ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

ایمان مخلوط با لحم و دم!

پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۳ ق.ظ

چقدر ناشکرم!

خدای من!

این روزها میگذره و هر روز می فهمم ناشکرم!

اما یه روزهایی هم خودم رو غرق در شکرگزاری عملی می بینم!

شنیدین میگن اگر عصبی هستین، شاید فلان ویتامین بدنتون کمه؟

اگر بی قرار و دل آشوب هستین شاید فلان هورمونتون تنظیم نیست؟

این ایمانی که میگن در قلوب مؤمنین هست،

یعنی متأثر از هجوم و دستکاری هورمون ها و ویتامین ها نیست؟!



+شاید سوالش مسخره به نظر بیاد اما برای من یک سوال واقعیه! :|

۹۶/۰۷/۲۰
لوسی می

نظرات  (۲۳)

خیلی سوال خوبیه

واقعا هم جا برای بحث علمی داره...
ما یه آشنایی داشتیم بسیار اهل مراقبه و مومن
رفتیم حجامت...
دکتر وقتی خونش رو دید گفت شما باید بسیار عجول و کم صبر باشید...
ما از نزدیک با زندگیش آشنا بودیم... گفتیم اتفاقا برعکسه
خیلی صبور هستن ایشون... خیلی زیاد...

دکتر تعجب کرد... گفت طبیعتا نباید اینطور باشه... مگر اینکه ایشون بسیار متقی باشن...

بحث علمی داره این موارد... روش فکر کنید
اگر فرصت کنم میام چیزی که در این مورد میدونم رو میگم
پاسخ:
ممنون میشم بیاید بگید. من منتظرم.
اما راستش من به این تشخیصهای دکترها اعتقادی ندارم!
چون خودم وقتی حجامت رفتم چیزهایی در موردم گفت که در من صادق نبود!
حالا نه موارد ایمانی، که متأثر از تقوا یا هرچیزی باشه، موارد معمولی ای که گفت یه درصدیش در من اصلا صادق نبود.
در نتیجه نمیشه تشخیص اون دکتر رو ملاک قرار داد.
۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۲:۲۷ دُچــــار ــــار
توی مراحل  پایان نامه یه کتابی خوندم شاید این باشه

http://ketabnak.com/book/62484
فک کنم توی این کتاب در مورد اینکه اخلاق یه مسئله ی کاملا زیستی و جبری هست صحبت شده



پاسخ:
ای بابا! کار بدتر شد که!
اومدین کمک کنین یا سوال رو پیچیده تر کنین؟
خب نمیدونم دکتر به شما چی گفته
ولی به صورت طبیعی مثلا گرم مزاج ها رنگ خونشون با سرد مزاجها فرق داره و خیلی طبیعی هست که گرم مزاجها عجول تر و کم صبر تر هستن...(در مقایسه) حرف دکتر برای آشنای ما درست بود یعنی طبیعتا ایشون می بایست کم صبر و عجول باشه... اما نبود

حالا مثال رو ول کنید
خودتون فکر می کنید جوابش چیه؟
پاسخ:
خب من فکر میکنم منطقیش اینه که متأثر نباشه اما نمیتونم اثرات جسمی رو هم زیر سوال ببرم!
باید رابطه تجرد نفس رو با مادیت جسم بررسی کرد
و قبل از اون رابطه ماده و مجرد رو...
اساسا ماده قائم به مجرد هست...
همون طور که تصورات ذهنی شما به توجه شما قائم هست... (مثال بود)

یه بحث تفصیلی لازم داره این مسئله که دوست دارم بیان کنم...
نمیدونم منبعش کجاست اما شنیدم حضرت الیاس مدتی در کره خورشید زندگی کرد (زمان غیبتش)
اگر درست باشه جای سوال هست که مگه میشه؟ جسم که در اون شرایط باقی نمیمونه...
یا شهید چمران در خاطراتش میگه وقتی تیر خوردم و خون هام می ریخت به رگ هام دستور دادم که بسته شید و اونها اطاعت کردن... در حالی که به صورت طبیعی نمیشه رگها به فرمان لفظی چمران بسته بشن
در همه این موارد یه بحثی مطرحه و اون: غلبه احکام نفس (چون مجرده) بر احکام جسم
این نیاز به بحث مبسوط داره


پاسخ:
اینها نوعی کرامته. از فضای طبیعت خارج میشه.
۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۳:۰۷ بـانـوی بـرفـی
نه بابا کلی مسائلی روزمره هست که رو اعصاب ما اثر گذاره
کسی که نخواد یاد خدا باشه هیچطوری یادش نیست این در حالیه که اگه بشینی به زندگیت فکر کنی خدا خیلی  باهات مهربونم بوده حتی اگه حاجت روا نشده باشی
پاسخ:
حتی اگر حاجت روا نشده باشی.

+درسته.
بذارید یه جور دیگه توضیح بدم که خیلی فلسفی هم نشه
قبلا مثالش رو در وبم زدم

شادی و ابتهاج و نشاط یک حقیقته
این حقیقت در چهره انسان چطور نمود پیدا میکنه؟
با انبساط و شکفتگی چهره

یه بچه هم بدون اینکه بهش یاد بدید وقتی شاد باشه میخنده (انبساط) اخم نمیکنه (انقباض)
طبیعتا وقتی شخص شاد میشه فرض کنید هرمونی در بدن ترشح میشه...

یعنی روح مجرد به یک خرسندی ای رسید (شادی) برای نمود در جسم (لبخند و نشاط بیرونی) احکام جسم رو پیاده میکنه... یعنی اون هرمونه ترشح میشه...

اما انسان میتونه بدون اون حقیقتی که روح باهاش شاد میشه بگه من بلدم چطور اون هرمون رو تحریک کنم تا ترشح کنه و ما شاد بشیم... بعد فلان قرص رو درست میکنه...
بله اینجا مقطعی هرمون بدون شاد شدن روح ترشح میکنه و یک هیجانی به شخص میده... اما چون این ترشح از سمت روح نبوده جسم از اعتدال خارج میشه... یعنی بعد از هیجان توسط قرص باید یک خمودگی و رکود رو تجربه کنه...

بله مومن هم وقتی شاده هرمون ترشح میکنه بدنش  و وقتی انسان اهل غفلت میشه مغموم میشه و احکام جسم در مغموم شدن بهش روی میاره...
نمیدونم منظورم رو رسوندم یا نه
پاسخ:
جالب بود اما نفهمیدم ربطش به سوال من چی بود.
یعنی میخواید بگید از جانب روح اگر جسم شاد بشه (در همین مثال) این شادی درست و حقیقی هست.
اما اگر از جانب جسم، روح متاثر یا شاد بشه این شادیِ غیر معتدل هست. بله؟
خب وقتی آدم هورمونهاش تنظیم نیست و اون شکایته و غر و شکوه ایجاد میشه در جسم، یا سرخوشانه رفتار میکنه، خب روح هم ازش متاثر میشه دیگه.
و این چون از جانب جسم بوده یعنی مشکل داشته و حقیقی نبوده؟
اصلش اینه که مبدا اتفاقات روح باشه که در اون صورت به حقیقتش رسیدیم؟!
اینو میخواستین بگین؟

خب اگر این رو میخوایدبگید چطور باید روح رو مبدأ اتفاقات و هیجانات و احساسات کنیم؟
خب غالبا اینطوره که روح مبدا حالات ما هست
چون شعور و ادراکات ما با پدیده ها مواجه میشه و با فکر خودمون واکنش مثبت یا منفی داریم...
اگر خوب عمل کنیم روح میشه مبدا حال خوب اگه بد عمل کنیم روح پژمرده میشه و به تبع اثرش رو روی حالات ما میذاره...

اما گذشته از ایت توضیحات باید بگم حق میدم اگر متوجه منظورم نشده باشید... قدری گسسته هست بحث ها...

راحت تر بگم
پرسیدید: یعنی روح متأثر از هجوم و دستکاری هورمون ها و ویتامین ها نیست؟!

 چرا هست اما غالبا این هورمون ها و ویتامین ها هستن که متاثر از روح هستن 


پاسخ:
من اونی که نوشتم برداشتم از صحبتهاتون بود. اما نگفتید که درست برداشت کردم یا نه؟
و یادم نمیاد اینو پرسیده باشما!
سوال من این بود که آیا برداشتم از صحبتهاتون درست بود؟ یعنی اگر روح متاثر از جسم باشه اون تاثر و اون حالت حسی حقیقی به حساب نمیاد؟!
کلا سوال من در مورد صحت برداشتم بود.

بعلاوه هورمونها و ویتامین ها که متأثر از روح ما نیستند! متأثر از خوراک ما و وضعیت جسمانی ما هستند.
منظور ما هورمونهای متأثر از حالات حسی نبود(مثل شادی و غم) هورمونهای جسمی رو میگفتیم که اگر تنظیم نباشد چه میشود؟!
(مثل هورمون رشد، هورمون های کلیوی، هورمونها و آنزیمهای معده و امثالهم)
اینها و ویتامینها و پروتئین ها که باعث میشه جسم آدم در حالت تعادل باشه یا نباشه.
راستی کرامت از فضای طبیعت خارج نیست
فقط ما آدمها قاعده طبیعی اش رو هنوز کشف نکردیم...

مثلا طی الارض... قاعدتا یه کرامته دیگه...
یکی از علما میگفت امریکایی ها دارن به قاعده علمی طی الارض دست پیدا می کنن...



پاسخ:
طبیعت معجزه ی معمول و معجزه طبیعت نامعمول است! :)

خب اگر قرار باشه طی الارض و امثالهم به صورت علمی قابل کشف باشه که دیگه ناشی از حالت روحی و ایمانی نمیشه!
:|
این که نقض غرضه. نیست؟
۲۰ مهر ۹۶ ، ۲۰:۱۰ محسن خطیبی فر
من اتفاقاً این مسئله رو پیچیده نمی‌بینم. جواب‌م رو با ی مثال بیان می‌کنم:
فرض کن شما ی بار میلگرد یا آهن داری و می‌خوای این بار رو از قزوین بیاری تهران. سؤالی ک این‌جا مطرح می‌شه نوع وسیله‌ی نقلیه اس. خب جواب این سؤال بی‌معطلی «کشنده‌ی هیجده چرخ» ئه و توقع نداری کسی به‌ت پیش‌نهاد بده بارت رو با پراید جا ب جا کنی.
حالا حکایت تن آدمی و عمل ب دستورات اخلاقی هم همینه؛ اگه تن آدمی رو وسیله‌ای بدونی ک باید ی بار تیرآهن و میلگرد (اخلاق‌مداری) رو حمل کنه. برا همین اگه توانایی و قوت تن آدمی (از همه مهم‌ترش رشته‌های عصبی و متابولیسم)  در ی حد استانداردی نباشه، قطعاً از پس عمل ب دستورات اخلاقی و رسیدن ب فضائل برنمی‌آد.
پاسخ:
خب نکته ش اینه که میگن این تئوری درست نیست!
و اینکه جسم آدم تنظیم نباشه بهانه ی درستی برای رفتارهای غیر اخلاقی نیست.
حالا نمیدونم چقدر این تئوری صحیحه اما بحث سر همینه که آیا این جمله ای که من گفتم درسته؟
یعنی اصل بر اینه که ایمان و اخلاق متأثر از وضعیت جسم نباشه؟ یا طبق گفته ی شما متأثر هست؟
کدوم درسته؟
سلام دوست خوبم
راستش منظورت رو خوب متوجه نشدم
یعنی میگی امکان داره ایمان قوی یا ضعیف منشاء جسمی داشته باشه؟
پس اینجوری اگه همه ی شرایط جسمی در یک فرد ایده آل و کنترل شده و میزون باشه باید در بالاترین مراتب ایمانی باشه که، جور درنمیاد
نمیدونم درست متوجه شدم؟!!
پاسخ:
سلام عزیزم چطوریییییییییییییییییی؟؟؟! مشتاق دیدار. وب گم کردی :)
نه منظورم دقیقا برعکسشه. یعنی کسی که ایمان بالایی داره متاثر از کمبودهای درونی یا هورمونهاش نیست.
و اگر هورمونهاش تنظیم نباشه هم همون رفتار مومنانه ی همیشگیش رو داره نه اینکه با کمبود ویتامین ها یا تغییرات مزاجش مهربان و شاکی و عصبی و بی قرار و اینها بشه.
حالا دارم می پرسم آیا درسته؟!
من نظرارو نرسیدم کامل بخونم:)
به نظرم این شرایط مثل مزاج بدن، کمبودا، بالا پایین شدن هورمانا و خلاصه هر اتفاق درونی ای که میتونه روی حالات درونی و روحی مون تاثیر بزاره مثل اتفاقات و شرایط بیرونی می مونن.
همونطور که کسی که تو زندگی خانوادگی مساله و مشکلی داره کنترل فکر و روحش و رفتار ناشی از اون براش سخت تر میشه، اتفاقات بیرونی هم همینطورن.
همونطور که مثلا کنترل خشم و راضی بودن به رضای خدا برای کسی که داره با اخلاق بد همسرش میسازه سخت تر و احتمالا ارزشمندتره، برای کسی هم که فرضا بیماری یا نامتعادل شدن مسائل جسمی ناامیدی یا عصبانیتاشو تشدید میکنه هم همینطور.
طبیعتا عقل حکم میکنه چه درباره شرایط جسمی خودمون چه درباره شرایط بیرونی و اطرافیان تمام تلاشمونو بکنیم تا بستر برای رشد رو فراهم کنیم. ولی به هرحال تو شرایط سخت هم میشه رشد کرد ولی با اراده و تلاش قوی تر. شرایط سختی که دستمون نباشه هم امتحان خدا محسوب میشه.
اینو یه استادی در مورد زندگی مشترک میگفت و من فکر می کنم که برای این مورد هم صادقه. میگفت رویکردمون در قبال مشکلات زندگی مشترک این باشه که تمام تلاشمون رو برای از بین بردن تلخی ها بکنیم. ولی بدونیم که نتیجه هرچی شد، توی اون شرایط هم میشه رشد کرد.
پاسخ:
درست میگی. سوال اینه که آیا وقتی که محیط میتونه رو تو اثر بذاره، شرایط جسمی میتونه رو تو اثر بذاره، و هرچیزی از این قبیل، آیا میشه به این نتیجه رسید که ایمان تو خالط لحم و دمت نیست؟
منظورم اینه که این یک ملاک برای تشخیص سطح ایمان افراد هست؟!
مثلا منی که امروز هورمونهام قاطیه، عصبانی میشم، فردا هورمونهام تنظیمه صبورترم، این یعنی ایمانم ضعیفه و مراتب روحیم پایینه؟ یا نه این خیلی طبیعیه و در پیشگاه خدا این تغییرات رفتاری قابل قبوله و توجیه خوبی پشتشه! که آقا من شرایطم اینطور بود! برای همین امروز عصبی ام فردا صبورم!
خب اینطوری اگر باشه که آدم هیچ رشد خاصی در روحش نمیکنه. یعنی شما همیشه متاثر از شرایط هستی. به نظرم میاد هرچی اثرپذیری آدمها کمتر باشه ناشی از ایمان بالاترشونه! آیا اینطوره؟
فکرکنم خیلی قاطی پاطی حرف زدم:)))
پاسخ:
نه خوب بود! من یه کم ذهنم آشفته ست هی سوال رو سوال میاد برام! اما سعیم رو میکنم که همون سوال اصلی پست رو هی مطرح کنم! ولی راستشو بخوای هی خودم قاطی میکنم سوال اصلی چی بود :)))
۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۵:۳۶ محسن خطیبی فر
ب نظرت چرا این همه ب سلامت جسم در کتب حدیثی و قرآن پرداخته شده؟ چرا درباره‌ی خورد و خوراک، ورزش، روابط بین زوجین و غیره حدیث داریم؟ سؤال اینه ک این‌ها چ ربطی ب دین‌داری و موحدشدن داره؟ ب نظرم پرداختن ب این سؤال می‌تونه ما رو ب جاهای خوبی برسونه.
پاسخ:
شما خوب سوال می پرسینا! نظرتون چیه یه بارم جواب بدین؟! :)


+البته شوخی میکنم! ممنون از سوالات کلیدیتون.
این حرف شما خیلی درست بود:
«به نظرم میاد هرچی اثرپذیری آدمها کمتر باشه ناشی از ایمان بالاترشونه! آیا اینطوره؟»
دقیقا همین طور هست

فرآیند رشد انسان و سیر کمالیش جوری هست که ابتدا آدم مقهور شرایط جسمیش هست مثل یک کودک که با گریه تمام نیازهای جسمیش رو اعلام می کنه، اما هرچه قدر رشد بیشتر بشه، توکل و ایمان بالاتر بشه، این مقهور نفس بودن کمتر میشه. یعنی انسان رفتارهاش از حالت غیر ارادی به ارادی می رسه.
غضبش ارادی میشه، خنده اش ارادی میشه، ناراحتیش ارادی میشه، همه قوای جسمیش تحت اختیار و اراده انسان درمیاد.

روزه، اجتناب از محرمات، حفظ فرج و شکم همه برای رسیدن به این میزان از رشد هست.
تا انسان نسبت به جسمش اراده داشته باشه و مقهورش نباشه

به همین دلیل هم در فرآیند تربیت فرزند نباید به همه نیازهاش پاسخ آنی داد.
تا به این کنترل درونی برسه.

تا بتونه تقوا داشته باشه و نسبت به ارتکاب معاصی بتونه خودش رو کنترل کنه.

و به همین دلیل افرادی که در سیر تربیتیشون همه چیز براشون فراهم بوده آسیب پذیری بیشتری نسبت به دیگران دارن و اصطلاحا شخصیت خودساخته ای ندارند.
چون به «دلبخواه» زندگی کردند. اراده ای نسبت به خواست هاشون ندارند. تحت فرمان نفس اماره هستند.

انسان هایی که در مصیبت ها و مشکلات جزع و فزع زیاد دارند یعنی به این رشد نرسیدند. مثل یک نوزاد و خردسال
پاسخ:
درسته دقیقا همینه.
چندتا چیز خصوصا باعث ضعف اراده انسان میشن

مثلا موسیقی، قمار، شراب، انواع اعتیادها

همه این ها انسان رو ضعیف می کنند و مقهور جسم. از انسان سلب اختیار می کنند.
از حکمت های حرمتشون هم همین هست.
پاسخ:
بله اینها رو شنیدم.
ممنون بابت تذکر.
۲۱ مهر ۹۶ ، ۲۰:۰۸ شرف الدین
سوال جالبی بود
باید بهش فکر کنم. ولی اینی که اجمالا به ذهنم میرسه اینه که احتمالا کمی مرتبط باشند
پاسخ:
قطعا مرتبطند. اما گویا این ارتباط با رشد روحی کم کم حذف میشه!
ممنونم از ابراز لطفت... وب گم نکردم اتفاقا هرازگاهی که فرصت بشه اینجا میام و بعضی مطالب رو میخونم ولی خیلیهاشو ازدست میدم چون وقت خوندن ندارم. تو هم وب گم کنی خوشحال میشم :دی
با جواب به دلابانو کاملا منظورت رو فهمیدم 
نظر شخصی من اینه که کسی که ایمانش قویتره کمتر تحت تاثیر شرایط جسمیش قرار میگیره و توی این شرایطِ عدم تعادل هورمونها و... هم خودشو نمیبازه و به گله و شکایت و ناشکری یا پرخاشگری و بدخلقی اش غلبه میکنه
شاید این دستاویز ما ایمان ضعیف ها باشه که چون شرایط جسمم اینجوره پس مجازم هرجور فکر کنم یا عمل کنم
البته نمیدونم تا چه حد این نظریه درسته!!
پاسخ:
آخه مشکل اینه که من وب گم میکنم! اما آدرس وب شما رو گم میکنم :)) نه اینکه بیان نیستی هی گم میکنم آدرستو که بیام. ولی میام منم چندبار در سکوت آمد و شد داشتما! :) ماشالله گل پسرهات چقدر هم بزرگ شدن ببوسشون :)
منم باهات موافقم نظر من هم همینه. اما واقعا نمیشه جسم رو حذف کرد. میشه؟ نمیدونم شایدم بشه.
۲۲ مهر ۹۶ ، ۰۲:۲۳ °° مریم °°
سلام
شما مطمئنید اون مخلوط شدن ایمان با گوشت و پوست، دقیقا معنای مادی داره، یعنی مخلوط شدن مادی منظورشون هست؟ یا اینکه این رو بصورت تمثیل و برای درک بهتر این شکلی بیان کردن؟
چطور میشه گوشت و پوست که مادی هستند رو با ایمان که یک مقام و رتبهء روحی و معنوی هست مخلوط کرد؟
حتی من نشنیدم کسی بگه روح آدم با جسمش مخلوطه ... و نیست.
پاسخ:
سلام.
خب من هم به همین قصد استفاده کردم یعنی همون تمثیل! اما به نظرم که میشه مخلوط بشه. نمیشه؟ اگر نمیشه پس چطور میتونیم بدن شهید، بدن امام یا هر ولی الله دیگری رو متبرک و مقدس تصور کنیم؟ طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتُم که در زیارت میخونیم (شما طیّب و طاهر هستید، سرزمینی که شما آرمیدید طیّب و طاهر است) معنیش پاکی مادی نیست؟ پاکی معنوی قطعا هست اما پاکی مادی رو هم کاملا مد نظر داره که به جسم وابسته میشه و کار به جایی میرسه که ما حتی از خاکی که سیدالشهدا در آن دفن شده برای درمان جسم هم استفاده میکنیم! برای نیل به فضائل معنوی هم استفاده می کنیم(سجده بر خاک تربت).
در حدی که مثلا دری که بر آستان حضرات هست هم برای ما متبرک به نظر میرسد. یعنی ما به در یا ضریح حرمهای شریفه تبرک می جوییم خب در که دیگه واقعا جنبه ی مادی داره.
و روح آدم به جسم وابسته ست واقعا! حالا شاید اسمش مخلوط بودن نباشه(شایدم باشه!) اما وابستگی روح و جسم امری واقعی است که  حتی برای ائمه هم میگن وجود داره و به همین علت هست که میگن حضور معنوی امام در حرم شریفه ی خودش بیشتر است از سایر مناطق دنیا. چون جسمش در اونجا  مدفونه. وگرنه امام احاطه ی کامل بر دنیا داره و طبیعتاً اگر قرار نبود در محل جسم حضور داشته باشه یا فضائل معنویِ محل دفن جسم بیشتر از سایر نقاط باشه، زیارت مادی هم امری کاملاً بیهوده به نظر میرسید در حالی که همه ی ائمه و علما و فضلا به این امر یعنی زیارت مادی، توصیه کردند و اهتمام داشتند.
اینها همین الان به ذهنم رسید نمیدونم چقدر منطقی یا درسته! :|
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۰:۰۴ دُچــــار ــــار
ما دیروز تصادفی در باغی مهمان شدیم :) که نه میزبان ما رو دعوت کرده بود نه ما مهمان ایشان بودیم! یعنی من رفته بودم منزل دوستم و دوستم از قضا چترش را در باغ دوستش باز کرد :) و البته باعث شد ما با یه خانواده خوب اهل کاشان آشنا بشیم که خانم میزبان گفت: موضوع پایان نامه ارشدش «تاثیر مزاج بر کمال نفس» بوده است! اما نمی دونم چرا این پست شما به ذهنم نیومد! می اومد شاید می پرسیدم ازشون :)

دو اینکه اصلا افق بحث شما و دوست عزیز جناب سائل رو نتونستم بفهمم. یعنی انگاری سوال و جواب هاتون زیاد به هم ربطی نداشت! :) خدانگهدار
پاسخ:
عجب. لطفا ازشون بخواین که با تضمین رعایت امانت از جانب بنده (البته اگر بشه اعتماد کرد! :|) پی دی اف پایان نامه شون رو در اختیار بنده قرار بدن! میشه؟
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۴ دُچــــار ــــار
نه :)
پاسخ:
میشه! دوباره فکر کنین!
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۶ دُچــــار ــــار
گفتم که ما مهمان ناخوانده ی آنها بودیم و آشنای ما نبودند. در هر صورت اگر آشنایی اتفاق افتاد باشه درخواست شما رو پیگیری می کنم :) خلاصه اش همون کامنت قبلم میشه
پاسخ:
به دوستتون بگین که از طرف خودشون بهشون بگن! میشه؟
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۳ دُچــــار ــــار
باید پست جدیدی در وب جدیدم بذارم و اونجا توضیح بدم :)
پاسخ:
هرطور راحتین! ولی میشه!
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۵:۲۲ حسن قاسمی
این فیلم به نظرم براتون جالب خواهد بود. شاید هم دیده باشید:
http://www.aparat.com/v/rbBLZ
پاسخ:
ممنونم آره جالب بود و نه ندیده بودم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">