ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۳ آذر ۹۶، ۱۰:۴۷ - جنابــــــــ دچار
    :/

4276.

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۲۵ ب.ظ

دیروز تو دانشگاه یه مقرِّ خیمه مانندی بنا کرده بودن،

در دو طرف، از خانمها و آقایون پذیرایی میکردند،

چون میدونستم یکی از دوستام احتمالا اونجاست رفتم ببینمش (که نبود البته!)

حالا پذیرایی چی بود؟

پشمک! :))

همونجا آقایون به صورت دانشجوطورانه پشمک درست میکردن میدادن دست ملت.

در نوع خودش بامزه بود :)

طرف خانمها یه سری کاج چیده بودن روی میز،

روی کاجها یه کارت گذاشته بودن(حتی نچسبونده بودن، هی میفتاد!)،

و رو کارتها نوشته شده بود: "من از یادت نمی کاهم."

بعد سه نفری ریختن رو سر من که طرحشون رو توضیح بدن.

یعنی در حدی که میپریدن تو حرف هم! :|

و گفتن که این به مناسبت جشن آغاز ولایت امام زمانه،

و اینم به رسم هدیه ست (همون کاجِ کارت به سر!)

فلسفه ی کاج و یاد امام زمان رو متوجه نشدم اصلا.

بعدم بهم یه پشمک دادن! :|

فک کن من با این هیبت و چادر و کلی دم و دستگاه که با خودم حمل میکردم یه سیخِ پشمکی هم میگرفتم دستم!

گفتم ممنونم نمیخورم.

گفت پس بیا برای امام زمان_عجل الله فرجه دل نوشته بنویس آویزون کن به این درخت! :|

کپ کردم یعنی!

بابا این کارا برای بچه های ابتداییه نه دانشجو جماعت! :|

هیچی دیگه،

اونطرف دیدم یه عکس گذاشتن روش نوشتن "چقدر خوبه که یکی به یادمون باشه،

و دل آدمو گرم میکنه اینکه بدونیم یکی مواظبمونه،

و کی بهتر از کسی مثل پدر؟"

بعد زیرش حدیث مرتبط نوشته بودن:

"ذکر و یاد کردن، کلید دوستی ومحبت است."

یعنی ذوقِ انتخاب حدیث در حد صفر!

کارت رو از روی کاج برداشتم،

کاج رو بهشون پس دادم گفتم کارت رو می برم به عنوان یادگاری،

کاج باشه برای شما،

که مجبور نباشین بازم از اینا جمع کنین!



+ضدحال بودم یعنی؟

خب طرح اونا هم برای من ضدحال بود!

این به اون در! :دی

+حالا نمیدونم آیا باید دوستم رو از بچه گانه بودن طرحشون مطلع کنم آیا؟!

+واقعا کار فرهنگی تو جامعه مون نیاز به یک بازبینی کلی داره! :|

کار فرهنگی کلا شده خیمه و  جشنواره و نمایشگاه عکس و هدیه به رسم یادبود!

این که دانشگاهشه و طبقه ی دانشجو!

از بقیه چه انتظار.

۹۶/۰۹/۱۳
لوسی می

نظرات  (۱۲)

۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۳۲ خانم لبخند
وای لوسی می چقد باحال حرص میخوری :)))
رسما پودر شدن ولی حق داشتی :))
پاسخ:
خدایی مگه بابانوئله که دل نوشته بنویسم بذارم زیر بالش یا آویزون کنم به درخت! :|

واقعا قصدم پودرکردنشون نبود ولی فکر کنم چنین اتفاقی افتاد.
خدایی خیلی طرحشون بچگانه بود :|
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۴۰ جنابــــــــ دچار
پسند افتاد نقدتون :)
پاسخ:
باید برم یه مکاشفه و مطالعه ای در باب کارهای فرهنگی انجام بدم. اینطوری نمیشه.
یه عده افتادن رو دورِ ادعای عاشقی و بروزش که  واقعا جز مضحکه کردنمون نتیجه ای نمیده! :(
باز دمشون گرم یه کاری کردن به عشق مولاشون... ارادشون ستودنیه... عملیاتی شدنشم قابل تحسینه... حالا کیفیت کارشون پایینه عیبی نداره... ایشالا حجتی میشه برای اینکه عزیزان خوش فکر و خوش ذوقی مثل شما حسب وظیفه برن کمکشون کنن و از غربت درشون بیارن.
پاسخ:
به عشق مولامون بهتر اینه که عقاید و دین و ولایتمون رو مضحکه نکنیم. و سطح تفکر شیعیان و محبین حضرت رو سخیف نشون ندیم.
یا سطح جامعه ی هدف رو بشناسیم در حد اونها کار کنیم.
یا اگر نمیتونیم کارمونو به سطح قشر دانشجو برسونیم، لااقل جامعه هدف رو تغییر بدیم بریم برای بچه های کوچکتر کار کنیم.
شما به من نگاه نکنین که دلم سوخته و شاکی شدم و دارم از ضمیر متکلم جمع صحبت میکنم و خودمو بین اونها قاطی میدونم، به دانشگاه نگاه کنید و طیف گسترده ی فکری و مضحکه شدن این طرح ها.
من ادعایی در مورد خبره بودن در کار فرهنگی ندارم، اما از کسانی که حتی یه ذره هم چیزی نمیدونن از این کار و ماهیتش، خواهش می کنم واردش نشن تا جمله ی اول پاسخم محقق نشه! همون پشت صحنه فعالیت کنن بهتره. آیا مجبوریم همه جا ادعا کنیم که بلدیم؟!
دیگه گیر نمیدم به سطح معرفتشون نسبت به این غربت عظمی!
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۴۹ بـانـوی بـرفـی
واقعا خیلی طرح بچه گانه ای بود
منم خوشم نیومد
پاسخ:
:|
برای بچه های مهد یا دبستان شاید جواب میداد!
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۵۶ بـانـوی بـرفـی
باز مال اونا هم یه کم رنگی رنگیه آدم ذوق میکنه 
چه ذهن خلاقی بوده که این ایده رو داده
پاسخ:
:)
پشمکشون ولی باحال بود خوشم اومد :)
در وضعیت قحط الرجال و قحط النساء به سر می بریم... برخورد قهری رو مناسب نمیدونم
مهربانانه بهشون جهت بدید که البته هم کار سخته هم نیازمند زمانه.
وگرنه احتمال اینکه در خیمه ی امام برای اونها جایی پیدا بشه قاعدتا بیشتر از ماست.
پاسخ:
اینو که درست میگید. اما از اینکه می دیدم با آرایش غلیظ زیر چادر اونجا دارن تبلیغ ولایت می کنند دلم می سوخت. چی باید می گفتم؟! دلم رو خوش میکردم به یک نام که پشت کارهاشونه؟!
اینکه بگن برای امام زمان دل نوشته بنویس و به درخت بیاویز نمیدونم کدوم وجه دین ما رو تبلیغ میکنه، شاید به راحتی بشه اسمش رو بدعت یا خرافه گذاشت!
بله خب سعی بنده هم مهربانانه عمل کردنه اما خب متاسفانه این قشرها بیشتر حالت تدافعی دارند. من قبلا پوسترش رو دیده بودم که توسط دوستم طراحی شده بود (همین که گفتم رفتم ببینم اونجا هست یا نه) وقتی دیدم کاج رو پوسترش زده، گفتم کاج چرا؟ گفت تو هدیه مون کاج داره! :|
گفتم خب فلسفه ش چیه؟ فهمید که بی ربطه! اما چیزی نگفت. منم گیر ندادم! فکر نمیکردم هدیه شون در حد یک کاجِ کارت به سر باشه وگرنه حتما جلوشو میگرفتم :|
بماند که میدونستم اگر بیشتر از این می پرسیدم یه چیزی بهم میگفت! شاید چیزی مثل حرفی که شما در کامنت اول برام نوشتید.

+نمیدونم قاعده ی حضور در اون خیمه گاه پر برکت چیه، چون ترکیب خیمه گاه امام حسین_علیه السلام همه ی قواعد موجود ذهنی ما رو به هم ریخته. اما خب ان شالله که همه مون جا داشته باشیم.
خدا نجاتمون بده...
از پی خون جگر راحت جان می آید..
تصحیح میکنم

از پی خوووووووووون جگر راحت جان می آید.
پاسخ:
ان شالله. میدونم که این اتفاق میفته به زودی.
ان شالله که خدا توفیق بده ما هم وظایفمون رو انجام بدیم.

۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۱ آقاگل ‌‌
اینکه ارزش بعضی مسائل رو با کوته فکری‌های خودمون پایین میاریم. چی بگم والا. به قول سعدی گاهی وقتا لازمه یکی بگه فلانی از برای خدا مخوان. 
پاسخ:
آره واقعا. :(
سلام،آی گفتین، داغ دل ما رو تازه  کردین.
پاسخ:
هعی! :(
سلام لوسی می بانو
خوبی ان شاالله
گل پسرات خوبن ان شاالله

اول فکر کردم برای دانشجوهای مسیحی پیشواز کریسمس رفتن :|
پاسخ:
سلام عزیزم. الحمدلله. شما خوبین؟! :)
:)))
اینو گفتم بهشون :دی
هعیییییییییییییی
حالا باز اینا بگو بچه ن، کم سنن، وسط درسا وقت نداشتن بخوان فکر کنن، وقت و انرژی خودشونو گذاشتن، همچین بودجه خاصیم از بیت المال خرج چارتا دونه پشمک و کاج کارت به سرشون نکردن!
هر شهری چندین و چند نهاد فرهنگی داره که هرکدوم چندین و چند کارمند دارن و هرکدوم چند و چند حقوق میگیرین و چند و چند خرج بنرای بی خاصیت و... هم می کنند که خیرسرشون کار فرهنگی بنمایند!
پاسخ:
بله دیگه کلا کار فرهنگی شده همین جینگولک بازیا :|
درد اینه
۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۵:۳۸ مامان محمدمهدی
ناراحت شدم
پاسخ:
هعی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">