماره پست رو هم بهتون گفتم.دوست داشتید پیداش کنید!
مستمع آزاد یعنی چی؟ نمیفهمم؟ بالاخره این درس رو انتخاب واحد کردی اگه نکردی چرا میگی بهش نیاز دارم؟ یعنی درسی که نیاز داریو تو ارشدت نداشتی؟ یا میخوای دوباره بری؟ یا مثلا چون رشته پایه ات مهندسیه یه درس پایه است که تو نگذروندی؟ 
.
.
.
.
.
پوف چقدر بارش فکر داشتم :) کاش در حل مسائل زندگیم اینجور بارش فکر می داشتم 
پاسخ:
مستمع آزاد یعنی بدون اینکه انتخاب واحد کنی بری سر کلاس یه استادی بنشینی تا درس رو یاد بگیری، امتحان و نمره و اینها هم نداره دیگه. البته خب موافقت و اجازه ی اون استاد مهمه. یعنی باید هماهنگ باشی.
در نتیجه انتخاب واحد نکردم.
یعنی درسی که من نیاز دارم تو ارشدم نبود. این درس یه آمادگیِ ویژه برای انجام پژوهش های مرتبط با رشته مونه، اما تو گرایش ما این واحد وجود نداشت و من هم به خاطر پایان نامه و هم به خاطر دکترا ترجیح میدم اینو بلد باشم. یادته یه بابایی میخواست ساعتی صد تومن ازم بگیره بهم یاد بده؟ این چارچوب همون بحثه. خب ترجیح دادم مجانی برم بشینم سر کلاس دانشگاه! هرچند شاید عایدیش به اندازه ی تدریس خصوصیِ اون آقا نشه و وقتم هم خیلی بیشتر گرفته بشه و هزینه ی رفت و آمد هم که هست، اما خب میخوام چارچوبش رو یادبگیرم چون کلا بِیسش رو هم بلد نبودم و تدریس خصوصی مفید هم وقتی به درد بخور میشه که تو لااقل چهار تا مبناشو بلد باشم دیگه. بعد یا خودم مطالعاتم رو بیشتر کنم یا نهایتش برم کلاسِ خصوصی. مهارت به درد بخوری بهم خواهد داد ان شالله.
کلاسهای دیگه ای هم که میگم دوست دارم برم اما فکر نکنم بشه، بیشتر به قصد دکتراست. آخه گرایش من دکترا نداره. من باید برای دکترا گرایش جدیدی شرکت کنم و بهتر بود اگر میشد کلاسهاشو برم.

جسارتا اسم درست چیه؟ منظور از دروس تخصصی خود رشته تونه یا نه؟ 
پاسخ:
روش تحقیق.
درس تخصصی حساب نمیشه.
ولی برای هر رشته ای متفاوته دیگه.
خوب 
شک کردم روش تحقیق باشه 
چطور براتون نذاشتن :/ 
نه خوب کاری کردی رفتی سر کلاس 
پاسخ:
فکر کردن ما به صورت ذاتی بلدیم لابد! :))
سلاااااام 
از اونایی که یهو جمیعا بریزیم بزنیمت هعی در کلاس ها حاضری :دیییی 
اخه کی شهریور میره دانشگاه :))) (حالا خودم قر قر هر روووز دارم میرم ها) 

پاسخ:
:))))
سلاااام خانم دکتر خوش اومدین :)
نه بابا من اینطوریام نیستم ولی چون به استاد گفته بودم که میام ناچار شدم برم!
وگرنه اگر کلاسِ رسمی خودم بود شاید در حد سر زدن برای چک کردن هماهنگی بچه ها فقط میرفتم! شایدم اصلا نمیرفتم.

ولی خدایی دانشگاه رفتن چیز خوبی است! :)
نظر من تو پست تبریک عید غدیر بودش و جواب هم داده بودی ..باشه هرطورراحتی.ولی شما ک ازخداوپیغمبروچهارده معصوم میگی نظرمنم یه نوع حق ناس بودش ولی چ فایده ک زیرخاکش کردی. درپایان چندجمله ازشاعرعزیزمحمدسلمانی ک تک تک ابیاتش یه درسه.

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست ،
باور کنید پاسخ ایینه سنگ نیست و...
از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست و...
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
تنها یکی به قله تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست
 


پاسخ:
اقای محترم قبل از تهمت زدن و طلبکار شدن(اتفاقی که برای همه ی کامنتهایی که میذارید داره اتفاق میفته و کلا توهم توطئه دارین و فکر میکنین من همه ی کامنتهاتون رو حذف میکنم، و هر بار می بینید که اشتباه کردید و باز دفعه ی بعد از اول شروع میکنید!!!) لطف کنید جواب سوالتون رو بخونید. بهتون عرض کردم اخرین کامنت شما ذیل پست شماره ی 3135 هست.
اون پست، پست پارسال بود و من به مناسبت غدیر آوردمش اول پیج. شماره ی اون پست 3135 هست. و بعد از مناسبتِ غدیر برگردوندمش سر جاش. شماره ی پست رو بهتون گفتم. چرا توجه نمیکنید به جوابهای من؟ فقط می نویسید و می نویسید و تهمت میزنید؟ اگر با نحوه ی پست گذاری من مشکل دارید اصلا کامنت نذارید. نه اینکه هرکامنتی که میذارین بعد بیاین یه دوره تهمت زنی به پا کنین!
من بهتون میگم آخرین کامنت شما تو پست شماره ی 3135 هست. باز شما حرف بی اساسِ خودتون رو ادامه میدین.
واقعا جای تعجب داره!
فقط یادآوری میکنم که تهمت زدن شاید راحت باشه، اما راحتیِ بعدش محتاج حلالیت طلبیه! اینقدر راحت تهمت نزنید و بر تهمتتون پافشاری نکنین. برای من که هیچی، نیازی به حلالیت طلبی نیست اما با بقیه این روش رو پیش نگیرید؛ به ضرر خودتونه.
۲۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۲۹ مامان محمدمهدی
ای خدا این پایان نامه چقدر این دخترو اذیت کرده و به چه کارهایی وادار
ولی خب کلاس رفتنو لوسی می دوست داره:))

پاسخ:
:)) والا :))
سلام.بنظرت کامنتی که من واست به روز گذاشتم باید بره توپست پارسالت ذخیره بشه؟این کاربنظرت میتونه منطقی باشه؟خودت هی میری کامنتارو جابه جا میکنی دست اخرم هی توپ رومیندازی توزمین من.ثانیا من کی باشم ک بخام به یه خانوم خونواده دار و تودار وادم حسابی بخام تهمت بزنم .ثالثااگ ازکامنتای من برداشت تهمت و....میکنی ک دیگ نمیام ب وبت.
پاسخ:
سلام. اون پست از ابتدا مال پارسال بود چرا اینو متوجه نمیشید؟ تاریخ پست رو ندیدید؟ نظم وب من اینه.
بارها هم شماره ی پست رو بهتون گفتم که بتونید پیداش کنید! اما متاسفانه اصلا جوابها رو نمیخونید و فقط به تصورات ذهنی خودتون دامن میزنید! هی میگم تو پست شماره ی3135 هست، باز میگید کامنتم کو!!!
هرطور صلاح میدونید. اگر میتونید بدون تهمت زدن و جوسازی و توهم توطئه کامنت بذارید با کامنت گذاشتنتون مشکلی ندارم. در غیر این صورت اگر همچنان با نظم وب من و تاریخ پستهام و نحوه ی مدیریت وبم و خود پستهام، عقایدم، رأیی که دادم، رفتارم یا هرچیزی که به من و وبم مربوط میشه مشکل دارید لطف میکنید اگر کامنت نذارید.
@محمدامین
نظر خانم لوسی می در اینکه کامنت هرکس توی چه پستی ذخیره بشه اهمیتی نداره. تو بیان هیچ تغییری توی کامنتا نمیشه داد. یه وبلاگ توی بیان بسازید تا مطمئن بشید!
اینم کامنتتون. کامنت امسالتونه! توی پست پارساله!
http://lucy-may.blog.ir/post/2075
انقد لوسی می گفت که منم خسته شدم، رفتم پیداش کردم. تشریف ببرید کامنتتون در مورد تبریک عید غدیر رو تو پست 3135 ببینید!
پاسخ:
:)

@محمدامین.
سلام.من نظر خودمو  واست میزارم..هرکسی نظرش واسم محترمه.تازشم چه اقتداری داری توگفتن جملات.فکرکنم هیتلر همچنین اقتداری رو تو جنگ هاش به کارنمیبرده.
درپایان هم ازلطف دلابانوتشکرکنم.راستش بخای بدونی من6سال پیش بلاگفاداشتم هرکامنتم هم کمتراز100نظرنداشتم تا2سال پیش هم ک مشکلی واسه بلاگفابوجوداومدوهمه کامنتای بلاگفایهویی حذف شدشو خلاصه سرتودردنیارم.حاصل عمرچندین سالم بربادرفتش.والانم تابخام درست کنم ودوستای قدیمیموپیداکنم دیگ کارسخت میشه.


پاسخ:
سلام.
سلام.عذرمیخام این علامت@ که گذاشتی یعنی چی؟یعنی دورت بگردم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">