ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4384.

جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۳۶ ق.ظ

وقتی یک مهمون نوروزی،

قشنگ میاد خوشی روزگارت رو ازت میگیره و میره!



+وای اصلا باورم نمیشه که اینقدر ضعیفم که با حرفهاش اینطور به هم ریختم :((

+به مردم اعتماد نکنین، مردم مثل شما نیستن :((

+راستش قبول دارم که این واکنش عاقلانه نیست اما متاسفانه غیرارادیه. خیلی داغون شدم!

از خودم بدم میاد! :|

۹۷/۰۱/۱۰
لوسی می

نظرات  (۱۲)

سلام :)
اهمیت ندین ! والسلام :)
پاسخ:
سلام. ممنون که گفتین! :|
واه! چه بدجنس!

من هزار بار بهم ثابت شده که مردم مثل خودم دل و زبونشون یکی نیست و نباید بهشون اعتماد کنم، ولی در مقام عمل باز هم گول ریاکاری‌هاشونو می‌خورم :/
البته ربط زیادی به موضوع پست نداشت، فقط به اون قسمتش که گفتین اعتماد نکنین ربط داشت :)

و مرتبط با پست هم اینکه از خودتون بدتون نیاد، چون من ازتون خوشم میاد :)))
پاسخ:
خیلی! همون خانم صادمون بود! :))
میدونی ما گول نخوردیم! خیلی زیادی صادق بودیم! یعنی اونها نقش بازی نکردن، ما فکر کردیم مثل ما هستن و خب اشتباه کردیم. هرچند من میدونستم که مثل ما نیستن ولی خب مستر باور نمیکرد.. حالا شاید باورش شد! شاید!
مرسی گله :* لطف داری:)
ای کاش میشد بیشتر میگفتید تا بشه نظر داد
ممکنه شما صرفا تحت تاثیر شرایط و یا قدرت کلام یه شخص چیزی که اصلا مهم نبوده رو خیلی بهش اهمیت دادید


در این شرایط نوروزی من وقتی تنها میشم تو خونه لامپارو خاموش میکنم و به صدای در و تلفن گوش میدم! :)))
پاسخ:
آره مهم نبود! منو یهو برد گذاشت وسط ماجراهای دو سال پیشم! انگار دوباره برگشتم به اون روزگار و با تمام وجودم اون شرایط رو حس کردم..
چقدر خوبه گاهی تنها بودن! البته گاهی! :)
من صبرم کمه و زود ناراحت میشم. تو رو نمیدونم.
واسه همین چند مین موندم چی بت بگم :|

پاسخ:
آخرشم چیزی نگفتی!
قدیمیا می‌گفتن میهمان گرچه عزیز است ولیکن چو نفس، خفه می‌سازد اگر آید و بیرون نرود!
ان‌شالله یه روزی این رسم دیدوبازدیدای عیدانه ور بیفته! :|
پاسخ:
خب این مهمونمون خیلی حرفه ای بود با اینکه رفت ولی خفه هم کرد و رفت! هههه ههه!
البته من اصلا دوست ندارم این رسم از بین بره چون فکر می کنم چیز خوبیه :) سالی یه بار هم که شده همو ببینیم!
این مهمون عزیز هم بیشتر از سالی یه بار میاد خونه مون! در نتیجه از بین رفتن این رسم اثری روی بهتر شدن اوضاع ما نداره :(
مهمون نوروزی یعنی مهمون امام رضا؟ 
پاسخ:
کلی فکر کردم تا بفهمم منظورتون چیه و چه ربطی داشت اینا به هم!
حدس زدم منظورتون اینه که به قصد زیارت تو نوروز اومده باشن مشهد! آره؟
نه اینها هم مجاورن. منظورم این بود که به قصد دید و بازدید عید اومدن خونه مون. وگرنه نسبتمون نزدیکه و سالی چندبار آمد و شد داریم.
گاهی یک سری مسائل کوچیک به صورت غیر منتظره ای آدم رو به هم میریزه ...
یه کم که بگذره خودت رو پیدا میکنی و این حس بد خنثی میشه 
+همیشه با این فرمون میرم جلو که هرکی جلومه ، آدم خوبی نیست مگر خلافش ثابت شه و اعتماد نمیکنم 
پاسخ:
آره واقعا. گاهی فکر میکنم کاش حالشو میگرفتم!
+همین درسته. منم همینم.
این رسم دید و بازدید عیدم من ور انداختم :)) 
خیلی خیلی عذر میخوام ولی برا ما یه مشت مفت خور میومدن ، وقت ما رو هم میگرفتن ، هعی سرویس بده ، پذیرایی کن ، تهشم میخواستی بری بازدید پس بدی گم و گور میشدن ! 
الان سه چهار ساله ما کلا مثلا مسافرتیم :))) فقط افراد درجه یک :) 
الان ریلکس واسه خودمون میریم گشت و گذار :)) 
فک و فامیل و دوست مفت خور و چتر و اعصاب خرد کنم نمیخوایم :))
خیلیم رسم مزخرفیه ، از بچگیم من بدم میومد :))  
پاسخ:
خب بستگی به مخاطبان هم داره من واقعا دوست ندارم همین سالی یه بار دیدن پسرخاله و دخترخاله رو هم کنسل کنم.
خدا رو شکر مهمونامونم اونطوری که گفتی نیستن.
این مهمون دیشبی هم رابطه ش با ما نزدیکتر از امکان جداشدن ازشه!
بقول نقی معمولی ما با همه اینجوری(روی دست) بقیه با ما اینجوری(کف دست!)
پاسخ:
برعکسش درسته که.! :))
ما با همه کف دست اونا پشت دست! ؛)
ولی منظورتونو گرفتم و میخواستم در جوابتون بگم دقییییقا! 
همون موقع که داشت با حرفهاش رو اعصابم اسکی میکرد میشد حالشو بگیرم، نگرفتم! دیدم صحیح نیست نقطه ضعفشو و چیزی که دلخورش میکنه رو به روش بیارم! ولی اشتباه کردم!
هوففف... خیلی حال داد. همیشه من منظور شما رو نمی فهمیدم. حالا برعکس :دی
همّه تو اون شهر مهمون امام رضایین. مسافر و مجاورم نداره. -_- منم کم کم دارم راه میفتم که بیام مهمونیشون انشالا ^_^
پاسخ:
نه واقعا ما مجاورها برای آقا هم حکم مهمان رو نداریم! هههه هه! ما ان شالله خدا قبول کنه میزبان هستیم :)
برای همین با وجود اینکه همه به ما مشهد نشینان میگن التماس دعا، بازم ما به هرکسی که میاد اینجا اصرار میکنیم که رفتین حرم ما رو دعا کنین. اینو فقط کسی که مجاوره میدونه :)
شما هم ان شالله به سلامتی بیاین و برگردین و التماس دعای مخصوص لطفا.
شما مجاورا بیشتر پررو این تا میزبان :))) خدا یه راه فرجی برسونه برا امام رضا از دست این مجاورا که سر سفره ی آقا نشستن و به خودشون می گن میزبان :دی
کل مملکت مهمون علی بن موسی الرضاست. شما مشهدیا هم خادمای ایشونین. خادم هم که خودش مهمونِ صاحب خونه ست. خوش بحالتون واقعا. دهنم آب افتاد :/

پاسخ:
والا کلفت خونه هم به نوعی میزبانه دیگه. بهش میگن پاشو جمع و جور کن مهمون داره میاد :))
وگرنه والا ما کلفت خونه هم حساب بشیم کلی احساس پادشاهی میکنیم.
بله فرمایشتون درسته بیشتر پررو هستیم :)) خب چه کار کنیم دیگه. درسته که همنشینی با بزرگان جنبه میخواد و نداریمش اما پزشو که میتونیم بدیم :))
حالا چی باعث میشه مهمانی امام رضا_علیه السلام رو به مرزهای جغرافیاییِ این کشور محدود کنین؟!
۱۳ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۴۹ مامان محمدمهدی
ای بابا

پاسخ:
هعی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">