ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4309.

چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۳۱ ب.ظ

حدسم درست بود!

فراموش کرده!

آخه آدم اینقدر بی مسئولیت؟! :|

:((



+ایشون!

۹۶/۱۰/۱۳
لوسی می

نظرات  (۹)

۱۳ دی ۹۶ ، ۱۴:۴۴ خانم لبخند
امان از بدقولی و بی مسئولیتی، اماااااان. 
یکی از ویژگی هایی که به شدت ازش بدم میاده -__-
پاسخ:
واقعا واقعا واقعا.
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۵:۰۷ ستاره جان
با عرض تاسف
دغدغه ی تو ایز نات ایکوال با!!! دغدغه ی اون 
پاسخ:
:|
باید باشه دیگه! وقتی قبول مسئولیت میکنه باید دغدغه شو با من یکی کنه!
:|
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۶:۳۴ ستاره جان
چی وَرگوم :/ 
هال کی نِبیَه :/ :(
پاسخ:
:|
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۸:۳۲ ستاره جان
نگو که لهجمونو می فهمی :) 
پاسخ:
واقعا نفهمیدم چی نوشتی یا گفتی! والا من مشهدیشم به زور میفهمم!
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۸:۵۲ گندم بانو
چه بده آدم دیر به دیر سر بزنه و در جریان هیچی نباشه ها!!! :((
پاسخ:
ها بده! زودبه زود سر بزن و در جریان باش عروس خانم:)
از عروسی چه خبر؟ :)
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۹:۱۳ گندم بانو
نمیرسم!!!
همه کارا روی دوش خودم افتاده!!!!
جو که شیراز نیست.
خونواده هامون هر کدوم یه جور گرفتارن!
عروسی هم اگه خدا بخواد نیمه شعبانه. و چون مناسبت خاصه، همه میگن باید زود جا رزرو کنین وگرنه پر میشه!
امروز رفته بودم واسه تالار. فردا باید برم واسه آرایشگاه.
یکی دو روز دیگه واسه کارت دعوت و آتلیه و...
پاسخ:
تنها تنها؟!
خب البته مستر جو هم بود بازم باید همه جا میرفتی باهاش.
قبول دارم عروسی خیلی پرمشغله ست. من زمان عروسیم از کار دانشگاهیم خارج شدم که به کارهای عروسی برسم! خخخخ!
ان شالله به خوشی و خرمی و میمنت و سلامت و رضایت :)
۱۳ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۶ ستاره جان
خخخخخخ و اینجاست که آدم پی به محدودیتش میبره 
چون من فکر کردم فهمیدی خواهر و اون علامت رو گذاشتی آخه خیلی هم شکلکت به حرف من بیراه نبود :) 
ترجمه: چی بگم
حالا که نبوده(مسئله براش مهم نبوده) 
پاسخ:
ههه هه!
آره همون :)
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۳:۰۲ گندم بانو
مشکلاتی هست که اکثرشو مجبورم تنها برم.
البته دختر داییم یه کم همراهیم کرده تا حالا. با اینکه کنکوریه امسال
پاسخ:
خدا خیرش بده واقعانشون دهنده ی مهربونیشه :)
با دوستات هم میتونی بری. البته اگر سلیقه شون رو قبول داشته باشی.
ان شالله از این روزها همه ش خاطره های خوب و قشنگ باقی بمونه برات که رمز و رازش سخت نگرفتنه!
اگر چیزی برات خیلی مهمه حتما به دست بیارش اما اگر چیزی اونقدرها هم برای خودِ خودت حیاتی و مهم نیست اصلا به خاطر حرف بقیه بهش تن نده و ساده بگیر.
این تنها عاملیه که باعث میشه همیشه از این دوران به لذت یاد کنی :)
۱۵ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۸ گندم بانو
میخوام تعداد مهمونا کمتر باشه که هزینه زیاد بالا نره. واسه همین مجبورم دوستامو دعوت نکنم!!! واسه همین نمیتونم بردارم ببرمشون مزون، بعد بگم دعوتتون نمیکنم! :)) حس میکنم زشته!!
من تمام تلاشمو کردم واسه ساده گرفتن. نسبتا هم موفق بودم :)
پاسخ:
:))
آره باهاشون نرو :))
آفرین. همون کاری رو بکن که خوشحالتون میکنه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">