ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

 دوست دارم بشینم و به حال خودم گریه کنم

بیشتر از اینکه به خاطر این پارگی پرده های داخلی ناراحت باشم

احساس تنهایی و غربت میکنم

و هیچ محبت و دلسوزی ای

نمیتونه این احساس رو رفع کنه.

۰ نظر ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
لوسی می
کم خونی شدید
دستاوردی دیگر در بارداری
برای من!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
لوسی می
اعصاب ندارم.
کلا موجود نا امیدی هستم.
اینکه تو 26 سالگی لازم الجراحی بشی
اصلا چیز جالبی نیس!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
لوسی می
پیری و تنهایی
یک کابوس نه چندان دور!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۳
لوسی می
هر قدر به موعد زایمان نزدیک تر میشم
استرس زایمان و ماجراهای بعد از زایمان
بیشتربه سراغم میاد
پایان نامه م هم که همیشه ی خدا هست!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۳
لوسی می
تو بدترین دوران روانی این چند وقت قرار دارم!
نمازهام داره از دست میره
و من نمیدونم قضیه از کجا آب میخوره.
استرس و ترس از این رخداد تو ضمیر ناخودآگاهم هست
و هرقدر خودمو بی خیال نشون بدم
بازم برام قابل هضم نیست..
پایان نامه م هم که همیشه ی خدا هست..
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۳
لوسی می
واقعا کجایی؟!
۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۲
لوسی می
خدایا منو زیر دست دکتر جماعت ننداز!
۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۲
لوسی می
این منشی های طلبکار بی ادب!
۰ نظر ۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۱
لوسی می
خداوندا از بدی آدمهایت شکایت داشتم
اما شکایتم را پس میگیرم
من نفهمیدم
فراموش کردم
که بدی را خلق کردی
که هر زمان دلم از آدمهایت گرفت
نگاهم به تو باشد
گاهی فراموش میکنم
که وقتی کسی کنار من نیست
معنایش این نیست که تنهایم
معنایش این است که همه را کنار زده ای
تا تنها خودم باشم و خودت
با تو تنهایی معنا ندارد  

+بخشی از مناجات شهید چمران
+منو میگه.باور کن!!
۰ نظر ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۱
لوسی می
این اینترنت خونه مون به یک لعنتی واقعی تبدیل شده!
وضعیت بلاگفا رو هم بذارین روش!
۰ نظر ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۱
لوسی می
این روزها همه ش یاد همه ی تیکه هایی میفتم
که بارها شنیده م
و بعد میگم: خب من باید از کسی ببینم که یاد بگیرم یا نه؟!
۰ نظر ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۰
لوسی می
از همه ی اطرافیانم بدم میاد!
البته همه ش هم ناشی از توقعاتمه!
خب توقع نداشته باش
که اگر نکردند دلخور نشی!
۰ نظر ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۴۹
لوسی می
دیروز خواهرم میگفت
نگهداری از دو تا بچه بدون کمک،
خیلی سخته
میگفت خاله گفته تو کار اشتباهی کردی
که اختلاف سنی هاشون اینقدر کمه
و من از دیروز شاکی ام
که خاله به چه حقی
در مورد بچه آوردن من نطر داده؟!
۰ نظر ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۴۹
لوسی می

کلا ذهنم درگیر مامانه!

کلا دلخور و دلشکسته ام.

باید خیلی بیشتر به توانایی های خودم متکی باشم

تا کمک بقیه.

۰ نظر ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۴۸
لوسی می