ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۳ آذر ۹۶، ۱۰:۴۷ - جنابــــــــ دچار
    :/

4239.

سه شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۰۵ ب.ظ

و امروز پنج سال گذشت...

پنج سال از با تو بودنم،

که میدونم اونقدری که من به تو وابسته ام،

و من به لحظه لحظه بودنت نیاز دارم،

تو اصلا نسبت به من اینطور نیستی!

هههه ههه!



+پسرکم! _یک وقفه ی یک دقیقه ای برای فکر کردن به اینکه چی بنویسم! و بعد:_

دوستت دارم. :)

همین.

+پنج سال شد که من آدم دیگه ای شدم،

و همه ی این تغییرها رو مدیون تو ام.

۹۶/۰۸/۰۹
لوسی می

نظرات  (۱۴)

۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۶:۱۰ جنابــــــــ دچار
درود بر تنها شخصیت مجازی محبوبم
پسرک :)
پاسخ:
:)
پسرک هم سلام میرسونه و میگه ما به جای کیک شیرینی خوردیم.
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۶:۱۷ خانم لبخند
تولدش مبارکا :)
پاسخ:
سلامت باشی عزیزم.
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۶:۱۹ آرزو ﴿ッ﴾
مادر و پسر آبانی :))
تولدش مبارک. ان‌شاءالله همیشه باعث شادی شما و پدرش باشه. :)
پاسخ:
بله بله :) پسرک همینطور که بزرگ میشه منم پیر میشم :|
ممنونم ازتون.
ان شالله برای همه همینطور باشه و بچه ها مایه ی آبروی والدینشون باشن.
پسرک عزیز دل

مبارک باشه تولدش

باید بگید نمیدونم زندگی چه مزه ی داشت قبل از بودنت، ای پسرک

پاسخ:
ممنونم از این همه لطفتون. ممنونم.
راستش میدونم مزه ش چطوری بود. هه!
مادر بودن خیلی سخته آقای ممتحن! خیلی.. کنار همه ی شیرینی هاش خیلی خیلی خیلی سخته.
دوران قبل از مادری دوران خیلی بی دغدغه ایه. خیلی!
نمیخوام بگم دنیای قبل از مادری خوبه، اما مثل جهالت می مونه! (در تشبیه فقط! و دور از همه ی مادرنشده ها.)
در وجه شبه اینکه آدمهای جاهل خیلی راحت تر از علما زندگی می کنند. آدمهایی که مادر نیستند هم خیلی راحت تر از مادرها...
آدمهای عالم هیچوقت دوست ندارند جاهل باشن، یا به دوران جهالت برگردن، اما گاهی ناشی از فشارِ دانستنهاشون به استیصال میرسند، و گریه هم میکنند.
سخته توصیفش.. بغض گلومو گرفت :(
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۸ جنابــــــــ دچار
اصلا من وب شما رو به خاطر ماجراهای پسرک میخونم :)
پاسخ:
واقعا؟!
یعنی بیشتر ازش پست بذارم؟!
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۸:۰۹ جنابــــــــ دچار
بله  که بیشتر بذارید :)
پاسخ:
:)
خدا حفظش و تولدش هم مبارک.

به عنوان وکیل مدافع گل پسر: جای گل پسر در نقش مادری شما در این پست خالی بود!
پاسخ:
مرسی عزیزم.
الهی بگردم آره بچه های دوم خدایی مظلومن. من واقعااینو بارها و بارها در مورد گل پسر حس کردم :(
البته که بچه های اول هم جور دیگه ای مظلومن!
مادری برای بچه های دوم خیلی راحت تره.
سالگرد مادر شدنت و تولد پسرکت مبارک!
ان شاء الله که دین و بدن سالم داشته باشه و باعث افتخار شما و امام زمان علیه السلام بشه
پاسخ:
سلام مرسی عزیزم. ان شالله دعات در حق همه ی بچه هایی که والدینشون این آرزو رو دارند برآورده بشه و گناهان ما والدین، مانع از تحققش نشه.
الهی آمین.
نه آبان 
من چقدر خنگم که اصلا نفهمیدم تولده؟ اول فکر کردم سالگرد ازدواجه بعد فهمیدم نه مال پسرکه ولی نفهمیدم تولده :| 
در ضمن منم گفته بودمت ماجراهای پسرک خیلی شیرینه :) 
و اینکه دیروز می خواستم بنویسمت که چرا این پست رو تو اون یکی وبت ننوشتی؟ 
پاسخ:
آره واقعا اون وب مهجور مونده :(
بایدبرم یه دستی به سر و روش بکشم.
مرسی عزیزم.
سلام 
با تاخیر تولدش مبارک 🎂🎂🎂🌹🍰

ایشالا همیشه شاد و سلامت باشین مادر و پسر :)

پاسخ:
سلام. ممنون عزیزم. الهی آمین.
تولدش مبارک :)

پاسخ:
سلامت باشین ممنونم.
سلام
مبارک هردوتون باشه الهی

پاسخ:
سلام.
مرسی عزیزمممم :)
تولدش مباااارک البته پساپس:)
پاسخ:

ممنونم عزیزم. :)

۱۴ آبان ۹۶ ، ۰۶:۱۴ مامان محمدمهدی
با تاخیر تولد پسرکمون مبارکا
سالگرد مادر شدنتون هم مبارکا باشه
پاسخ:
مرسی عزیزم :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">