أَفَأَنتَ تُکرِهُ النّٰاسَ حَتّٰى یَکُونُوا مُؤمِنِین؟

گاهی فکر می‌کنم که شاید اگر به آیه‌ی "لا اِکراهَ فی الدِّینِ" عمل کرده بودیم برکات دین‌داریمان بیشتر بود.

و گاهی نیز می‌اندیشم،

که شاید روزی،

حتی دین‌داری‌های با کراهت نیز،

نجات‌بخش باشد...



+و فقط و فقط تو صاحب روز جزا هستی...به فقر و ضعف و بیچارگیِ همیشگی ما رحم کن.. و تاریکیِ جهل ما را به نور علم روشن کن..

+عنوان: آیا تو می‌خواهی با زور و اکراه مردم را مومن کنی؟ (۹۹ یونس مبارکه)

صبورا کرمی🦄 ۲۲ آذر ۹۷ , ۲۰:۱۵
پس چرا به قلمرو هایی که مردمش مسلمان نبودند حمله میکردند؟؟؟؟؟؟

کیا؟ پیامبر؟

من نشنیدم پیامبر به جایی حمله کنند تا مردمانِ سرزمینی رو به زور مسلمون کنن!

هوم که خیری ندیده ایم از این اختیار ها :)

بله واقعا :(

... به دنبال حقیقت ... ۲۲ آذر ۹۷ , ۲۲:۰۸
آخرشم نفهمیدم 
i agree 
درسته 
یا 
i am agree

:)

اگری یک فعله :)

پس اولی درسته.
غالبا قاطی میکنن برای همین من همیشه منتظر بودم این تو یه کنکوری بیاد و من بلد باشم! نیومد :))

ولی نفهمیدم شما با چی اگری؟

... به دنبال حقیقت ... ۲۲ آذر ۹۷ , ۲۲:۵۲
به قول اون بنده خدا: یاد میگیرم اما فراموش می کنم! :)

با جمله ی اول تون
شاید اگر به آیه‌ی "لا اِکراهَ فی الدِّینِ" عمل کرده بودیم برکات دین‌داریمان بیشتر بود.


آرههه در اون که شکی نیست.. 

ولی به نظرتون دین با اکراه بودنش بهتر از نبودنش نیست؟

... به دنبال حقیقت ... ۲۲ آذر ۹۷ , ۲۳:۱۶
اگه بهتر بود که آخرین فرستاده عملی ش می کرد...نه؟

دین با اکراه هم البته با دین حداقلی فرق داره...دین حداقلی نداریم...دین با اکراه هم زدگی از دین و دین دار و حکومت دینی و...می آورد.

مگه عملی نکردن؟

دین ابوسفیان و یارانش مثلا. به وضوح با اکراه. تازه اون نجات‌بخش هم نیست و نبود. نجات‌بخشیش در دنیا بود فقط.
دین با اکراه باعث ایجاد دین حداقلی میشه دیگه. نمی‌شه؟
اگر نه، پس تعریفتون از این دو لفظ رو بگین.

... به دنبال حقیقت ... ۲۳ آذر ۹۷ , ۰۸:۲۲

کیا؟ پیامبر؟

من نشنیدم پیامبر به جایی حمله کنند تا مردمانِ سرزمینی رو به زور مسلمون کنن!

برگرفته از lucy-may.blog.ir

اون ها هم مخیر بودند به نظرم..و حتی ابوسفیان با اختیار خودش بین جنگ و مردن و اسلام آوردن اسلام اوردن رو انتخاب می کنه.
و قطعا پیامبر مجبورشون نکرده...همونطور که توی مدینه مردانی میان و میگن پسران مون بعد از این که شما اومدید و حرف شما رو شنیدن الان رفتن پیش یهودی ها و یهودی شدن (چون از یهودی ها سواد یاد گرفته بودن و مدیون می دونستن به نوعی خودشون رو)....بریم به زور بیاریمشون؟
پیامبر فرمودند نه! لا اکراه فی الدین

لا اکراه فی الدین به طور کلی وقتی می تونه مطرح بشه به نظرم که بشه بعدش بلافاصله اورد " قد تبین الرشد من الغی " 
و وظیفه ی پیامبر فقط توی این محدوده است.
که چشم ها رو باز کنه...زنجیر ها رو از پاها باز کنه...به همه نشون بده که ببین جز این راهی که تو می رفتی راه دیگه ای هم هست...دو تا راه وجود داره.
بعد میگه حالا می تونی انتخاب کنی که توی کدوم راه بری.

دین حداقلی اما در جامعه ی مسلمین مطرح میشه
منظور از دین حداقلی "یومنون ببعض و بکفر ببعض"ــــــــــه
امروز ما توی جامعه مون بیشتر دین حداقلی داریم تا دین اکراهی
مثل کسایی که نماز می خونن ولی روزه نمی گیرن مثلا

اون بحثی که از پاسخهای من کپی پیست کردین بحث جنگ به انگیزه‌ی مسلمان کردن بود.



با توضیحاتی که دادین فهمیدم منظورتون از اکراه با من متفاوته. حالا ابوسفیان رو فراموش کنیم. چون من نمیدونم که آیا پیامبر او رو در شرایط اکراه قرار دادن یا خودش برای ظاهرسازی و با مشاهده‌ی توان اندک جنگی پیش‌دستی کرد. اونو ولش کنیم تا من دقیق‌تر مطالعه کنم. اما معنیِ اکراه:
اکراه یعنی کسی رو اجبار کنند تا عملی رو بدون رضایت انجام دهد و در مقابل اعتقاد می‌آید و با اجبار هم تفاوت دارد. در اجبار اختیار سلب می‌شود ولی در اکراه نه. شخص با اختیار خودش ناچار به پذیرش میشود چون تهدیدِ صورت گرفته را دارای قابلیتِ عملی شدن تلقی میکند. شما که حقوق خوندین حتما می‌دونین که اکراه در ارتکاب جرم از مواردیه که باعث سلب عقوبت و مجازات میشود. 
اگه  اینطور نگاه کنیم دین خیلی از ما مدعیانِ اسلام هم دارای اکراه(بدون رضایت، با ترس از عقوبت و بدون اعتقاد) است.
اینگونه است که اکثریت ما به بعض مومنیم و به بغض کافر. که اگر نبودیم وضعمان چنین نبود!
بعد اینم در نظر بگیرید که عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم!
همون دین داری با اکراه هم میتونه تو قالبش قرار بگیره. پس شاید نجات‌بخش باشه!
و شاید بشه نتیجه گرفت که بودنش از نبودنش بهتره! هوم؟ میشه؟
حالا از این منظر دوباره نگاه کنین و نظرتون رو بگین لطفا. دارم فکر میکنم. با صدای قدری بلند تر از حد نرمال.

+الان نگاه کردم دیدم برخی مفسران اکراه در این آیه رو معادل اجبار تلقی و تفسیر کردن و از اصرار بر معنای لغویش چشم‌پوشیدند و معنای اجبار رو نزدیک‌تر به اون مفهوم دانستند.
که نمیدونم چرا! :/ (احساسِ بی‌سوادی!)

... به دنبال حقیقت ... ۲۳ آذر ۹۷ , ۰۹:۴۴
:)
خب در حقوق اکراه دو نوعه.
1. اکراهی که باعث از بین رفتن اختیار شخص نمی شود.
مثلا من طلبکار پدر یک خانمی هستم و پدر رو می ندازم زندان
می گم یا باهام ازدواج می کنی یا بابات توی زندان می مونه!
اینجا اراده و اختیار سلب نمیشه چون فرد فرصت فکر کردن داره.

2. اکراهی که باعث از بین رفتن اختیار شخص می شود.
مثلا یه نفر سند انتقال خونه ی شما به خودش رو گذاشته جلوتون و تفنگ بالای سرتون...می گه یا امضا کن یا می زنم! (چه مثال ترسناکی شد! )
این جا قدرت فکر کردن و اختیار داشتن سلب شده توی اون لحظه

فرقشون هم اینه که توی مورد اول به شخص حق فسخ داده میشه و توی مورد دوم اون عقد حقوقی از ریشه باطله اصلا.

حالا بیاریدش توی بحث اسلام اوردن...
اگه شمشیر گذاشتن بالا سر ابوسفیان یا شما یا من و می گن یا مسلمون شو یا می کشیمت این جا اسلام اوردنه از اساس باطله
اما اگه بهش فرصت میدن که یا مسلمون شو یا جزیه بده یا بجنگ این جا دیگه اکراهی که مد نظر من و شما و آیه است (لا اکراه فی الدین) اصلا تحقق پیدا نمی کنه چون اون طرف قبل از این حرف با اسلام آشنا شده و اگه بدون تعصب باشه و اسلام رو حق ببینه خودش با روی باز اسلام رو می پذیره.
نکته: قبل از این که یا اسلام بیار یا جزیه یا بجنگ باید اسلام به طور کامل معرفی شده باشه.


+در مورد عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم هم باید بگم کفار یا کسایی که اسلام رو قبول ندارن یا از سر اجبار قبول کردن قائل به این حقیقت مطرح شده در آیه نیستند چون خطاب آیه با مومنیه...میگه کُتب علیکم القتال
پس به نظرم لازمه ی مورد خطاب این آیه قرار گرفتن ایمان قلبیه

البته نظر شخصیه و ممکنه اشتباه باشه

دومی اسمش اجبار نیست؟ بازم اکراهه؟

معنای اکراه اون اولیه است.

یعنی میگین عسی آن تکرهوا فقط بر مومنان صادقه؟ یعنی نمیشه کافر از چیزی کراهت داشته باشه ولی براش بهتر باشه؟ به نظرم این نوعی از سنت خداست و به مومن و کافرش ربطی نداره.
نظر منم شخصیه.
ممنون از توضیحاتتون.

... به دنبال حقیقت ... ۲۳ آذر ۹۷ , ۰۹:۴۶
++ اون اکراهی که توی بحث حقوق جزا باعث سقوط مجازات میشه همون اکراهیه که قدرت فکر کردن رو میگیره در لحظه
اونم توی بعضی جرائم فکر می کنم.

(همینطور از باب اطلاعات عمومی گفتم)

قدرت فکر کردن رو میگیره؟

... به دنبال حقیقت ... ۲۳ آذر ۹۷ , ۱۰:۰۹
اینطور که من فهمدیم معنای مد نظر شما از اکراه با کراهت کاری رو انجام دادنه یعنی مثلا پسرک صبح می خواد بره مهد اما خوابش میاد بنابراین با اکراه میره (یعنی معنای عرفی اکراه)

ولی توی حقوق و فقه اجبار هم نوع شدیدی از اکراه محسوب میشه

درست متوجه شدم؟

اکراه رو توضیح دادم. وادار شدن به چیزی از روی ناچار شدن و بدون رضایت و مقابل اعتقاد.

ممکنه کاری سخت باشه ولی با اکراه نباشه. مثل بیدار شدن و رفتن به مدرسه. از روی اعتقاده هرچند غیر دلچسب و طاقت‌فرساست.

سلام
برداشت من از این آیه که نمیدونم از کجا اومده اینه که اساسا دینداری با اکراه محقق نمیشه. دینداری یک مقوله با بنیان اعتقادیه و اون گره خوردن دل و جان با یک امر، از اساس با اکراه منافات داره و کسی با اکراه و اجبار  دیندار نمیشه.حالا مسلمون زبونی شدن و در واقع نفاق، خب دیگه اصلا دینداری نیست. و آیه در مقام نهی نیست بلکه در مقام نفی هست.

سلام.

همین که در مقام نهی نیست یعنی بودنش بر نبودنش ارجحه؟

معنای کراهت اون چیزی نیست که ما معمولا ازش برداشت می کنیم.
لا اکراه فی الدین یعنی برای پذیرش دین سلب اختیاری وجود نداره
برخلاف اغوا که کار شیطان هست و در اون از انسان سلب اختیار میشه

این دو تصویر بخشی از کتاب تعلق اثر آیت الله حائری شیزازی هستن
(با عرض پوزش از این که تایپ نکردم)



اغوا باعث سلب اختیار میشه؟

بعیده‌ها!
من در لغت نگاه کردم اکراه رو در مقابل اعتقاد گذاشته بود.

http://s9.picofile.com/file/8345690150/photo_2018_12_14_12_42_30.jpg

http://s9.picofile.com/file/8345690176/photo_2018_12_14_12_42_24.jpg

خیلی ممنونم. اما متوجه نشدم چه نتیجه ای خواستین بگیرین؟

آخرش اینکه به نظرتون دین با اکراه و بدونِ انتخاب شخصی (که دین‌های حداقلی موروثی هم از نظر من مشمول این نوع از دین‌داری هستند) بودنش بهتره یا نبودنش؟
کلا فکر میکنین اگر در انتخاب دین کلا آزاد بودیم برکتها بیشتر بود یا همین که نصفه نیمه به یه چیزی اعتقاد داشته‌باشیم خوبه و کاچی بهتر از هیچی؟

... به دنبال حقیقت ... ۲۴ آذر ۹۷ , ۰۰:۰۶
بله به این معنا که اونقدر شما رو تحت فشار شدید قرار میده که حتی فرصت پرقدرت تصمیم گیری هم نداشته باشید.

متوجه شدم.

... به دنبال حقیقت ... ۲۴ آذر ۹۷ , ۰۰:۱۱
عرض کردم،توی عالم حقوق به اون اجبار هم میگن اکراه.

مثلا ماده 1070 قانون مدنی
میگه
رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مکره بعد از زوال کُره عقد را اجازه کند نافذ است مگر اینکه اکراه به درجه ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.

++ در مورد کافر هم ممکنه باشه اما حداقل مصداق این آیه نمیشه به نظرم

آها. متوجه شدم.

معنی اکراه در لغت

أنّ الأصل الواحد فی المادّة: هو ما یقابل الإرادة، و الإرادة هو طلب مع الاختیار و الانتخاب،
اصل معنای ریشه «کره» مقابل اراده است. و اراده طلب است همراه با قدرت اختیار و انتخاب.
منبع: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم


أنّ الأصل الواحد فی المادّة: هو ما یقابل الرشد، و الرشد هو الدلالة الى الخیر و الصلاح، فیکون‌ الغَیُ‌ هو الهدایة الى شرّ و فساد. قال تعالى:

. قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ‌ الْغَیِ‌ ...
اصل ماده غوی (ریشه کلمه اغواء) مقابل رشد است. و رشد دلات به خیر و صلاح است و غی هدایت به شر و فساد.

بنابر دو معنی بالا
در دین اکراه یعنی سلب اراده/اختیار نیست. و در دین رشد هست و در رشد اختیار نه اکراه
بر خلاف اغوا که کار شیطانه

نتیجه ام بیشتر برای تبیین مفهوم آیه بود.
چون برداشت عموم از آیه صحیح نیست و میگن در انتخاب دین اجباری نیست در صورتی که معنیش اینه در انتخاب دین سلب اختیاری وجود نداره. و اختیار وقتی معنی داره که انسان نسبت به اتنخابش آگاهی داشته باشه و بر این اساس انتخاب کنه نه بر اساس نفاسانیات یا غفلت یا اغوا.

قطعا دین با انتخاب آگاهانه بهتره. و به همین دلیل جزا بر اساس میزان تعقل هست نه عبادت بدون معرفت
و این که ما باید در اصول دین تحقیق کنیم نه تقلید. دقیقا به همین دلیله.
و البته معتقد هم هستم که کاچی بهتر از هیچی :)



بذارین یه کم فکر کنم. خیلی خوب بود.

نیاز به فکر دارم.
بعد میام پاسخم رو ویرایش میکنم.
کامنت رو تایید میکنم که تا پست پایین نرفته بقیه هم بتونن بخونن و استفاده و فکر کنن :)

مامان محمدمهدی ۲۴ آذر ۹۷ , ۱۹:۵۶
ان شاءالله
چه بحثهای خوبی در کامنت ها شده

اوهوم ^_^

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
دی ۱۳۹۷ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان