ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

مثلا یهو مستر بهت بگه 

اگه دوست داری بچه‌ها رو نگه میدارم،

خودت دو روزه با مامانت برو کربلا و برگرد...




+بعد من بشینم گریه کنم و گریه کنم و گریه کنم. :((

با اینکه خیلی به مامانم حق میدم که قبول نکنه فشرده بیاد ولی دوست دارم گریه کنم و گریه کنم و گریه کنم..:((

+رحم کن بر کسی که سرمایه اش امید است و سلاحش اشک...

۹۷/۰۷/۳۰
لوسی می

نظرات  (۲۱)

واقعا نمیدونم چی بگم...
درود بر شرفش

و رحمت بر گریه های شما...
پاسخ:
ممنون از کامنت پر از لطف تون.
نمیدونم‌ اصرار کنم و برم؟ نرم؟ چه کار کنم :(
۳۰ مهر ۹۷ ، ۲۲:۰۲ پلڪــــ شیشـہ اے
خداحفظشون کنه همسرتون رو
+ دو سه روزه میشه رفت و اومد?! :/
منم یه بار قرار بود برم اردوی راهیان، کلی هم اشک و مویه کرده بودم شهدا دعوتم کنند. همسر اجازه دادند. اما من کلی گریه کردم بعدم نرفتم. :|

پاسخ:
سلامت باشی.
آره دیگه اگه نخوای کل مسیر رو پیاده بری میتونی بری و بیای. ولی خب برنامه‌ت فشرده میشه برای زیارت همه‌ی بقاع متبرکه.
فکر کنم منم آخرش نتونم برم. آخه تنها که نمیشه. مامانم بعیده بیاد.
۳۰ مهر ۹۷ ، ۲۲:۵۹ جناب منزوی
درود بر ایشون و همچنین شما
رفتید دعامون کنید.
پاسخ:
متشکرم. ان شالله اگر قسمت بشه که بعید میدونم. :(
۳۰ مهر ۹۷ ، ۲۳:۰۷ پیـــچـ ـک
سلام
بشین پیش شوهرت طفلک! قبه امام حسین علیه السلام توی لبخند شوهرت و بچه هاته! 


پاسخ:
سلام. راستش موافق نیستم چون قرار نیست با رفتنم لطمه‌ای به لبخندهای اونها وارد بشه و با نرفتنم اونها لبخندهای خاص‌تری بزنن!😐
اینی که میگی برای وقتیه که بخوای یه سفر ده روزه بری! نه یک و دو روزه!
۳۰ مهر ۹۷ ، ۲۳:۲۰ جناب منزوی
توکل بر خدا
هرچی خدا بخواد
پاسخ:
بله هرچی خدا بخواد...
۳۰ مهر ۹۷ ، ۲۳:۴۴ پیـــچـ ـک
خب اگه موافق نیستی چرا نمیری؟!

من دوست ندارم برای کارام کسی به سختی بیفته حتی دو ساعت.
بچه ها و شوهر من گاهی همون دو ساعتم سختشون میشه. لاجرم اگه من بخوام جایی برم کل پنج نفر عزیمت میکنن!خخخخخخ
پاسخ:
اگه مامانم بیاد که می رم. تنها که نمیتونم برم یکی باید باهام بیاد.

خب من این عقیده رو ندارم چون خانواده برای من به این معنی نیست که یک نفر بار همه رو به دوش بکشه و هیچکس برای او صبوری نکنه.
و بچه‌هامم بزرگن و میدونم با باباشون اذیت نمیشن و بهشون خوش می‌گذره وگرنه از این کوچکتر بودن نمی رفتم.
حالا بماند که پیشنهادش رو خود مستر بهم داد من که نگفتم بذار تنها برم. و ارزشش به همینه😊
ان شاالله حکایت شما حکایت اون بنده خداست که خیلی میخواسته در رکاب معصوم تو جنگ باشه و حضرت بهش می فرمایند که بله اقا شما جنگ بودی نه تنها تو بلکه اونایی که در اینده هم به دنیا ولی دلشون میخواست با ما باشن در رکاب ما جنگیدن
ان شاالله امام حسین و مادرشون حضرت زهرا لبخند رضایتشون رو همونطوری نصیب شما کنن که نصیب زائرای پیاده ی اربعین میکنن
پاسخ:
ان شالله ولی بعیده.:/
ُسلام
خدا حفظشون کنه
خودت بهتر شرایطت رو میدونی ولی من از دور میگم بروووو، حتما برو
خیلی از موقعیت ها دیگه پیش نمیاد، به نظرم برای زیارت رفتن نباید منتظر موقعیت بهتر بود
اگه رفتی خیلییییییییی التماس دعا
پاسخ:
سلام. آره واقعا دو روز چیزی نیست و اگه مامانم بیاد باهاش میرم.
ولی بعیده که بیاد.:(
محتاجیم به دعا و دعاگویم :)
۰۱ آبان ۹۷ ، ۰۹:۴۹ ... به دنبال حقیقت ...
الان یعنی میرید یا نمیرید؟
پاسخ:
اگه مامانم اوکی بده که بیاد می رم ان شالله.
ولی بعید میدونم. چون یه نه ی ضمنی بهم گفت و دیگه هم تماسی نگرفت😢
۰۱ آبان ۹۷ ، ۱۰:۱۳ مامان محمدمهدی
دختر جان تردید نکن و بیا
چشم براهتم
من هم نائب الزیاره م ان شاءالله
پاسخ:
الهی الهی که تو اونجایی😢😢😢
آقا کسی نیست باهاش بیام من تنهاااام😭😭😭
التماسِ واقعیِ دعا.
۰۱ آبان ۹۷ ، ۱۳:۰۱ پیـــچـ ـک
من یادم بود که پسر کوچیکت زیر سه سالشه. بزرگتره یعنی؟
اون که شوهرت مرد خوبیه که سرجاش. بحثمون الان خودتی.

برای من بحث بی صبری نیست. بچه م که کوچیکه. بعدشم شوهرم نگرانم میشه. من این چهار سال گذشته مریضیای سخت گرفتم. گاهی توی خونه هم که جواب تلفن رو ندم خیلیییی نگران میشه. بابا ما یه پامون رفته اون دنیا برگشته!خخخخ
برای همین دلم نمیاد نگرانش کنم. 
ولی اگه جور شد بری حتما با یه مرد همراه برو. بدون مرد محرم سعی کن نری. به خدا امام حسینم راضی نیست. سفر واجب نیست که. 
پاسخ:
نمیدونم تصورت چند سال بوده ولی الان سه سال و دوماهشه دقیقا و کاملا مستقل.
اصلا یه دلیل اینکه من با مستر نمیرم بچه‌هان. وگرنه اینا رو بذاری پیش مامان و بابا بزرگاشون والا ده روزم بگذره اصلا سراغی از ما نمی‌گیرن! اما این کار رو نمی‌کنم و حتما باید یکیمون بمونه و فقط قرار بود دو روز نباشم.
درسته این نگرانی‌ها هست ولی شاید چون من خودم از دوریِ مستر تا حد زیادی مستقل شدم. حتی شده که منو برده گذاشته بیمارستان، در حد پذیرش کردن من واستاده و بعد با اشک و آه رفته ماموریت!! :))
و مستر شاید به خاطر نبودن‌های مداومِ خودش و بودن‌های مداومِ من عذاب وجدان داره این پیشنهاد رو داد که حالا یه بارم تو برو من بچه‌ها رو نگه میدارم.
الانم کسی با من نمیاد و من نمیرم و بحث هم چیز دیگری بود  نه رفتن و نرفتن خودم‌
شاید اگر مامانم هم میومد من آخرش متزلزل میشدم. شایدم نمی شدم و میرفتم.
و آرزو میکنم همیشه سلامت باشی و اتفاقات پیش رو پر از سلامتی باشه برای همه خانواده ت. :)
همین که نیت رفتن کنید و دلتون با لشگر امام حسین ع باشه توی مسیر خیلی ارزش داره!
پاسخ:
ان شالله که ارزش داشته باشه.
(: چراباخود مستر نمیری خب اگه مامانت نمیخوادانقدفشرده بره؟
بچتون چندسالشه؟**
پاسخ:
یکی باید پیش بچه‌ها باشه. پسرای من شش و سه ساله‌اند.
کاش میشد دلو بزنید به دریا و 4تایی باهم برید
پاسخ:
کاش... 
۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۹:۳۹ بانو فاطمی
سلام
تنها هم می رن. از بس که همه هستند آنجا و تنهایی اساسا معنا پیدا نمی کنه چون خیلی شلوغه..
الهی که برین

پاسخ:
سلام.
بله خب تنها هم میرن ولی برای من شدنی نیست.
ممنونم😊
خدا مستر رو براتون حفظ کنه :)
پاسخ:
ممنون عزیزم😊
سلاااام
هعی...
ما هم امسال سه بار استخاره کردیم که بریم و هر سه بار بد اومد و حالا هم شدید سرما خوردیم همه مون. حتما حکمتش تو همین بوده
من انقدر با بچه ها حرف زدم که راضی بشن بمونن پیش مامان و بابام تا ما بریم اما قبول نمیکردن 
چقدر سخته ادم جا بمونه...
پاسخ:
سلام.
هعی😢
۰۳ آبان ۹۷ ، ۱۸:۰۸ سِـــــــد جَــــــواد
خدا قسمت کنه ازین شوهرا
الته نه برا من :|
پاسخ:
کمیابند کلا. :)
۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۰:۴۹ خادم امام زمان عج الله

هیچ ذکری بالاتر ومهم تر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست ؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صد سال هم به شما عمر داد ، حتی یک گناه نکنید ، همچنان که اگر صد سال عمر کنید ، حاضر نخواهید شد یک بار تَهِ استکانی زهر بنوشید ؛حقیقت و واقع گناه هم ، زهر و سّم است.

اگر انسان یک گام در راه رضای خدا بردارد ، دیگر گامهای بعدی را نمی داند چه خواهد شد! همان گام اول ، او را به جاهایی که نمی داند ، خواهد کشید.


آیت الله بهجت (ره)




پاسخ:
ممنون از بابت ارسال این فرمایشات ارزشمند.
سلام
چند بار اومدم چک کردم ببینم خبر رفتنتونو میذارید بالاخره یا نه؟ اصلا استرس داشتم که نکنه این موقعیت از دستتون بره..
ولی عیب نداره
بعد منزل نبود در سفر روحانی
ما که با این باور، دل غمدیده رو آروم میکنیم

پاسخ:
هنوز که شنبه و یکشنبه نشده. میتونم هنوز امیدوار باشم!
ستاد روحیه‌دهی به خودم و این حرف‌ها😭😭

+خب برای کسی که سفر روحانی کردن بلد باشه بله. ولی برای من نه. برای من نه تنها بعد منزل بسیار به چشم میآید بلکه تعیین‌کننده هم هست.


ممنون از مهربونیت😊
من که تا سه شنبه و چهارشنبه هم امیدوارم.پارسالم تا فردای اربعین هنوز امیدوار بودم!!

هیچ وقت فکر نکرده بودم به اینکه سفر روحانی هم بلد بودن میخواد. میخوانت، میخوایشون، دلت میلرزه، میشکنه، سیمی وصل میشه، هرچند با یک اتصال ضعیف، و دلت راهی میشه، زایر میشی و زیر زبونت شیرین میشه. اینش که دیگه بلد بودن نمیخواد.اون سطح بالاهاش که منظور شماست، بله خب.

منو اونقدر که با تشنگی سیراب کردن و با دوری نزدیک کردن، با غیرش نکردن. چمیدونم شایدم خیال میکنم..
منی که سالی دوسه بار مشهد بودم، 5 ساله امام رضا ع نطلبیدن. دلتنگم ولی شاکی نیستم. احساس دوری نکردم.شایدم بی حس شدم و خودم نمیفهمم😭😢


پاسخ:
کامنتت خیلی خوب بود. ممنون که نوشتی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">