ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

کار، زندگی، درس، یا چی؟!

چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ق.ظ

آخ آخ آخ!

دیروز رفتم با دکتر کامران صحبت کردم.

قشنگ دست گذاشت رو نقطه ضعفم و گفت تو مادری و نمی‌تونی. :((

آقا چنان با حرفهاش حال منو گرفت که من تا خونه مامانم با یه بغض بالقوه همراه بودم.

بغضی که موقع حرف زدن با مربی پسرک،

مخصوصاً  اون وقتی که گفت پسرک تو کلاس از همه‌ زرنگ‌تره و واقعاً پسر باهوشیه،

هر لحظه ممکن بود بترکه و بزنم زیر گریه.

بغض از نگرانی برای بچه‌هام.

نمیدونم این اسمش ضعفه یا قدرت مادری. 

ولی واقعا تو دنیا برای من هیچ چیز مهمتر از خانواده‌م نیست.

کار به جایی رسید که با خودم گفتم اصلاً تلاشی برای دریافت این کار نمی‌کنم. 

هرچه خدا خواست همان بشود..

دکتر کامران نتایج مصاحبه و رزومه‌م رو نگاه کرد و کلی ازم تعریف کرد و بعد گفت  مشخصه عاشق زندگی هستی. عاشق زندگی و همسر و بچه و کار و این از شادابیِ چهره‌ت مشخصه! :/

خواستم بگم تازه الان پر از بغض و نگرانی‌ام. ورژن شادابمو ندیدی! :/

در ادامه گفت ولی بچه برای تو، بندِ پاست! :((

شب آقای کارشناس بهم پیام داد و گفت شرطشون برای همکاری با من اینه که تعهد بدم حداقل سه سال اینجا کار می‌کنم و تو این مدت....

حق ندارم ادامه تحصیل بدم :((((((




+خیلی نامردیه :(((

حالا من چه کار کنم؟ :((((

هنوز نرفته احساس اسارت دارم :((

۹۷/۰۸/۱۶
لوسی می

نظرات  (۱۸)

۱۶ آبان ۹۷ ، ۱۰:۴۰ بابای نرگس
احساساتی نشید.
بچه ها بزرگ میشند.
جلو پیشرفت خودتون رو نگیرید به خاطر بچه ها. اگه رشتتون مهندسیه و کارتون مرتبط با رشتتون هست، مطمئنا چنین شغلی به ادامه تحصیلتون هم می تونه کمک زیادی بکنه...
راجع به بچه ها یه لحظه به این فکر کنید که اگه بزرگ بشند، یه مادر شاغل رو ترجیح می دهند یا یه مادر خانه دار؟!

پاسخ:
آره این کار به ادامه تحصیل کمک زیادی می کرد.
من قطعا خانه‌دار نمی‌نکنم. اما واقعاً شک دارم کارِ موظفی برای خانم‌ها چقدر آسیب‌زننده هست یا نیست.
ممنون از نظر خیلی خوبتون.
سلام
خب کار کردن همینه دیگه
اولویت ها رو خیلی خوب برشمردی، تحلیل بی نظیر پست قبل هم که دارید، پس چرا تو تصمیم مرددین، آخر کار کردنتون میخواد چی بشه، کار نکردنتون چی,،؟؟؟
ان شالله هر چی خیره پیش بیاد
کاش خیلیها مثل شما تحلیل میداشتن 
پاسخ:
سلام. کار کردنم رزومه است و کمک اقتصادی، کار نکردنم بچه‌هان و درس.

ممنونم ان‌شالله. دعامون کنین.
۱۶ آبان ۹۷ ، ۱۱:۲۰ جناب منزوی
اگه به کار نیاز دارید (گفتید برای کسب تجربه) و حقوقش ارزش داره، شاید بشه سه سال تحمل کرد، بعد از سه سال آزاد هستید.
احساس شما نسبت به خانواده نمیشه گفت ضعفه، دوست داشتنه. اگه اینطور باشه همه ی ما ضعیف هستیم.
ان شاءالله بهترین انتخاب رو انجام بدید
پاسخ:
ممنونم. خیلی محتاج دعام. خیلی.
۱۶ آبان ۹۷ ، ۱۲:۲۲ مامان محمدمهدی
شما هم بگو قبول ولی شرط من هم اینه که بعد از تایم دو و نیم و روزهای تعطیل به هیچ وجه نمیتونم در محل کار بمونم و مشغول باشم 
پاسخ:
اصلاً نمی‌دونی چقدر مستاصلم. :((
یکی از سرنوشت‌سازترین تصمیمات زندگیمه.
۱۶ آبان ۹۷ ، ۱۳:۳۰ پیـــچـ ـک
سلام
....
پاسخ:
سلام.
۱۶ آبان ۹۷ ، ۱۴:۱۲ اجاره آپارتمان مبله در تهران
برای رسیدن به هر چیزی باید از یه سری خوشی ها راحتی ها و ... بگذریم ...
بعضی وقتا حاصل اسارت پیشرفته ... بعضی وقتام حاصلش پس رفت ...
صلاح کار خویش خسروان دانند ... :)
___________________________
اجاره آپارتمان مبله در تهران
https://eskanbama.com
پاسخ:
بله دقیقا.
اما از خوشی بقیه هم بزنم؟ :((
سلام...
چه شرایط پیچیده ای...
ان شاالله هر تصمیمی گرفتی، خیر توی همون باشه...
من برات صمیمانه دعا میکنم.
پاسخ:
خیلی پیچیده :((
ممنونم عزیزم.
سلام.
به نظر شما رضایت خدا بیشتر در کدومه؟

من اگر بودم انجام دادن یا ندادن این کارو با خدا معامله می کردم که خدا از هر طرف برام حبران کنه.
اگر سر کار نرفتم فقدان این کارو برام جبران کنه
و به نظرم خدا بیشتر راضیه در عدم انجام این کار

البته تصمیم با شماست.
چون هیچ کسی مثل خود شما نسبت به شرایط احاطه نداره.
مشورت مستر هم فکر کنم بیش از همه ما به شما کمک کنه

عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم

در نهایت اگر نتونستین تصمیم بگیرین استخاره کنید.
پاسخ:
راستش من همیشه از اینکه مامانم معلم بود احساس رضایت داشتم. احساس افتخار.
الانم دارم. اما غربت‌های تنهایی تو خونه رو هم یادمه. با اینکه من و خواهرم هیچ وقت تنها نبودیم و همیشه با هم بودیم.
دوست ندارم بچه‌هام اون تجربه‌ها رو داشته باشن ولی نمی‌دونم آیا واقعا رفتنِ من باعث این حس میشه یا اینکه براشون مهم نیست؟ چون بچه‌ها با هم فرق دارن.

+بله واااقعا به این دو عبارت قرآنی ایمان دارم.
ممنون.
چرا با تعهد سه ساله مشکل داری؟
پاسخ:
با تعهد سه ساله مشکل ندارم با حذف ادامه تحصیل تو این مدت مشکل دارم.
سه سال دیگه شروع دکترا واااقعا دیره برای من.
علاوه بر این وقتی اینجوری سفت و سخت میخوان تعهد بگیرن که من دربست در خدمت کار باشم معنیش اینه که برای فرزندآوری و مرخصیهاش تو این مدت هم به مشکل خواهم خورد.
امیدوارم بهترین و خیرترین تصمیم رو بگیری
پاسخ:
ممنون عزیزم. ان‌شالله.
آهان از اون لحاظ
ان شاء الله بتونی بهترین تصمیم رو بگیری
پاسخ:
ممنون عزیزم.
حتی اگه مسئله نگهداری بچه ها و تعهد کاری هم حل بشه.
اینطور که متوجه شدم شما می خواید در طول سه سال آینده هم شاغل باشید هم دکترا بخونید هم فرزندآوری ؟
اگر همچین چیزی شدنی باشه قطعا هزینه های بالایی هم خواهد داشت.
ان شاالله که هر چی خیره پیش بیاد
پاسخ:
:))
نکته کلیدی‌ای بود :دی
حالا نه درست همزمان. من میخواستم سال اول دربست کار کنم. سال دوم دکترا قبول بشم و بهشون قول بدم تو کارم کم نمیذارم و اونها هم به همین شرط اجازه بدن درس بخونم. بعد سال سوم یا چهارم شاید و شاید اگر حس و حالش می‌بود با خیال راحت به فرزند سوم فکر می‌کردم که در اون صورت در مدت بارداریم از دکترا مرخصی میگرفتم و دربست کار میکردم و اواخر سال چهارم به خواست خدا بچه‌م به دنیا میومد و بعدم از کار خارج میشدم. :) اگرم بچه نمیخواستم که هیچی. میموندم سرکار.
یعنی حداقل سه سال و نیم الی چهار سال اینجا می‌بودم و دکترامم تا جای ممکن پیش می‌بردم.
:))) الان که نوشتم خنده‌م گرفت از حجم دقتم در برنامه‌ریزی :)))
ولی الان همه‌ش با هم منتفی شده.:((
من مشکلی ندارم که قول بدم تا مثلا چهار سال تو این کار می‌مونم اما نمیتونم قول بدم تو این سه چهار سال هیچ کارِ دیگه‌ای نخواهم کرد. اینا اینو میخوان که من فقط و فقط کار کنم!
ممنونم :)
دکترا و بچه و شغل خوب
اونم تو سه چار سال همه ش با هم
بعدشم بریم خودمون شرکت بزنیم
چه خوش اشتها !
نوشابه و سالادم میل دارین قربان؟ 😀😂
نمیخوام ناامیدت کنم
لابد وقتی اهداف مهم زندگیت بشن ب کوری چشم ما ب همه شون میرسی
اما وژدانن اندازه بچه پونزده ساله آمال وآرزو داری تو دختر !😬
میدونم الانه ک عین دفعات قبلی با ی جواب تندو قاطع و ی استدلال محکم از روم رد شی و خیال خودتو بقیه رو راحت کنی
ولی بین زمانایی ک داری کارای درست و غلطتو با هزاران قدرت عقل توجیه میکنی , ب اینم فکر کن ک چقدرناخالصی ودنیازدگی قاطی کاراته
اگ خدارو شناخته باشی یعنی خودتم شناختی
اگ خودتو شناخته باشی هدفای اصلی وفرعیت برات روشنه و این همه اضطرارو اضطراب وفشار بچه گونه نمیکشی
بشین خودتو اهدافتو خالص وروشن کن تا ازاین فکر وذکر وچه کنم چه نکنم راحت شی
دیدم کسی انگار روش نشده اینا روبهت بگه
گفتم که گفته باشم
حالا برو شمشیرتو بیار وبزن نصفم کن😉
پاسخ:
:)))
انقدر خندیدم به بخشِ نوشابه و سالاد که حد نداره.
یعنی واقعا متوجه نشدین که زحمت همه این کارها برای خودمه و کسی قرار نیست به جای من کار کنه، کسی قرار نیست به جای من دکترا بگیره و کسی هم قرار نیست به جای من بچه بیاره و بزرگش کنه؟
پس کی قراره برام نوشابه و سالاد بیاره؟ :)))
اگر کسی هست بگین بیاره. میخوام :))

ربط اهدافم به خودشناسی و خدا شناسی رو نفهمیدم!
استیصال من برای این بود که آیا موفقیتی مثل دکترا رو فدای موفقیتی مثل شغل بکنم یا نه. اینها به برنامه زندگی ربط داره نه به خداشناسی!
اتفاقا تک بعدی نبودنم و تنوع اهدافم کاملاً از خودشناسی و هدف شناسیم ناشی شده. اینکه من می‌دونم دقیقاً چی می‌خوام. نه اینکه به یکی بچسبم و بگم حالا که موقعیت شغلی بی‌نظیر برام ایجاد شده پیش میرم ببینم چی پیش میاد! الحمدلله من برای زندگیم برنامه مشخصی دارم.

ناخالصی و دنیازدگی ربطی به برنامه‌ریزی نداره. به نیت و تعهد و انگیزه‌ها ربط داره.
اگر اهداف شما محدوده و نمی تونید زندگیتونو چند بعدی پیش ببرید جوری که هم به درستون برسید، هم به کارتون، هم به بچه‌ها و همسر خانواده‌تون، به خودشناسی مشغول بشین و استعدادهاتون رو کشف کنید. تنبلی همیشه راحت‌ترین راهه اما به جون خریدنِ سختی‌هاست که باعث رشد میشه.
رشد کردن درد دارد ^_^


+الان نصف شدین؟ من نه از شمشیر استفاده کردم و نه بی احترامی کردم. اما کامنت شما تمسخر و بی‌احترامی آشکاری توش داره. مودب و محترم باشید تا با جبهه‌گیری پاسخ‌هامو نخونین و احساس نصف‌شدگی نکنین. این احساس از لحن و جبهه‌گیری خودتون ناشی میشه.
با سپاس از شما بابت اینکه با این همه سختی و مشقت حرفهایی که بقیه روشون نشد بگن رو گفتین! :)

بعد اینکه جمله‌ی "اگر خدا رو بشناسی خودتم شناختی" که گفتین، برعکسش درسته!
خدا غایت شناخته، نه مقدمه‌ی شناخت.
موفق باشین.
سلام
این که گفته سه سال، خوبه؛ به من گفتن 20 سال؛ ولی من زیر بارش نرفتم، چون خودم میدانم
چه کنمم.
پاسخ:
سلام. چیزی مثل رسمی شدن بوده کار شما.
خوب کردین.
شما ماشالا وقتی میوفتی ب جواب دادن و توجیه کردن, دگ فقط میگی و میگی ومیگی ونکته سنجی میکنی وایراد میگیری تاااا اثبات کنی طرفت غلط گفته و له بشه وجلوت پرپر بزنه ^_^
اصن حتی دقت نمیکنی طرف مقابل چی گفته !!
ازجمله اینکه دقیقا گفته اگ خدا رو شناخته باشی یعنی (قبلش) خودتم شناختی , نه اونی ک شما ازش ایراد گرفتی وفلسفه بافتی برا له کردنش ^_^
بقیه حرفاتونم ک عین همیشه توجیه وتوضیح بود
اسم دردآمال وآرزو رم ک گذاشتی درد رشد :))))
دگ توضیح دادن نداره وقتی باهزاران قدرت عقل فقط جواب وتوجیه میارین واصن دنبال فکر کردن مجدد نیستین😊
از ما گفتن بود و از شما مث همیشه رد کردن و توجیه کردن
دگ چیز خاصی باقی نمیمونه
+ عین شما له کردن مخاطب وگاه وبیگاه توجیه خویشتن هیچ مشقت خاصی نداره عزیزم ^_^
حالا باز اگ دوست داشتی , ی دیقه اون سرخاب سفیدآبایی ک ب اهداف زندگیت مالیدی (رشد و برنامه ریزی و زندگی چندبعدی و موفقیت وگل وبلبل و ...)رو پاک کن و از اول بشین برا خودت  فکر کن
اگرم نخاستی ک ی جواب دندون شکن وطولانی دگ ب من ک ن سر پیازم و ن ته پیاز بده و ی ایراد اساسی ازجمله بندیم بگیر و بکوب توصورتم و ی توجیه مشتی ام برا کارای خودت بیار و وژدانتو راحت کن و برس ب اونی ک دنبالشی
از ماگفتن بودو از شما ... ^_____^

درواقع شمایی که باید موفق باشی🙋



(جوابتو ویرایش نکنی ی وخ ! بزار خاطره ش بمونه😊)
پاسخ:
دیگه ما قدرت عقلمون زیاده. چه کار کنیم؟ :)
هرکسی در هر سطح معرفتی باشه تو زندگیش به دوراهی تصمیم برای برنامه‌ی دنیاش میرسه.
عزیزم من حق دارم برای زندگیم برنامه بچینم و این کار رو هم میکنم.
رسیدن و نرسیدنم به رویاهام هم متوجه خودمه، خودم مسئول تصمیماتم هستم.
اینکه چقدر بلند پروازم و چقدر بچگانه و یا مثل دختر پونزده ساله فکر میکنم یا مثل زنی شصت ساله هم همینطور. 
اصلا نمیفهمم مشکلت چیه؟ و چرا هنوز جواب نشنیده اینقدر احساس له شدن و نصف شدن داری و فکر میکنی از روت رد میشم؟
مشکلت اینه که من بلندپروازم؟ و تو چهار سال کلی برنامه دارم؟ خب اشکالش کجاست؟
ایرادت کلا به جا نیست چون من بلند پروازی‌ها مو دوست دارم و از استعداد و خودشناسیم ناشی شده.
تشکر کردم بابت تلنگرت. خدا خیرت بده که خیر من رو خواستی و گوش‌زد کردی. ان‌شالله آدمهای خیرخواه مثل خودت و به سبک خودت تو زندگیت زیاااد پیدا بشن و خدا خیرت رو برای آدمها بیشتر کنه.
اگه بخوام صادق باشم، خود منم با شناختی که از شما و روحیات و اعتقاداتتون داشتم، وقتی متوجه شدم رفتید سمت اشتغال خیلی تعجب کردم. البته داشتن این اعتقادات (که خودمم دارم) به این معنا نیست که یه زن هیچوقت نباید شاغل باشه، فقط در کل حسم رو از فهمیدن این قضیه عرض کردم :)

اما حالا که اینا رو نوشتید، 
این پست رو هم حتما حتما بخونید:

http://womanart.blogfa.com/post/51

:)
ان‌شاءالله هرچی خیره پیش بیاد.
پاسخ:
ممنون عزیزم‌. البته من هنوز هم به دنبال اشتغال هستم. اما خب ترجیحم به کار غیر کارمندیه. همیشه ترجیحم این بوده. وقتی بچه‌ها نبودند هم روحیه من کارمندی نبود چه برسه به الآن که دو تا بچه هم دارم.
پست‌های رضوان رو خونده‌م. خیلی با عقایدش موافقم اما هیچ‌وقت نمی‌تونم این رو به عنوان نسخه‌ی همه‌گیر بپذیرم یا حتی به بقیه بگم.
این تصمیمات خیلی شخصیه و من فکر میکنم ثمَّ لُتُسئَلُنَّ یَومَئِذ عَن النَّعیم
این نعیم میتونه استعدادی باشه که تو برای خدمت به خلق الله داشتی. کسی چه می‌دونه؟
قبول داری که با همین تفسیر رضوان باید کلاً زندگی شهید چمران رو کوبید یا زندگی مرضیه حدیدچی دباغ یا حتی زندگی خیلی از شهدای مدافع حرم رو؟
فکر می‌کنم این چیزها رسیدن به حکمت و خلوص رو می‌طلبه. این یک مقامه که تو به تشخیص فرقان و مقامِ لنَهدِینَّهُم سُبُلَنا برسی و خدا تو رو در راه شناخت مسیر یاری کنه.
کاش به اون مقامات برسیم.
ممنون عزیزم. برای شما هم همینطور.
سلام دوست جان
 دعات میکنم البته اگر با این حال زارم تحبس الدعا نشده باشم.

فقط اینم بهت بگم، حتی وقتی تصمیم گرفتی و وارد مسیر شدی، فکر نکن شک و دودلی ها تموم میشه. هی ممکنه سراغت بیاد و هی باید جوابت رو به روز کنی براشون.

الهی امام رضا ع همین الان به دلت بندازن راه درست کدومه و راحتت کنن
پاسخ:
سلام گله. ان شالله که هیچکدوممون تحبس الدعا نباشیم.

نه. وقتی "تصمیم" گرفتم دیگه پای تصمیمم می‌مونم. شاید پشیمون بشما ولی بهم فشار نمیاد. غالباً برای تصمیم‌هام ارزش قائلم‌.
ممنون. ان‌شالله تصمیم درست بگیرم.
های های^^
من تازه واردم تو بیان و دوستیم ندارم
با تبادل لینکو نظرو اینا موافقی؟
خوشحال میشم بم سربزنی>○<
پاسخ:
های های. :)
موفق باشید تو بیان:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">