۲۳۲ و اندی درجه ی سانتیگراد!

از لحظه ای که خیلی دوستانه و صمیمانه از طرف تسنیم عزیزم به چالش "۴۵۰ درجه ی فارنهایت" دعوت شدم دارم به موضوع این چالش فکر میکنم که تاثیرگذارترین کتابی که در زندگیم خوندم واقعا چی بوده؟

تعریف از خود نباشه من کتاب زیاد خوندم و جستجو در اون خیل کتابهام به دنبال اثرگذارترینشون کار ساده ای نبود. با خودم فکر کردم کاش لیست کتابهای خونده شده م رو جایی نگه می داشتم تا با خوندن اسمهاشون حس و حال و اثرشون روی روحم برام تجدید میشد. (از حِالا به بعد چنین میکنم!)

بعد دیدم کتاب اثرگذار اون کتابیه که با گذر سالها هم تاثیرش رو یادت مونده باشه و کتابی که این اثر رو داشته همیشه تو ذهنت می مونه.

کتاب اثرگذار زندگیِ من، شاید برای خیلیهاتون یک کتاب معمولی باشه اما برای من دریایی ترین و اثرگذارترین کتاب زندگیم بوده. تنها کتابی که بیش از دو بار خوندمش و هربار جایی ببینم باز امانت میگیرم و می خونمش.(چرا نمیخرم؟ فروشش رو ندیدم!)

چند بار هم تو این وب ازش نوشتم!

کتاب اثرگذار زندگی من، 

کتاب نیمه پنهان ماه، زندگی شهید چمران به روایت همسرشونه.

قبلا هم گفتم که این کتاب رو اولین بار در بیست سالگی خوندم. دقیقا نه سال و شش ماه پیش وقتی با کاروان راهیان نور عازم مناطق جنگی بودم. بعد از اون بارها خوندم و هربار برام لبریز از معنای عشق بود..این کتاب دنیای من رو از زمین کند و آسمان رو برام گشود. واقعا نمیدونم چه تعریفی میشه از کتاب کرد. نمیدونم اثری که رو ذهن و قلبم گذاشته رو چطور توصیف کنم ولی واقعا چمران "نسیمی بود که از عالم آسمان آمد و در گوش ما کلمه ی عشق گفت و رفت به سوی کلمه ی بینهایت."





سال‌ها از روزی که سرانجام چمران در این زمین آرام گرفت می‌گذرد و اکنون در این روزگار به ظاهر آرام، این بار غاده داستانی از تاریخ این سرزمین روایت می‌کند، داستانِ "مرد صالحی که یک روز قدم زد در این سرزمین به خلوص."




+دلم نمیاد این کتاب رو هم اسم نبرم که اخیرا خوندمش و هنوز حس و اثرش در دلم باقی مونده: کتاب عارفانه، زندگی شهید احمدعلی نیری هم اثر زیادی رو من داشت. راه گم شده م و گره ی کور زندگیمو بهم نشون داد. تو یه پست ازش گفته بودم(پیداش نکردم!). هنوز هم عقیده م اینه که نویسنده به شدددت کم گذاشته ولی در عوض طراح جلد فوق العاده کار کرده و همه ی کتاب رو در همون جلد کتاب به تصویر کشیده.

از این تصویر چی دریافت می کنید؟ 

راز تعالیِ همه ی آدمهای خوب تاریخ همین چیزیه که تو تصویر این شهید موج میزنه. اگر هم متوجه نشدین، کتاب رو تهیه کنین و بخونین. ^_^


و از همه ی کسانی که ذیل این پست کامنت میذارن رسماً، شرعاً و عرفاً دعوت میکنم در این چالش شرکت کنن. من در وب تک تکتون به دنبال این پست خواهم گشت ^_^

اجازه، دعوت شرعی یعنی چجوری؟ بعد عرفی یعنی چجوری؟
بعد من که یه بار نوشتم، چیکار باید بکنم؟ 😆

نیمه‌ی پنهان ماه، یه مجموعه کتاب نیست؟ از زندگی شهدای مختلف از زبان همسرانشون؟ شما شهید چمرانش رو پیشنهاد میکنین؟

شرعی یعنی مدیونین اگه ننویسین! و عرفی یعنی ناراحت میشم اگه ننویسین :))

شما هیچی دیگه مهم اینه که وقتی بیام تو وبت دنبال این پست بگردم سر افراز خواهی بود :))

آره دقیقا همینطوره و من شهید چمرانش رو پیشنهاد میدم شاید برای کسانی که چمران رو خیلی کم میشناسن. خب من اون موقع چمران رو میشناختم ولی نه تا این حد. این کتاب روایت روحیات چمرانه. هرچند که اونم چون از زبان همسرشه خیییلی نمیتونه گویا باشه اما روایت عجیبیه واقعا. یا برای من اینطور بود. برای من که واقعا اون روزها به دنبال راه بودم. به دنبال معنای واقعی عشق...
من بعد از این کتاب، رفتم تو کار چمران شناسی :دی

پیـــچـ ـک ۲۹ مرداد ۹۷ , ۱۹:۱۹
سام
به خاطر خط آخر دیگه نظر نمیذارم زیر این پست!خخخخخ

سلام. اتفاقا با خودم گفتم با این جمله خلوص نیت کامنت گذارها رو خدشه دار کردم :)))

حالا شما دعوتین. من منتظر پستتون هستم. :)

همسر سید علی ۲۹ مرداد ۹۷ , ۲۱:۵۴
سلام بانو 
کتاب خاطرات سفیر برام کتاب خیلی جالبی بود مخصوصا قسمت آخرش 

سلام سلام. چه عجب از این طرفا؟ ^_^ خوبین؟

چالش اینه که چه کتابی روی اخلاق و منش و شخصیت شما بیشترین تاثیر رو داشته و چه تاثیری داشته.
معرفی کتاب اثرگذار :)
بنویسین. میام وبتون میخونم :)

برای من  قطعا و یقینا این کتاب دختر شینا خواهد بود

خیلی هم عالی. چه اثری رو شما داشت؟

سلام,الان میخواستم بنویسم کتاب خاطرات سفیر رو همین یه ساعت پیش تمومش کردم و آخرش تاثیر گذار بود که قبل از من همسر سید علی نوشته بودن!!!
البته با توجه به پستی که شما قبلا گذاشتید و جریان رویاتون فعلا نخونیدش بهتره,چون در مورد خاطرات و یه جورایی مناظرات یک دانشجوی دکترای ایرانی در فرانسه است.
امیدوارم باعث شر نشم.

سلام.

خب بگین چه اثری روتون داشت؟
میدونستم در مورد چیه. و اتفاقا یکی از انگیزه های رفتنم همین کتاب بود :))

مامان محمدمهدی ۳۰ مرداد ۹۷ , ۱۰:۳۹
من هم سری کتابهای نیمه پنهان ماه از جمله کتاب مربوط به شهید چمران بزرگوار رو خیلی سالها پیش خوندم و یادمه اونزمان خیلی روم اثر کرده بود البته هرکدومشون جذابیها و تاثیرهای خاص خودشونو داشتن ولی تا مقطعی و بعد فراموش شدن
چقدر دیشب دلم میخواست یسره به چهره و عکس شهید نیری نگاه کنم حیف که بچه ها نمیزاشتن
دیشب تو وبت میچرخیدم ولی اجازه نوشتن بهم نمیدادن
امروز دعامون کن خانوم مخصوصا اگه امام رضایی شدید، منم اینجا و از ترکیه دعای خیرمو برات میفرستم😉

جالبه من هیچ جا کتاب نیمه پنهان شهدای دیگه رو ندیدم! همه ش چمران دیدم و همه ش چمران خوندم :))

حتما باید کتاب شهید همت و شهید باکری رو هم بخونم از اونها هم تعریفهای زیادی شنیدم.
واااقعا تصویر عجیبیه. منم گاهی میشینم مدتها نگاش میکنم. خیلی زنده است...
همچنین! بابا ترکیه نشین! :))
خوش بگذره بهتون. منم حتما دعات میکنم :)

سلام ببخشید چه جوری به کتابای شهدا علاقه مند شم. من خیلی انقلابو دوست دارم ولی دوس ندارم اینجور کتاب بخونم

سلام. به نظرم نیازی نیست به "کتاب" های شهدا علاقه مند بشین.

یه دلیل نگارش این طور کتابها این بوده که اکثر آدمها به رمانهای عاشقانه علاقه مندند و این کتابها نوشته شده تا نشون داده بشه آدمهای واقعی که خواص زمان خودشون بودن تو زندگی شخصیشون چطور عاشقی می کردن. کتاب خودش هدف نیست بلکه ابزاریه برای ایجاد علاقه به شهید و منش و راه و سبک زندگی بر اساس شهادت.
اگر دوست داشته باشین شهدا و زندگی شخصیشونو بشناسین به صورت خود به خود به این کتابها جذب میشین. در هر صورت یک راه شناختن شهید خوندن زندگی و وصیتنامه شه دیگه. :)

این سایت گودریدز بنظرم مناسب باشه برای اون تصمیمی که گرفتید برای ثبت اسم کتابهایی که
میخونید

https://www.goodreads.com/user/show/83518270-morteza

ممنونم :)

زهرا سادات ۳۰ مرداد ۹۷ , ۱۳:۲۱

سلام

کتاب "دا " برای من خیلی خیلی دلچسب و اثر گذار بود ....

خطرات سیده زهرا حسینی از جنگ در خرمشهر

عالی بود

اصلا باعث یه سری خوابهای تکراری برای من شده ...

سلام. به به خیلی هم عالی.

از خوابهات بگو خب ^_^

زهرا سادات ۳۰ مرداد ۹۷ , ۱۳:۲۲

منظورتون از اینکه از تصویر به راز تعالی ادم های خوب پی میبریم چی بود ؟

توی تصویر یه جور اخلاص و تواضع موج میزنه ....

دقیقا منظورم همین بود. ^_^

نیمه  یپنهان ماه رو دارم
خیلی خوبه این مجموعه ی شهدا از نگاه همسران شون واقعا نکات قشنگی داره
میتونی مشهد رفتنی از کتابفروشی دم حرم تهیه کنی، یا از کتاب فروشی هایی که اغلب کتب مذهبی دارن من تو تبریز خیلی دیدم

همین کتاب شهید چمران رو دارین؟ :)

راستش هیچ وقت اونجوریا دنبالش نگشتم! چون چند بار خوندمش. بیشتر منتظر بودم به چشمم بخوره تا بخرم که نشده.

بله و چند تا دیگه از همین مجموعه.
آهان گفتم راهنمایی کنم که بتونی بخری:)

بله متوجه حسن نیتت شدم و خیلی خیلی ممنونم ^_^

سلام
راستش قبلا حدس زدم که شاید این کتاب و خوندین! اما از پاسختون متوجه نشدم که این کتاب خوندین یا فقط از موضوعش مطلعین؟
تو خاطرات سفیر اونجا که ریاض دعای کمیل میخونه و گریه میکنه،یا اونجا که امبروژا میگه اگه همدیگه رو ندیدیم روز ظهور همدیگه رو پیدا میکنیم،یعنی یه آدم چقدر میتونه موثر باشه؟؟یه زن مسلمون شیعه با ایمان محکم ،با اعتماد به نفس بالا،یه جاهایی دلم میخواست کنار نیلوفر شادمهری بودم تو اون روزا.

به قول نیلوفر شادمهری حق طلب بودن و اعتقاد مشترک چقدر آدمها رو بیشتر از نژاد و ملیت و زبون بهم نزدیک میکنه چیزی که چند وقتیه دارم بهش فکر میکنم در مورد خودمون، در مورد ما ایرانیا و میزان نزدیک بودن و دورییم از هم!
مسلمون شیعه تاثیر گذار،تاثیر خاطرات سفیره رو من، چیزی که مدتهاست دارم تو خودم دنبالش میگردم.
چند تا کتاب دیگم بود که دیگه گنجایش یه کامنت بیشتر از این نیست:))


سلام. نه من نخوندم. اما جسته و گریخته این طرف و اون طرف بخشهاییشو خوندم.

این آدم کتاب و میزان و بینات داشته ^_^
حتما میخونمش ان شالله. ^_^

من کلا از کتابای زندگینامه ای خوشم نمیاد داستان رو ترجیح میدم.
یه رمان خوندم که روم تأثیر گذار بود.رمان اسطوره.یه جورایی زندگی یه 
پسر جوان و بازمانده جنگ تحمیلیه.یه دید جدید رو نسبت به کسایی که زمان جنگ بودن رو در من به وجود آورد.پیشنهاد میکنم دانلود کنین و از خوندنش لذت ببرین.

اینم زندگینامه طور نیست. داستان ازدواج این دو نفره و زندگیشون. 

جذابه :)
ممنون از معرفی. حتما میخونم ^_^

صـــا لــحـــه ۳۱ مرداد ۹۷ , ۱۲:۱۸
منم نوشتم :)

خوب کردی. الان میام. ^_^

... به دنبال حقیقت ... ۰۲ شهریور ۹۷ , ۰۲:۳۰
خیلی هم عالی...

اگه میشه همین جا اعلام کنیم کتاب " حرکت " از علی صفایی حائری و دیگه پستش نکنیم :)

شدنش که میشه :)

ممنون که نوشتین :)

سلام، آخرین کتاب خوب وتاثیرگذاری که خوندم، خداحافظ سالار بود.
تاثیرش رو من این بود که فهمیدم، آدم میتونه حدود ۷۰سالش باشه ولی مثل یه جوون ۱۸-۲۰ساله آرمانخواه باشه و برای رسیدن به آرمان هاش بجنگه.

سلام. خیلی هم عالی. ممنون که معرفی کردین. ببینمش حتما میخونم :)

سلام
من هم تا مدتها درگیر این کتاب بودم
کتاب دیگه ای که تو این موضوع خوندم و خیلی منو درگیر کرد اگر اسمش رو اشتباه نکنم اینک شوکران بود، شهید مدق به روایت همسر
اون که رسما منو دیونه کرد انقدر که کتابش رو که هدیه دادم، دیگه جرات نکردم بخرمش
انقدر بی ظرفیتم من:(

سلام. یعنی اون کتاب خیلی باحاله؟ خاطرات خودشونه یا همسرشون؟

از زبان همسر شهیده، از زمانی که باهم آشنا میشن تا زمان شهادت
نمیدونم شاید برای من جالب بوده باشه، ولی از اون کتابهایی بود که دست که گرفتم نتونستم بذارمش زمین، و آآآآآآآآآآآآآآآآی باهاش اشک ریختم

ببینم می خونم ان شالله.

:)

سلام عزیزم

دقیقا برای منم تاثیرگذارترین کتاب ها کتاب نیمه ی پنهان ماه شهید چمران به روایت همسر بود. منم فکر میکنم دوبار خوندمش و بازم دلم میخواد بخونمش. به خیلیها هم هدیه یا امانت دادم که خوندن و خیلی خوششون اومد. من عاشق شخصیت شهید چمرانم. حتی تو فضای مجازی هم تصویر پروفایلم عکس شهید چمران با یک قسمت از متن همین کتاب هست که تو فتوشاپ درستش کردم و هیچ وقت هم نشده عکس پروفایلمو عوض کنم. همین چند هفته پیش من و همسرم دو تا لیوان با تصویر شهید چمران برای خودمون خریدیم.

سلام. وای چه خوب بود کامنتتون. ^_^

خواننده خاموش ۰۴ شهریور ۹۷ , ۱۶:۰۴
سلام دوست عزیز
زیباترین و تاثیرگذارترین کتاب برام "کمی دیرتر" اثر سید مهدی شجاعی بود که رمان گونه و راجع به ظهور بود و اینکه چقدر ما آدمها باهمه ادعاهامون از دینداری و اسلام و مثلا منتظر ظهور بودن، توی لحظه ی دعوت ایشون برای یاری پیش پا افتاده ترین مسایل دنیوی رو بهانه میکنیم و دست رد به سینه شون میزنیم. تا مدتها بعد از خوندنش ذهنم درگیرش بود و گاهی با حسرت اشک میریختم برای این همه نادانی و سستی و کاهلی اول از همه خودم...

سلام. و خیلی ممنونم از اینکه برای معرفی چنین کتاب ارزشمندی روشن شدین.

ان شالله ببینم حتما میگیرم و میخونم.

من خیلی دوست داشتم این چالش رو شرکت کنم و پستش رو بزارم! ولی وقت نکردم!
حالا اینجا میگمش برای شما:)

منم شهید چمران جز تأثیرگذارهای زندگیم بوده. ولی با دستنوشته هاش. تو نوجوونی از این طرف اون طرف تیکه هایی شو می خوندم و نگه می داشتم. برام خیلییییی عجیب و خاص بودن. تو دوران دانشجویی کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود رو یافتم . خیلییییی خوشحال شدم که همه اون دستنوشته های دوست داشتنی رو یک جا پیدا کرده بودم. این کتاب یکی از خواستنی ترین کتاباست برام:)

کتاب های "انسان کامل" شهید مطهری و "معرفت امام عصر" از سید محمد بنی هاشمی هم تاثیرگذارترین کتاب های اعتقادی زندگیم بودن. سوم دبیرستان بودم اینارو خوندم. هردو خیلی زیاد بهم کمک کردن که اولین پایه های اعتقادیم رو توی نوجوونی بسازم.

کتاب لاله ملکوت، و یکی دوتا کتاب خاطرات تشرفات به محضر امام زمان هم یه قسمتی از بزرگترین دغدغه های فکریم بودن توی نوجوونی.لاله ملکوت درمورد یه بنده خدائیه که گویا یه عارفی بوده و کراماتی داشته، ولی خب پره از چرندیات و دروغ و دغل ها و مبالغه های اطرافیان اوشون که این خاطرات رو بعد فوتش تعریف کردن! توی بحران های فکری نوجوانی بدجوری درگیر این کتاب و امثالش شدم! خلاصه که اینم روم تأثیر داشت ولی تأثیر منفی:) خداروشکر بعد کلی درگیری های ذهنی رها شدم از تأثیرات مزخرفش:)

کتاب "توسعه و مبانی تمدن غرب" شهید آوینی و "استراتژی انتظار" شفیعی سروستانی هم جز تاثیرگذارترین کتاب ها روی تغییر رشته و مسیر زندگی تحصیلی م بودن.

راستی بین کتاب های خاطرات همسران شهدا من اینک شوکران شهید مدق و شهید ایوب بلندی رو خیلی زیاد دوست داشتم. هردو جانباز بودن و بعد ازسختی های خیلی زیاد شهید شدن.

خیلی هم عالی. لطف کردی نوشتی.

:)

سربازِ روزِ نهم ۱۰ شهریور ۹۷ , ۲۳:۵۴
دو روز پیش بنده خدایی چقدر شاکی بود از چمران و می گفت فلانی(که شهید عزیزی هم هست اتفاقا) نباید زیر سایه اش باشه!
به نظرم حواسش نبود ان العزه لله

:/

واقعا چه حرف عجیبی!
یه بار یکی از دوستان منم میگفت به نظرم به این خاطر چمران رو بزرگ کردن چون که تنها شهیدیه که دعاش برآورده نشده!
گفتم چه دعایی؟
گفت دوست داشته جنازه ای ازش نمونه!
بعدها فهمیدم که از روی این جمله این ادعا رو میگفت: " دوست دارم بسوزم، خاکستر شوم و خاکسترم را نیز به باد دهند تا حتی قبری از این زمین اشغال نکنم."

تعبیرش برام عجیب بود! خیلی عجیب... :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان