ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۶، ۱۵:۳۱ - ستاره جان
    خوبه

4257.

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

و سلام بر سی اُمین سال.

۹۶/۰۸/۲۸
لوسی می

نظرات  (۱۰)

تبریک !!!! ان شاء الله جشن ۱۲۰ سالگی!!!
پاسخ:
متشکرم.
تولدته؟

+آخه گوشه ی وب نوشتی 28 سالته!!
پاسخ:
بله.
شد 29 سال.
۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۵ اقای متحیر
بسی رنج بردید در این سال سی!

پاسخ:
بله. البته هنوز یک سالش مونده! هههه ههه!
عه! کی 29  شد!
فک کنم چشام آلبالو گیلاس میبینه!

+ان شاءالله سی سالگیِ با برکتی رو سپری کنی : ) 
پاسخ:
مرسی عزیزم.
برکتش رو باید امروز طلب کنم ان شالله.
۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۱:۰۵ بـانـوی بـرفـی
تولدت مبارک عزیزم😍😘🎉🌷🌸🌹🎂
صد وبیست ساله بشی
پاسخ:
مرسی عزیزم.
۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۱:۱۵ آرتمیس ‌‌
و سلام بر سی‌اُمین سال! وقتی به دنیا آمد، و وقتی از دنیا رفت و وقتی برانگیخته خواهد شد! 😆
عمرتون با برکت زیر سایه‌ی ولی‌نعمتمون آقا امام رضا (ع) :)
پاسخ:
:))
ممنون عزیزم.
سلام
مبارکا باشه:)

پاسخ:
سلام ممنونم عزیزم.
سلام
تبریکات
اتفاقا امروز توی مجلس روضه به یادت بودم و کلی دعات کردم
ان شاء الله لحظه به لحظه عمرت سرشار از برکت و سلامتی باشه
پاسخ:
سلام. ممنون عزیزم. همچنین شما.
۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۱:۵۵ بنتُ الهدی
به به مبارکا :)
پاسخ:
سلامت باشی گله.
با تاخیر مبارک باشه^_^
میشه بپرسم الان نسبت به بیست سالگیتون چه حسی دارید؟
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
اون سن سنی بود که ازدواج کردم :) اواخر بیستمین سال!
وای باورم نمیشه داره کم کم ده سال میشه! :|
دارم میانسال میشم! :|

+راستش حس حسرت و اینها الحمدلله ندارم!
ولی در مقایسه ی این دو سن اگر بخوام بگم، حسم نسبت به بیست سالگی یه سنیه که سرعت گذر زمان توش خیلی خوب و نرماله.
زمان برای من تو بیست سالگی به اندازه ی دقایق می گذشت. یعنی شصت دقیقه برام شصت دقیقه بود.
الان نه! والا شصت دقیقه ی سی سالگی تو کمتر از ده دقیقه ی بیست سالگی میگذره!
واقعا اینطوره! فکر نکنی تعارف میکنم! دیگه آدم میفته تو سراشیبی زندگی و هرچی میدوه نمیرسه به زندگی. چشم به هم میزنی می بینی یک سال گذشته. و واقعا به اندازه ی چشم به هم زدن شده نه به صورت تعارف. این سرعت سرسام آور رو فکر کنم تا به این سن نرسی متوجه نشی.
بعد گاهی آدم وحشت می کنه از گذر عمری که بدونِ درکِ لحظات داره  اتفاق میفته.
اگر بیست سالگیمو به سی سالگی ترجیح بدم، فقط از همین جنبه شه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">